به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ حجتالاسلام والمسلمین اسدپور، استاد حوزه و مدیر اندیشکده ضحی، عصر چهارشنبه (۱۰ تیرماه) در نشست تخصصی «بررسی میراث فکری و معنوی رهبر شهید امت» که در سالن خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا برگزار شد، به تشریح عمیق و جامع ابعاد گوناگون اندیشهٔ رهبر شهید پرداخت.
حجتالاسلام والمسلمین اسدپور در ابتدای سخنان خود با تسلیت ایام سوگواری سیدالشهدا(ع) و نیز شهادت رهبر انقلاب اسلامی، گفت: در آغاز سخن، تسلیت عرض میکنیم به مناسبت مجدداً شهادت این امام عزیز و قائد شهید را به همهٔ مخاطبان عزیز. تشکر میکنم از خبرگزاری ابنا بابت این اهتمامی که به بازخوانی میراث فکری و معنوی امام و قائد شهید داشتند.
اسدپور با اشاره به تحولات اخیر و حماسهآفرینی ملت در تشییع پیکر رهبر شهید، اظهار داشت: معمولاً در این تحولات و اتفاقات جنگ و صلح، کمتر زمینهای برای بازخوانی فکری و معنوی و حتی آن لایههای شخصیتی حضرت آقا فراهم شده است. حتی فرصت عزاداری ایشان حماسهای آفرید که بهحمدالله آفریده شد و ملت مبعوث توانستند وصیت ایشان را عملی کنند، اما جا دارد جریانهای نخبگانی و رسانهای، آرامآرام این فرصت را مغتنم بشمارند و به بازخوانی بپردازند.
وی با تأکید بر ضرورت پژوهشهای بلندمدت افزود: کار یک روز و دو روز نیست؛ شاید دههها پژوهش در اندیشهٔ حضرت آقا، پژوهش در ابعاد مختلف شخصیت ایشان باید در دستور کار جریانهای نخبگانی متعلق به جبههٔ مقاومت و انقلاب اسلامی قرار بگیرد. این ظرفیت واقعاً وجود دارد و میگویم دههها، اصلاً غلو و مبالغه نیست؛ واقعاً دهها سال باید در ابعاد شخصیتی و فکری ایشان کار پژوهشی درخور و فاخر انجام شود.
اجتهاد تمدنی و فقه امتساز
این پژوهشگر تمدن اسلامی، موضوع اصلی سخن خود را «اجتهاد تمدنی و مدل فقاهت امتساز» رهبر شهید معرفی کرد و گفت: اولین بار در جریان بیداری اسلامی، حضرت آقا این موضوع را مطرح کردند. بعد در نشستی که علمای جهان اسلام به مناسبت بیداری اسلامی در سال ۱۳۹۱ خدمت ایشان مشرف شدند، ایشان فرمودند که وظیفهٔ علما امروز این است که با یک اجتهاد تمدنی، منابع و معارف اسلامی را بازخوانی و بازاندیشی کنند.
اسدپور ادامه داد: در آخرین متنی هم که حضرت آقا به مناسبت صدمین سال تأسیس حوزهٔ علمیه قم نوشتند و عملاً تبدیل به وصیتنامهٔ حوزوی ایشان شد، در مرحلهٔ پنجم از کارکردهای حوزه، بر “نوآوریهای تمدنی” تأکید کردند و بهویژه از واژهٔ “فقه امتساز” استفاده نمودند. پس هر دو واژهٔ “اجتهاد تمدنی” و “فقه امتساز” از کلیدواژههای بهکاررفته در بیانات خود رهبر شهید هستند.
اسدپور با الهام از فرمایشات رهبر شهید، اولین لایهٔ اجتهاد تمدنی را «عقلانیت» دانست و توضیح داد: حضرت آقا برای بازخوانی اسلام ناب، سه کلیدواژهٔ “عقلانیت”، “معنویت” و “عدالت” را مبنا قرار میدادند و پایهٔ همه را “عقلانیت” میدانستند. این عقلانیت، هم از بُنمایههای حکمی و معرفتی الهام میگیرد و هم ناظر به کنش، سویهٔ عمل و رفتار است.
وی ادامه داد: اگر عقلانیت را یک دستگاه محاسباتی در نظر بگیریم که از منابع حکمی و معرفتی تغذیه میکند، اما به شدت ناظر به میدان، صحنه و عینیت است، و اگر بتوانیم این عقلانیت را در بستر اجتماعی جاری کنیم، کنش خیرهکنندهای مثل انقلاب اسلامی و مقاومت پدید میآید.
اسدپور برای تبیین این عقلانیت، به مقالهٔ معروف رهبر شهید با عنوان «روح توحید نفی عبودیت غیر خدا» که در سال ۱۳۵۶ منتشر شده، استناد کرد و گفت: ساختار این مقاله، مدل عقلانیت حضرت آقا را بهخوبی نشان میدهد. ایشان در ابتدا نقش توحید را در جهانبینی عمومی اسلام بسیار مختصر و چکیده توضیح میدهند (شاید در قالب دو صفحه)؛ اما سریع از آن عبور میکنند و میروند سراغ امتدادهای انسانشناختی توحید و ۷ اصل را در این حوزه تفصیلاً بیان میکنند.
وی افزود: اما باز هم در همینجا متوقف نمیشوند و به سراغ توحید بهمثابهٔ دکترین اجتماعی میروند و ۱۴ اصل را بهعنوان اصول ساخت اجتماعی مبتنی بر توحید ارائه میدهند. جالب اینجاست که در این مقالهٔ ۲۴ صفحهای، قریب به ۷۸ ارجاع مستقیم به آیات قرآن وجود دارد. یعنی اندیشهٔ ایشان، ترکیبی از حکمت، فلسفه و ادبیات قرآنی است.
اسدپور با اشاره به تأکید رهبر شهید بر «تولید فکر» که از «تولید علم» سختتر است، اظهار داشت: این پایگاه فکری که انسان بتواند در آن استقرار یابد، به شدت از التقاط و تذبذبهای معرفتی جلوگیری میکند. ما در میان روشنفکران خود کم نداشتیم افرادی که از منتهاالیه جریان چپ جهانی، یکدفعه به مطالعهٔ جریان راست منتقل شدند. آنچه از این چرخشهای ۱۸۰ درجهای جلوگیری میکند، استقرار در یک پایگاه معرفتیِ ریشهدار است.
سبک فقاهتی رهبر شهید؛ تلفیق «فقه واقعگرا» با نگاه تمدنی
این استاد حوزه در ادامه به سبک فقاهتی رهبر شهید پرداخت و گفت: سبک فقاهتی ایشان به شدت ملهم از فقه واقعگرای مکتب قم است. هم از جهت اصول فقه و هم از جهت سبک فقاهت، هم از آیتالله بروجردی متأثر بودند، هم از شیخ مرتضی حائری و هم از خود حضرت امام(ره). هرچند از حوزهٔ نجف و درس آیتالله خویی نیز بهره بردند، اما مؤلفهٔ اصلی فقاهت ایشان، نزدیک به فقه واقعگرای قم است.
وی در تشریح تفاوت این دو رویکرد افزود: در فقه افتراضیِ مکتب نجف، معمولاً به صورت قضیهٔ شرطیه حکم صادر میشود و فقیه خود را متکفل شناخت عینیت نمیداند، اما در فقه واقعگرای قم، فقیه به موضوعشناسی و مواجهه با عینیت متعهد است و حکم را متناسب با واقعیت خارجی صادر میکند.
اسدپور با اشاره به رویکرد تاریخی رهبر شهید گفت: ایشان ما را مکلف به مطالعهٔ میلیمتری سیرهٔ پیغمبر اکرم(ص) میدانستند و تاریخ صدر اسلام را منبعی الهامبخش برای جامعهپردازی امروز معرفی میکردند. ایشان ادوار مختلف شکوفایی تمدن اسلامی را کاوشگرانه مطالعه میکردند؛ از صدر اسلام، تا قرن سوم تا ششم (دوران اوج تمدن اسلامی)، سپس قرن هشتم (مکتب حله) و قرن دهم و یازدهم (صفویه و عثمانی) را بررسی میکردند تا عبرتهایی برای جامعهپردازی امروز بیابند.
وی به ایدهٔ بدیع «انسان ۲۵۰ ساله» اشاره کرد و گفت: این ایده اولین بار در سخنرانیهای محرم سال ۱۳۵۱ در هیئت انصارالحسین تهران مطرح شد. خود حضرت آقا فرمودند که در زندان، با تأمل در تدابیر اهلبیت(ع) در طول خلافت اموی و عباسی، به این جرقه رسیدند که انگار اهلبیت یک انسان ۲۵۰ ساله هستند که در موقعیتها و اقتضائات مختلف، یک خط و راهبرد واحد را با تاکتیکهای گوناگون دنبال میکردند. این نگاه، مبنای کتاب “همرزمان حسین” و سپس مجموعهٔ “انسان ۲۵۰ ساله” قرار گرفت.
اسدپور با نقد نگاه شکستگرایانه به تاریخ انبیا تأکید کرد: برخلاف برخی که تاریخ را پروژهای شکستخورده میبینند، نگاه رهبر شهید کاملاً ۱۸۰ درجه متفاوت است. ایشان معتقدند مسیر مبارزه با طواغیت، مسیر روشن و پیروزمندانهای است و در نهایت، گسترش عدل در پایان تاریخ محقق خواهد شد.
اسدپور در ادامه به نظام اجتماعی از منظر رهبر شهید پرداخت و گفت: از این نگاه واقعگرا، مهمترین ساختار اجتماعی، “ساختار حاکمیت” است؛ چون قدرتمندترین و اثرگذارترین ساختار در عرصهٔ فرهنگ، علم، سیاست و امنیت است. به همین دلیل، تحقق دولت اسلامی مقدم بر تحقق جامعهٔ اسلامی از منظر تأثیرگذاری است. اما دقت کنید که این مراحل (انقلاب، دولت، جامعه، تمدن) مسیر خطیِ ۱-۲-۳-۴ نیست، بلکه حرکت حلزونی و رفتوبرگشتی دارد؛ گاهی جامعهسازی به دولتسازی کمک میکند و بالعکس.
وی ادامه داد: اگرچه از جهت لایهٔ ارزشی، فرهنگ را زیربنا میدانند، اما از جهت اهمیت تأثیرگذاری، ساختار حاکمیت را مقدم میشمرند.
این پژوهشگر تصریح کرد: هدف نهایی از همهٔ این ساختارها، بازگشت به “استخلاف” انسانهاست. یعنی خود انسانها بهصورت اکتسابی بتوانند خلیفهاللهی خود را محقق کنند که منشأ کرامت ذاتی و حقوق انسانی میشود. در این نگاه، ساختار قدرت و سیاست، ابزاری و مقدمهای برای فعال کردن استعدادهای نهفتهٔ آدمی و فراهم کردن بستر “قیام لله” است. همان شعاری که در تشییع ایشان با عنوان “باید برخاست” تجلی یافت.
امتسازی و الگوی پیشرفت ایرانی-اسلامی
اسدپور با گسترش بحث به سطح فراملی گفت: وقتی به فقه امتساز حضرت آقا میرسیم، نگاه گستردهتر میشود و تنها به جامعهٔ خودی بسنده نمیشود. تلاش بر این است که یک “جامعهٔ الگو” و “جامعهٔ تراز” ساخته شود که نفس وجود آن، پیشران حرکت سایر ملل و جوامع باشد. این همان “امت وسطی” یا “امت معتدل” است که با انطباقپذیری با مختصات فرهنگی و سیاسی خودشان، میتواند مسیر را برای دیگران نیز باز کند.
وی در توضیح الگوی ایرانی-اسلامی پیشرفت گفت: حضرت آقا صراحتاً میفرمودند که الگوی پیشرفت عراقی-اسلامی با افغانی-اسلامی یا عربی تفاوت دارد، اما اگر یک جامعهٔ الگو ایجاد شد، دیگران نیز با اقتضائات خودشان میتوانند مسیر را بومیسازی کنند.
اسدپور با اشاره به تقارن شهادت رهبر شهید با پایان چشمانداز ۲۰ ساله (اسفند ۱۴۰۴)، بیان کرد: در سالهای اخیر ملامتها و سرزنشها را میشنیدیم که سند چشمانداز به کجا رسید؟ اما شهادت حضرت آقا و جنگ تحمیلیِ پس از آن، نشان داد که الگوی پیشرفت بومی و درونی مبتنی بر معارف اسلامی، پیشرفت حقیقی و واقعی است. کشورهایی که در همسایگی ما پیشرفت عاریتی داشتند، در عرض یکدو هفته جنگ، نتوانستند از آن صیانت کنند و خط بطلان بر آن کشیده شد.
وی با تأکید بر «ایران اخلاقی» در جنگ افزود: همهٔ دوست و دشمن دیدند که ایران اخلاقی جنگید. حتی در فناوری موشکی و پهبادی، ارزشهای اخلاقی و انسانیِ مبتنی بر الهیات و نظم ارزشیِ خود را تحمیل کرد و فناوری، رامِ دست متفکر و نخبهٔ ایرانی شد. رهبر شهید، واقعاً معمار پیشرفت اسلامی و بومیِ ایران عزیز ما هستند.
اسدپور با اشاره به تفسیر شهید بهشتی از «امت بودن» گفت: مرحوم شهید بهشتی “امت” را به “نشویهٔ معنا” تعبیر میکرد؛ یعنی نفس وجود تو باید خیر باشد. ایران با همین که ۴۷ سال مقاومت کرده و مانده است، فارغ از فتوحات، مسیر مبارزه با طاغوت را باز میکند و صفشکنی میکند. ایران چه بخواهد و چه نخواهد، الهامبخش میشود.
نمونههای عینی «فقه امتساز»
وی در بخش پایانی سخن خود به فتاوی راهبردی رهبر شهید اشاره کرد و گفت: *«فقه امتساز اقتضائات و الزاماتی دارد. فتوای تاریخی تحریم اهانت به مقدسات مذاهب اسلامی، یک فتوا راهبردی است و بسیاری از حوزویان عظمت آن را درک نمیکردند چون با نگاه تمدنی با آن مواجه نبودند. یا فتوای حرمت قمهزنی که به عنوان ننگ و عار برای شیعیان صادر شد، یا فتوای تحریم سلاح هستهای به عنوان کشتار جمعی و نسلکشی. از شما خواهش میکنم این فتاوا را فقط تاکتیکی و مصلحتی نبینید؛ اینها در مسیر راهبردی امتسازی معنا مییابند و جایگاه رفیعی دارند.»*
اسدپور در پایان سخنان خود با اشاره به افقگشایی رهبر شهید در عرصهٔ اجتهاد تمدنی گفت: مهمترین میراث ایشان، نگاه امتسازی و تمدنسازی است که خودشان در عمل، حرکت از انقلاب تا تمدن را پیش بردند. ایشان صراحتاً فرمودند که فقط به دنبال بحث نظری و شعاری نیستند؛ این امری است که بر زمین محقق شده است.
وی با ابراز امیدواری افزود: نظم نوین جهانی و نقشآفرینی امت اسلامی در آن، آرمانی دور از دسترس نیست؛ بلکه در دسترس است، به شرط حرکت جهادی، عقلانیت، انرژی معنوی و روحیهٔ مقابله با استکبار. خود همین شهادت و نهضتهایی که در خونخواهی ایشان شکل خواهد گرفت، همچون نهضت عاشورا، بازدارندگی ایجاد میکند. در طول دورهٔ اموی و عباسی، واقعهٔ عاشورا برای اهلبیت تکرار نشد؛ این بازدارندگی، مسیر را برای رسیدن به اهداف تضمین میکند. انشاءالله این آرمان، به برکت خون پاک امام مقاومت، بسیار سریع در دسترس ما قرار خواهد گرفت.
.
.
ویدیو سخنان حجتالاسلام اسدپور در نشست «بررسی میراث فکری و معنوی رهبر شهید امت»
...................
پایان پیام/
نظر شما