به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ ریچارد وولف، اقتصاددان آمریکایی، با مقایسه وضعیت کنونی ایالات متحده با دوران افول امپراتوری بریتانیا، استدلال میکند که قدرتهای بزرگ در دوره کاهش نفوذ اقتصادی، گاه برای حفظ جایگاه خود به نمایش قدرت نظامی روی میآورند.
به گفته وی، افزایش بیسابقه بدهی عمومی آمریکا، هزینههای سنگین نظامی و اتکای مستمر به استقراض، فشار فزایندهای بر اقتصاد این کشور وارد کرده و هرگونه تشدید بحران در خلیج فارس و اختلال در بازار انرژی میتواند پیامدهای اقتصادی و اجتماعی گستردهای برای آمریکا به همراه داشته باشد.
وولف همچنین با اشاره به رشد اقتصادی کشورهای آسیایی و گسترش نقش گروه بریکس، معتقد است ساختار اقتصاد جهانی دیگر مانند دوران پس از جنگ سرد تکقطبی نیست و بسیاری از کشورها، بهویژه در آفریقا و آمریکای لاتین، برای جذب سرمایه و توسعه اقتصادی، گزینههایی فراتر از آمریکا و اروپا در اختیار دارند.
از نگاه او، قدرت اقتصادی جهان بهتدریج به سمت آسیا در حال انتقال است.
در همین حال، جان مرشایمر، استاد علوم سیاسی و نظریهپرداز روابط بینالملل، در تحلیل خود از رویارویی نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایران، این اقدام را اشتباهی راهبردی توصیف کرده و معتقد است دستیابی به اهداف سیاسی از طریق حملات نظامی با واقعیتهای منطقه همخوانی ندارد.
وی بر این باور است که تداوم چنین درگیریهایی میتواند آمریکا را درگیر جنگی فرسایشی کرده و پیامدهای منفی آن بر جایگاه منطقهای و بینالمللی واشنگتن آشکارتر شود.
این گزارش در پایان با اشاره به دیدگاههای این دو تحلیلگر تأکید میکند که هرچند درباره ارزیابی آنان اتفاقنظر وجود ندارد، اما پرسش درباره نسبت میان قدرت نظامی و توان اقتصادی، بیش از گذشته در محافل سیاسی و دانشگاهی مطرح است.
به باور نویسنده، تداوم تنشها با ایران ممکن است به یکی از نشانههای گذار نظام بینالملل از نظم تکقطبی به ساختاری چندقطبی تبدیل شود؛ نظمی که در آن اقتصاد، فناوری و ظرفیتهای تولیدی بیش از گذشته در تعیین جایگاه قدرتها نقشآفرین خواهند بود.
...........
پایان پیام
نظر شما