۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۳۱
تبعات جنگ علیه ایران به قاره سیاه رسید/ سقوط ارز در ۲۹ کشور آفریقایی

تبعات جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران از تنگه هرمز عبور کرد و به اقتصادهای شکننده آفریقا رسید، جایی که ۲۹ کشور با سقوط ارزش پول و افزایش شدید هزینه‌های زندگی مواجه شدند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ با آغاز جنگی که ایالات متحده آمریکا و اسرائیل علیه ایران به راه انداختند، بار دیگر تنش‌ها بر یکی از حساس‌ترین مناطق جهان در معادله انرژی و تجارت بین‌المللی سایه افکند. اما پیامدهای این جنگ تنها به رویارویی مستقیم میان طرف‌های درگیر محدود نماند، بلکه از طریق بازارها، مسیرهای دریایی و شبکه‌های تجارت گسترش یافت و اقتصادهایی دور از میدان نبرد را نیز درگیر کرد. با این حال، همان‌گونه که معمولاً رخ می‌دهد، این پیامدها به‌طور برابر میان کشورهای جهان توزیع نمی‌شود.

براساس گزارش شبکه الجزیره در حالی که اقتصادهای بزرگ ابزارهای مالی و ذخایر لازم برای جذب شوک‌ها—حتی به‌صورت نسبی—را در اختیار دارند، تصویر در بسیاری از کشورهای در حال توسعه متفاوت است. در آفریقا به‌ویژه، جایی که اقتصادها به واردات انرژی و کالاهای اساسی وابسته‌اند و روابط اقتصادی نزدیکی با کشورهای حاشیه خلیج فارس دارند، تنش‌های ژئوپلیتیکی در این منطقه به‌سرعت به منبعی برای بی‌ثباتی اقتصادی تبدیل می‌شود.

در اینجا یک پارادوکس مهم در اقتصاد جهانی نمایان می‌شود. جنگ‌هایی که در مراکز درگیری شعله‌ور می‌شوند، می‌توانند اثرات خود را به جوامعی دور منتقل کنند که در آن نزاع نقشی نداشته‌اند. با افزایش خطرات در بازارهای انرژی و تجارت، این پرسش گسترده‌تر مطرح می‌شود که چگونه آثار این بحران‌ها به اقتصادهای شکننده منتقل می‌شود و چرا قاره آفریقا اغلب نخستین جایی است که بهای درگیری‌هایی را می‌پردازد که در شکل‌گیری آن‌ها نقشی نداشته است.

تبعات جنگ علیه ایران به قاره سیاه رسید/ سقوط ارز در ۲۹ کشور آفریقایی

آنچه در تنگه هرمز آغاز می‌شود در این تنگه باقی نمی‌ماند

همه مسیرهای دریایی از نظر اهمیت برای اقتصاد جهانی برابر نیستند. برخی گلوگاه‌ها می‌توانند در عرض چند روز بازارهای بین‌المللی را دچار تلاطم کنند و تنگه هرمز در صدر این فهرست قرار دارد. این گذرگاه باریک میان سواحل ایران و عمان، شریان اصلی انتقال انرژی از خلیج فارس به جهان است؛ روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت یعنی نزدیک به یک‌پنجم تجارت جهانی نفت و حدود ۲۲ درصد از تجارت جهانی گاز طبیعی مایع از آن عبور می‌کند.

اما اهمیت این گذرگاه‌ها به انرژی محدود نمی‌شود، بلکه به کل جریان تجارت جهانی نیز گسترش می‌یابد. حدود ۲ تا ۳ درصد از حمل‌ونقل کانتینری جهان از تنگه هرمز عبور می‌کند. با تشدید تنش‌های امنیتی، تنها حمل‌ونقل دریایی آسیب نمی‌بیند، بلکه پیامدها به شبکه‌های حمل‌ونقل هوایی نیز سرایت می‌کند. برآوردها نشان می‌دهد شرکت‌های هواپیمایی خاورمیانه حدود ۱۳ درصد از ظرفیت حمل بار هوایی جهان را در اختیار دارند.

همچنین تنگه هرمز به‌عنوان یکی از کلیدی‌ترین تنظیم‌کننده‌های امنیت غذایی جهان عمل می‌کند؛ چراکه حدود یک‌سوم صادرات اوره (یکی از مهم‌ترین کودهای کشاورزی) از این مسیر عبور می‌کند. در حالی که تقریباً نیمی از تولید جهانی غذا به کودها وابسته است، حدود ۳۰ درصد تولید آمونیاک و ۵۰ درصد تولید اوره نیز به زنجیره‌های تأمین مرتبط با این منطقه وابسته‌اند.

بنابراین، جهش قیمت نفت تنها شوک وارده نبود، بلکه بحران بی‌سابقه‌ای در حمل‌ونقل و بیمه ایجاد کرد. کشتی‌ها مجبور شدند مسیر خود را به دماغه امید نیک تغییر دهند، که هزینه هر سفر را تا ۴ میلیون دلار افزایش داد. شرکت‌های بیمه نیز پوشش ریسک جنگ را کاهش دادند و زنجیره‌های تأمین در معرض خطر قرار گرفتند. در نتیجه، قیمت کودها و نهاده‌های کشاورزی تا ۳۵ درصد افزایش یافت و امنیت غذایی جهانی تحت فشار قرار گرفت.

برآوردها نشان می‌دهد هر افزایش پایدار ۱۰ دلاری در قیمت نفت می‌تواند رشد اقتصادی جهانی را بین ۰.۱ تا ۰.۲ درصد کاهش دهد و تورم را افزایش دهد. اما واقعیت تلخ این است که این شوک‌ها به‌طور برابر توزیع نمی‌شوند؛ در حالی که کشورهای ثروتمند می‌توانند آن را جذب کنند، در کشورهای فقیر به بحران‌های معیشتی و بدهی‌های فزاینده تبدیل می‌شود.

تبعات جنگ علیه ایران به قاره سیاه رسید/ سقوط ارز در ۲۹ کشور آفریقایی

آفریقا در قلب طوفان

قاره آفریقا گویی در خانه‌هایی شیشه‌ای زندگی می‌کند؛ جایی که شکنندگی اقتصادی همچون یک تقویت‌کننده بحران عمل می‌کند. این وضعیت صرفاً بدشانسی نیست، بلکه نتیجه الگوی وابستگی اقتصادی است. کشورهای آفریقایی با دو نوع آسیب‌پذیری شامل وابستگی تجاری (به واردات کالاهای اساسی) و وابستگی مالی (به سرمایه خارجی و ارزهای خارجی) مواجه‌اند.

از زمان آغاز جنگ علیه ایران، قیمت سوخت در کشورهای مختلف آفریقا به‌طور نابرابر افزایش یافته است. کشورهایی مانند تانزانیا، مالاوی و زیمبابوه افزایش‌های شدیدی را تجربه کردند، در حالی که برخی کشورها افزایش کمتری داشتند.

با وجود منابع نفتی در کشورهایی مانند نیجریه و آنگولا، قاره آفریقا سالانه بیش از ۱۲۰ میلیارد دلار صرف واردات فرآورده‌های نفتی می‌کند. این قاره حدود ۷۰ درصد نفت خام و ۴۵ درصد گاز طبیعی خود را به‌صورت خام صادر می‌کند که به دلیل نبود ظرفیت پالایش، سالانه حدود ۱۵ میلیارد دلار زیان به همراه دارد.

قاره آفریقا حدود ۹۰ درصد تجارت خود را از طریق دریا انجام می‌دهد. با افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل و اختلال در مسیرها، هزینه کالاها پیش از رسیدن به مصرف‌کننده افزایش یافته و فشار معیشتی تشدید شده است.

تبعات جنگ علیه ایران به قاره سیاه رسید/ سقوط ارز در ۲۹ کشور آفریقایی

بحران غذا و معیشت

افزایش قیمت کودها تهدیدی مستقیم برای تولید غذاست. تجربه جنگ اوکراین نشان داد که چنین شوک‌هایی می‌تواند تولید غلات را کاهش دهد و میلیون‌ها نفر را به ناامنی غذایی بکشاند.

در قاره آفریقا که خانوارها حدود ۷۰ درصد درآمد خود را صرف غذا می‌کنند، افزایش ۱۰ درصدی قیمت‌ها می‌تواند میلیون‌ها نفر را از حداقل معیشت به سمت گرسنگی سوق دهد.

سقوط ارزها و فشار مالی

با افزایش هزینه واردات (۷۱۹ میلیارد دلار)، فشار بر ارزهای ملی در قاره آفریقا، افزایش یافته و ارزش پول ۲۹ کشور آفریقایی کاهش یافته است. در همین حال، سرمایه‌ها به سمت دلار حرکت کرده‌اند و سرمایه‌گذاری خارجی در قاره آفریقا، کاهش یافته و بدهی این قاره به ۱.۹ تریلیون دلار رسیده است. 

وابستگی ساختاری اقتصاد

ساختار تجارت آفریقا نشان‌دهنده وابستگی عمیق این قاره است. ۷۰ درصد صادرات آفریقا، مواد خام است، در حالی که ۶۰ درصد واردات این قاره را کالاهای صنعتی تشکیل می‌دهد و ۸۰ درصد مواد غذایی در آفریقا، وارداتی است. این الگو باعث می‌شود که این قاره در برابر شوک‌های جهانی بسیار آسیب‌پذیر باشد.

تبعات جنگ علیه ایران به قاره سیاه رسید/ سقوط ارز در ۲۹ کشور آفریقایی

بحران بدهی و تأمین مالی

بدهی عمومی قاره آفریقا به ۶۳.۵ درصد تولید ناخالص داخلی رسیده و بیش از ۳۱٪ درآمد دولت‌های این قاره صرف بازپرداخت بدهی می‌شود. ۱۳ کشور آفریقایی در میان ۲۰ کشور با بیشترین بحران بدهی جهان، قرار دارند.

نقش حیاتی حواله‌ها

حواله‌های مهاجران آفریقایی به ۱۰۰ میلیارد دلار رسیده و بیش از نیمی از منابع مالی خارجی این قاره را تشکیل می‌دهد. اما این وابستگی نیز شکننده است، زیرا به شرایط اقتصادی کشورهای میزبان وابسته است.

چرخه معیوب بحران

دولت‌های قاره آفریقا برای مقابله با بحران، یارانه‌ها را حذف می‌کنند و نرخ بهره را افزایش می‌دهند و به وام‌های خارجی وابسته‌تر می‌شوند

اما این سیاست‌ها، فشار بر مردم را افزایش می‌دهد و فقر را تشدید می‌کند و وابستگی را تداوم می‌بخشد. در نهایت، مردم عادی بیشترین هزینه را می‌پردازند، در حالی که ساختار وابسته اقتصادها پابرجا می‌ماند.

..............................

پایان پیام/ ۲۶۸

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha