۱۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۰۲
یکی از چهره‌های مدافع مقاومت و از اساتید محبوب دانشگاه برزیل آسمانی شد

روح منور استاد لیژیونه یکی از چهره‌های مدافع جبهه مقاومت و از اساتید محبوب دانشگاه برزیل به رحمت ایزدی پیوست.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ روح منور استاد لیژیونه یکی از چهره‌های مدافع جبهه مقاومت و از اساتید محبوب دانشگاه برزیل به رحمت ایزدی پیوست.

در ادامه پیام یکی از دوستان و همراهان این استاد معزز را بخوانید:

به نام خداوند همه مردم جهان؛
به نام خداوند زندگان و مردگان؛
به نام خداوند عادل و مهربان

چندی پیش با خبر شدم که دوست و استاد گران‌قدرم، استاد لیژیونه، سفر ابدی خود را آغاز کرده و از میان ما رفته است. شنیدن این خبر برایم بسیار سنگین و تلخ بود. با شنیدنش، ساعت‌ها گفت‌وگو، خاطرات مشترک و چهره همیشه خندان او در ذهنم زنده شد.

استاد لیژیونه عمر خود را صرف آگاهی‌بخشی به مردم برزیل و دعوت آنان به شناخت حقیقت و قرار گرفتن در سمت درست تاریخ کرد. او مدافع عدالت بود و نسبت به رنج مظلومان، به‌ویژه زنان و کودکان فلسطین، حساسیتی عمیق داشت. عشق و علاقه فراوانش به ایران، انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره) و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، از ویژگی‌هایی بود که هرگز از خاطرم نخواهد رفت.
دوست دارم یکی از خاطرات زیبایمان در تهران را روایت کنم.

روزی در فضای صمیمی کافه هتل کنار هم نشسته بودیم. استاد، مانند همیشه، با لبخند همیشگی و لحن گرمش گفت: «بیا با هم یک چای بنوشیم.» با کمال میل پذیرفتم. گفت‌وگو را با صحبت درباره نسل جدید ایران آغاز کردم؛ از دغدغه‌ها و چالش‌های نسلی که بخش زیادی از زندگی خود را در شبکه‌های اجتماعی، به‌ویژه اینستاگرام، می‌گذراند. استاد با دقت گوش داد و سپس گفت: «شما باید بیشتر در میان نوجوانان باشید و با نسل جدید رابطه‌ای صمیمی و نزدیک برقرار کنید.»

چای‌ها رسید. فنجان‌ها آن‌قدر بزرگ بودند که بیشتر به فلاسک شباهت داشتند تا استکان چای. هر دو خندیدیم و گفت‌وگو ادامه پیدا کرد.

ناگهان استاد با چهره‌ای کاملاً جدی رو به من کرد و گفت: «شیخ روح‌الله، با دلیل برای من ثابت کن که اسلام دین حق است.»

راستش، هرگز انتظار چنین سؤالی را از او نداشتم. من استاد را بیشتر با اندیشه‌های چپ و گرایش‌های کمونیستی می‌شناختم و تصور نمی‌کردم روزی چنین گفت‌وگوی عمیق دینی میان ما شکل بگیرد.
در ابتدا خواستم چند کتاب برای مطالعه معرفی کنم، اما او دوباره سخنم را قطع کرد و گفت: «بیش از هزار و چهارصد سال از زمان پیامبر اسلام گذشته است. امروز چگونه می‌خواهی ثابت کنی که چنین پیامبری آمده و دین شما حق است؟»

این پرسش، مسیر گفت‌وگو را کاملاً تغییر داد.

برای او توضیح دادم که پیامبران الهی برای اثبات رسالت خود معجزه داشتند؛ معجزاتی که به درخواست مردم و برای اثبات صدق پیامبری آنان رخ می‌داد؛ مانند زنده شدن مردگان یا بیرون آمدن شتر از دل صخره. سپس گفتم که خداوند برای پیامبر اسلام(ص)، افزون بر آن معجزات، معجزه‌ای جاودانه قرار داده است؛ معجزه‌ای که تا قیامت در دسترس همه انسان‌ها خواهد بود و آن، قرآن کریم است؛ معجزه‌ای زنده که هر انسان منصفی می‌تواند آن را بررسی کند.

استاد پرسید: «بیشتر توضیح بده. من که عربی نمی‌دانم.»

پاسخ دادم که برای شناخت اعجاز قرآن، دانستن زبان عربی شرط نخست نیست. قرآن از ابعاد گوناگون معجزه است؛ از جمله اشارات علمی آن به موضوعاتی در نجوم، برخی قوانین طبیعت و مراحل آفرینش انسان که قرن‌ها بعد توسط دانشمندان کشف شد. همچنین از آموزه‌های تربیتی، اخلاقی و روان‌شناختی قرآن گفتم؛ آموزه‌هایی که امروز نیز مورد توجه بسیاری از پژوهشگران علوم انسانی قرار گرفته است.
استاد با دقت به برخی از این آیات نگاه کرد و شگفتی را می‌شد در چهره‌اش دید.

پس از لحظه‌ای سکوت، گفت: «حالا برایم از امام حسین بگو.»

جدیت در چهره‌اش موج می‌زد. احساس کردم این بار، حقیقتاً به دنبال پاسخ است. با آرامش، از جایگاه والای امام حسین(ع) در اسلام و محبت ویژه پیامبر اکرم(ص) نسبت به ایشان سخن گفتم.

استاد پرسید: «چرا امام حسین تا این اندازه محبوب و مهم است؟»

گفتم: «زیرا او حاضر نشد در برابر حاکم ستمگر زمان خود، یزید، سر تسلیم فرود آورد و شریک ظلم او شود. در سرزمین کربلا، با وجود محاصره و فشار فراوان، بارها از او خواستند که بیعت کند، اما نپذیرفت. امام حسین(ع) با خون خود و یاران وفادارش به همه تاریخ آموخت که انسان هرگز نباید در سمت نادرست تاریخ بایستد و در هر زمان و هر مکان باید در کنار عدالت و مظلومان باشد؛ حتی اگر بهای آن جان انسان باشد.»

استاد لحظه‌ای به من نگاه کرد و سپس گفت: «من هم این ارزش‌ها را دوست دارم و معتقدم درست هستند.»

بعد با لبخند گفت: «حالا چای‌مان را بنوشیم که سرد شد.»

همان لبخند همیشگی دوباره بر چهره‌اش نشست و فضای گفت‌وگو صمیمی شد. من هم نفس راحتی کشیدم؛ چرا که استاد، با وجود مهربانی و صمیمیتش، در بحث‌های جدی هیبت و شخصیتی داشت که ناخودآگاه انسان را به دقت و تأمل وا می‌داشت.

امروز استاد دیگر در میان ما نیست، اما یاد، منش و گفت‌وگوهایش همیشه در ذهن و قلب من زنده خواهد ماند.

امسال توفیق یافتم در پیاده‌روی اربعین حضرت اباعبدالله الحسین(ع) شرکت کنم و بخشی از ثواب این سفر معنوی را به روح استاد لیژیونه هدیه کردم. از خداوند مهربان می‌خواهم او را مشمول رحمت بی‌پایان خود قرار دهد و روحش را در آرامش و آسایش ابدی جای دهد.

دوست و شاگرد استاد
شیخ روح‌الله (Renato Iraniano)

.

یکی از چهره‌های مدافع مقاومت و از اساتید محبوب دانشگاه برزیل آسمانی شد

یکی از چهره‌های مدافع مقاومت و از اساتید محبوب دانشگاه برزیل آسمانی شد

یکی از چهره‌های مدافع مقاومت و از اساتید محبوب دانشگاه برزیل آسمانی شد

.............

پایان پیام 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha