۱۷ تیر ۱۴۰۵ - ۱۵:۲۳
رهبر شهید را نمی‌توان جدا از خورشید تصور کرد؛ او بازتاب انقلابی بود که نزدیک به نیم قرن تداوم یافت

شبکه المیادین لبنان در تحلیلی با عنوان «ما این‌گونه رهبر را می‌بینیم»، به بررسی ابعاد شخصیت، مسیر و امتداد رهبر شهید انقلاب اسلامی پرداخت و تأکید کرد که «دیدن» او، فراتر از دید چشم، درک حقیقت، مسیر انقلاب و اثری است که تا پس از شهادت امتداد دارد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ شبکه المیادین لبنان نوشت: اگر «دیدن» در اینجا فراتر از دید چشم، به معنای درک حقیقت و اثرگذاری باشد، رهبر شهید را می‌توان تصویری خواند که بازتاب‌دهنده خود ماست؛ مسیری که یک انقلاب و امت در آن تجسم یافته و تاثیری که تا پس از شهادت او امتداد دارد.

وقتی خبر شهادت او اعلام شد، فاصله جاده جنوب تا بیروت یک ساعت و نیم طول کشید؛ چرا که ما باید برای پوشش اخبار تجاوزات رژیم صهیونیستی در دفتر کار حاضر می‌شدیم و تلاشمان را مضاعف می‌کردیم تا تمام اخبار ما به سنگین‌ترین تیتر ممکن تغییر یابد: «شهادت رهبر امت‌ها، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای».

در مسیرم برای پوشش خبر شهادتش ــ که هر راهی به سوی شهادت او، راهی به سوی خود اوست ــ سخن یکی از علما را به یاد آوردم که وقتی به سوی ایشان گام برداشت، گفت: «خورشید طلوع کرد». پنهان نمی‌کنم که با وجود تمام تاریکی آن روز، نتوانستم نام سید را جدا از خورشید تصور کنم. نتوانستم عمامه‌اش را جدا از عشق تا مرز شهادت و جان باختن در راه این عشق ببینم. با تمام سنگینی مسیر ۲۸ فوریه، نتوانستم تصویر او را در حال لبخند زدن و صدایش را آن زمان که گفت: «دوستتان دارم در حالی که شما را ندیده‌ام»، از ذهنم کنار بگذارم.

«ما این‌گونه رهبر را می‌بینیم»

احتمالاً عنوان این نوشتار شما را به خواندن متن کشانده است؛ چرا که چگونه می‌توانیم انقلابی چون او و امتی کامل را که در یک پیکر تجسم یافته است، با چشمان خود «ببینیم»؟

برای سخن گفتن درباره سید شهید، حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، دو راه وجود دارد: کوتاه و مفصل.

اما روایت کوتاه ــ که البته کوتاه‌گویی در حق شخصیت او بی‌انصافی است ــ داستان مردی است که از مدارس دینی مشهد به عرصه‌های انقلاب آمد، پرچم آن را از همان آغاز بر دوش کشید و سال‌ها بازداشت و سختی‌ها را در این راه به جان خرید؛ پیش از آنکه شاهد پیروزی انقلاب باشد و پله‌های مسئولیت را از ریاست‌جمهوری تا رهبری انقلاب و جمهوری اسلامی طی کند.

او دهه‌ها را در قلب سیاست، مبارزه و تحولات بزرگ ایران و منطقه سپری کرد تا اینکه در فوریه گذشته در پی تجاوز صهیونیست‌ها در محل کار خود به شهادت رسید. امروز او بر دوش بدرقه‌کنندگانش در یکی از بزرگ‌ترین مراسم‌های تشییع تاریخ معاصر ــ اگر نگوییم بزرگ‌ترین آن ــ به مشهد، زادگاهش در سال ۱۹۳۹ (۱۳۱۸ خورشیدی) بازمی‌گردد تا فصلی از سیره مردی که تاریخ معاصر ایران را برای دهه‌ها رقم زد، به پایان برسد.

اما اگر خواهان روایت مفصل هستید، آنچه در ادامه می‌آید برای شماست:

سخن گفتن از تشییع رهبر شهید، فراتر از یک سوگواری شخصی است؛ بلکه واکاوی یک رویداد استراتژیک است که در آن، عظمت تاریخی که سید از خود به جای گذاشت آشکار می‌شود، استثنایی بودن این رهبر حتی پس از شهادت تجلی می‌یابد و پیامدهایی از آن گشوده می‌شود که نشان‌دهنده آغاز مراحل جدیدی از نبرد در منطقه و توازن قوا در جهان است.

به‌ویژه پس از آنکه کاخ سفید بر روی فروپاشی و سقوط نظام در ایران شرط‌بندی کرده بود و اکنون می‌بیند که چگونه انقلابیون جهان گرد یک پیکر جمع شده‌اند؛ پیکری که محور صهیونیستی-آمریکایی در زمان حیاتش هرگز نتوانست آن را به زانو درآورد و در مرگش نیز هرگز توان چنین کاری را نخواهد داشت.

اگر منظور از «دیدن» در اینجا، نه دیدن با چشم سر، بلکه درک معنا، اثر و امتداد او باشد، سخن گفتن از رهبر شهید را نمی‌توان در یک زندگی‌نامه شخصی یا سیر زمانی رویدادها خلاصه کرد؛ زیرا مردی که ما دیدیم تنها یک فرد نبود، بلکه تصویری بود که خود ما در آن منعکس شدیم، مسیری بود که یک انقلاب و امت در آن تجسم یافت و اثری بود که از مرزهای حیاتش فراتر رفت.

از این رو، این «دیدن» را می‌توان از ۳ منظر بررسی کرد:

۱. دیدن شخص رهبر (هویت فردی)

۲. دیدن انقلاب در رهبر (مسیر و آرمان)

۳. دیدن رهبر در حضور پس از شهادتش (اثر و امتداد)

بخش اول: شخص و انسان؛ درباره «دیدن» خود رهبر

درباره شخصیت باوقار و بردبار رهبر

شگفت‌آور نیست که نیروهای آزادی‌خواه و انقلابیون در سراسر جهان سیره این رهبر را بازخوانی کنند؛ سیره‌ای که فراتر از آن است که در چند صفحه خلاصه شود، چرا که کتاب‌ها، گواهی‌ها و پژوهش‌های متعددی مراحل طولانی زندگی و مسیر او را ثبت کرده‌اند.

با این حال، آنچه در اینجا برای ما اهمیت دارد، مرور تاریخ‌ها یا بازگویی رویدادها نیست، بلکه بازآفرینی «نگاه و درک ما» از اثرگذاری او در واقعیت امروز است؛ از لحظه شهادتش در ۲۸ فوریه تا به امروز.

سید شهید، جمهوری اسلامی ایران را در دوره‌ای رهبری کرد که منطقه در میدان‌های مین‌های پیچیده‌ای غرق بود؛ از محاصره اقتصادی خفقان‌آور و جنگ‌های منطقه‌ای گرفته تا تجاوزهای مستقیم نیروهای استکبار جهانی علیه تهران و اقدامات جنایتکارانه صهیونیست‌ها در کشور.

در بحبوحه این تحولات، تهران کوشید تا از پیامدهای فشارهای خارجی و مداخله‌های بین‌المللی عبور کند تا جایگاه جمهوری اسلامی را به عنوان یک بازیگر اصلی در معادلات منطقه و نیرویی تأثیرگذار که نمی‌توان آن را در پرونده‌های مختلف ــ از خلیج فارس تا شرق دریای مدیترانه ــ نادیده گرفت، تثبیت کند.

درباره رهبری از جنس مردم

در سایه همه این‌ها، ما خودمان را در شخصیت رهبر می‌دیدیم؛ در خانه‌اش که عالی‌ترین مظهر زهد و پارسایی بود، در سخنرانی‌ها و لهجه عربی‌اش، و در حضورش آن‌زمان که فریاد «نه» سر می‌داد. او در جنوب لبنان و در فلسطین دیده می‌شد؛ روحیه انقلابی از طریق او تجلی می‌یافت و زندگی زاهدانه در شیوه زیست او نمایان بود.

او شبیه به چشمان مادران داغ‌دیده، مجاهدان و پایداری‌کنندگان در خطوط مقدم جبهه‌های نبرد بود. او بازتاب انقلابی اسلامی بود که پس از سال‌هایی سخت، نزدیک به نیم قرن تداوم یافت. او مظهر زندگی‌ای با عنوان زهد و سادگی مطلق در خانه، لباس و غذایی ناچیز بود؛ چنان‌که خود فرمود: «من کودکی خود را در سختی شدیدی گذراندم، به‌ویژه آنکه هم‌زمان با روزهای جنگ بود. با وجود اینکه شهر مشهد خارج از مرزهای جنگ بود و همه چیز در آن نسبت به سایر شهرهای کشور فراوان‌تر و ارزان‌تر بود، اما وضعیت معیشتی ما به گونه‌ای بود که نمی‌توانستیم نان گندم بخوریم و معمولاً نان جو می‌خوردیم.»

ایشان در ادامه به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر خود افزوده بودند: «برخی شب‌های کودکی‌ام را به یاد می‌آورم که در خانه چیزی برای شام نداشتیم. مادرم پولی را که گاهی مادربزرگم به من یا یکی از برادران و خواهرانم می‌داد، می‌گرفت و با آن شیر یا کشمش می‌خرید تا با نان بخوریم. مساحت خانه‌ای که در آن متولد شدم و حدود ۵ سال از عمرم را در آن گذراندم، بین ۶۰ تا ۷۰ متر در محله‌ای فقیرنشین در مشهد بود که یک اتاق و یک زیرزمین تاریک و تنگ داشت.»

بخش دوم: مسیر؛ درباره دیدن امت در رهبر

رهبر شهید نه صرفاً مردی در جایگاه مسئولیت، بلکه امتداد یک مسیر انقلابی بود که از سال‌ها پیش به آن پیوسته بود. او امت را در مسیر خود همراه کرد تا جایی که مردم در سخنان و مواضع او، راه ایستادگی و رویارویی را می‌دیدند. مسیری که بر پایه ایستادگی در برابر سلطه‌گری، ساختن حضوری منطقه‌ای و فعال، و حفظ جایگاهی استوار در مواجهه با خودکامه‌ترین، نظامی‌ترین و جنایتکارانه‌ترین قدرت‌های جهان استوار بود.

سید شهید در تمام این‌ها دیده می‌شد تا به جهان نشان دهد چگونه بزرگ‌ترین رهبران می‌توانند از زاهدانه‌ترین و ساده‌ترین مکان‌ها برخیزند؛ تا برای دشمنانشان سرسخت‌ترین چالش و برای یارانشان رحمتی دوچندان باشند. از این رو، این رهبر بردبار، شبیه به امت، شبیه به انقلاب و شبیه به هر کسی شد که با ایمان به این مسیر، می‌خواست در راه او گام بردارد.

شاید آنچه این رهبر بین‌المللی شهید را متمایز می‌ساخت، این بود که حضور او تنها به کالبد جسمانی‌اش محدود نمی‌شد؛ چرا که برای راه یافتن به صاحب اثر، دیدن نشانه‌ها کافی است.

از این رو، تأثیر و مسیر او در جنوب لبنان، در نوار غزه، در روح مقاومتی که در سراسر منطقه شکل گرفت و در معادلات بازدارندگی در برابر اشغالگران دیده می‌شد. «دیدن» انقلاب در وجود او ناشی از جزئیات مسیری بود که نشان داد این پروژه با وجود تمام فشارها و تهدیدها، توانایی تداوم و تثبیت جایگاه خود در معادلات منطقه را دارد.

از این منظر، مسیر و تأثیر سید شهید امتداد پروژه احیاگرانه‌ای ارزیابی می‌شود که امام خمینی با پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ (۱۳۵۷) آغاز کرد؛ پیروزی که تنها گام نخست در مراحل پیاپی با هدف ساختن یک الگوی کامل سیاسی و تمدنی بود.

پنج مرحله به‌هم‌پیوسته در این پروژه

در این چارچوب، حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای انقلاب اسلامی را مسیری مستمر می‌دانست که از ۵ مرحله به‌هم‌پیوسته عبور می‌کند: این مسیر با «انقلاب اسلامی» (سرنگونی رژیم پیشین و آغاز حرکت تغییر) آغاز می‌شود، سپس به تشکیل «نظام اسلامی» (به عنوان چارچوب سیاسی و قانون اساسی جدید مبتنی بر مرجعیت دین و مشارکت مردم) می‌رسد. در پی آن، مرحله ساختن «دولت اسلامی» از راه تبدیل اصول به نهادها و مدیریتی کارآمد بر پایه عدالت، خدمت به مردم و مبارزه با فساد فرا می‌رسد؛ مرحله‌ای که ایشان آن را همچنان در حال تحقق می‌دانستند.

بخش سوم: اثر و امتداد؛ درباره دیدن آینده پس از شهادت رهبر

اکنون با شهادت رهبر، دیدن هویت و مسیر با دیدن آینده پس از شهادت او گره خورده است. گردهم آمدن انقلابیون جهان در تشییع پیکر او، گستره این حضور و همبستگی را بیش از پیش نمایان ساخت. مسیر پروژه انقلابی تداوم یافت و این امر در حجم همبستگی مردمی، توانایی نهادها در ادامه کار و حضور میلیونی مردمی که شهادت او را امتداد یک اندیشه و مسیر ــ و نه فقط یک فرد ــ می‌دیدند، متجلی شد.

مرحله چهارم، ایجاد «جامعه اسلامی» است که در آن ارزش‌ها و اصول به سبک زندگی اجتماعی مبتنی بر عدالت، استقلال و پیشرفت تبدیل می‌شود. در نهایت، مرحله پنجم «تمدن نوین اسلامی» به عنوان چشم‌انداز وسیع‌تر این پروژه شکل می‌گیرد؛ جایی که انقلاب از مرزهای کشور فراتر رفته و به تجربه‌ای با ابعاد تمدنی تبدیل می‌شود.

اثر واقعی رهبران در یک لحظه مشخص، با آنچه پس از غیابشان جاری می‌ماند سنجیده می‌شود. از این رو، صحنه تشییع به عرصه‌ای برای دیدن دوران پس از شهادت رهبر تبدیل شد: دیدن توانایی پروژه برای بقا، و دیدن اندیشه‌ها هنگامی که از تجربه یک فرد به حافظه جمعی و هویت سیاسی و فرهنگی تبدیل می‌شوند.

بدین ترتیب، غیاب در اینجا به حضوری متراکم و پررنگ بدل شد؛ رهبر بین‌المللی که پیش‌تر در مواضع، سخنرانی‌ها و مسیرش دیده می‌شد، اکنون در توده‌هایی که یاد او را گرامی داشتند، در نهادهایی که به کار خود ادامه دادند، در ساختار استوار جمهوری اسلامی و در پرسش‌های بزرگی که رفتنش درباره آینده منطقه و مسیرهای نبرد در آن بر جای گذاشت، دیده می‌شود.

این بدان معناست که یک سیره فردی از مرزهای زمان و مکان فراتر رفته و به اثری پایدار در تاریخ ایستادگی در برابر سلطه‌گری و استکبار جهانی تبدیل شده است.

این‌گونه رهبر را می‌بینیم

ما رهبر را از یک انسان تا اندیشه (پروژه) و تا جاودانگی مسیر (اثر و امتداد) دیدیم.

نمی‌توان به رهبری در این سطح، جدا از این درهای سه‌گانه نگریست. توانایی همگرایی معرفتی میان یک شخص، پروژه و اثر مستمر از آغاز انقلاب تا شهادت و پس از آن، همان چیزی است که در شخصیت رهبر وجود داشت و پس از شهادتش نیز باقی خواهد ماند؛ چرا که این مسیری تکامل‌یافته است که از مرزهای وجود جسمانی فراتر رفته و به قلمرو بزرگ‌تر روحی، معنوی و معرفتی گام می‌نهد.

بنابراین، نه کوتاه‌گویی و نه زیاده‌نویسی، هیچ‌یک حق رهبری چون او را ادا نمی‌کند؛ اما مسیرهای آینده جمهوری اسلامی، با تمام پیچیدگی‌هایش، استمرار اثری خواهد بود که این شهید ترسیم کرد، سایه پروژه‌ای که او رهبری نمود و امتداد اثری که هیچ‌کس جز یک «شهید» نمی‌تواند از خود بر جای بگذارد.

رهبر بین‌الملل، سید شهید علی خامنه‌ای، مسیری مستمر از انسانی است که در یک پروژه کامل محمدی به سوی کمال پویایی دارد تا اثر خود را در دل‌های نسل‌های کنونی و آینده حک کند؛ تا آنان در آگاهی خود راهی یگانه را که از او سرچشمه گرفته پیش گیرند، در همان پروژه گام نهند، آن را گسترش دهند و به نقطه کمالی برسند که رهبر در پی آن بود و پیامش پس از شهادت نیز در آن جاری خواهد ماند.

..................

پایان پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha