۲۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۰:۳۰
هبت‌الله رسمیت می‌خواهد؛ اما مشروعیت از کجا آمده است؟

هبت‌الله آخوندزاده در پنجمین سالگرد حاکمیت طالبان از جهان پرسیده است چرا حکومتی که بر سراسر افغانستان مسلط است به رسمیت شناخته نمی‌شود؛ اما پرسش مقدم‌تر این است: حکومتی که نه از صندوق رأی، بلکه از میدان جنگ به قدرت رسیده، بر چه مبنایی صرفِ کنترل سرزمین را معادل مشروعیت می‌داند؟

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ هبت‌الله آخوندزاده، رهبر طالبان، در مراسم پنجمین سالگرد بازگشت این گروه به قدرت در قندهار، بار دیگر از جامعه جهانی به‌دلیل به‌رسمیت‌نشناختن حکومت طالبان انتقاد کرد و استدلال خود را بر یک گزاره بنا گذاشت: طالبان امروز بر سراسر افغانستان کنترل دارند.

او با مقایسه حکومت خود با نظام جمهوری پیشین گفت: «حکومت دیروزی که حتی بر یک شهرستان هم حاکمیت نداشت، دنیا آن را به‌رسمیت شناخت؛ امروز که حکومت طالبان بر همه افغانستان حاکم است، آن را به‌رسمیت نمی‌شناسند.»

اما این مقایسه یک پرسش اساسی را بی‌پاسخ می‌گذارد: آیا تسلط نظامی بر جغرافیای یک کشور، به‌خودی‌خود برای کسب مشروعیت سیاسی کافی است؟

طالبان در ۱۵ اوت ۲۰۲۱ پس از یک پیشروی نظامی گسترده و فروپاشی دولت پیشین وارد کابل شدند و قدرت را به دست گرفتند. طی پنج سال گذشته نیز هیچ انتخابات سراسری برای انتخاب رهبر، دولت یا نمایندگان مردم برگزار نشده است و ساختار کنونی بر تمرکز قدرت در رهبری طالبان و انتصاب مقام‌ها استوار است. گزارش‌های سازمان ملل نیز از نظامی با «اقتدار متمرکز»، نقش محوری علمای مورد تأیید طالبان و ساختارهای انتصابی سخن می‌گویند.

از این منظر، پرسش تنها این نیست که چرا جهان طالبان را به رسمیت نمی‌شناسد؛ بلکه این است که طالبان با کدام سازوکار رضایت مردم افغانستان را برای حکمرانی خود احراز کرده‌اند؟

هبت‌الله در همان سخنرانی گفته است احکام شرعی‌ای را که بر مردم اجرا می‌کند، بر خودش نیز اجرا خواهد کرد. اما حتی پذیرش این ادعا نیز مسئله نمایندگی سیاسی را حل نمی‌کند. اینکه یک رهبر خود را مقید به برداشت خاصی از شریعت بداند، به‌تنهایی نشان نمی‌دهد که شهروندان افغانستان او و ساختار سیاسی زیر نظرش را برای حکومت بر خود انتخاب کرده‌اند.

کنترل سرزمین، همان مشروعیت نیست

طالبان در استدلال خود میان دو مفهوم متفاوت پیوند برقرار می‌کنند: قدرت بالفعل و مشروعیت سیاسی.

این گروه بدون تردید کنترل عملی بخش عمده ساختار حکومتی و قلمرو افغانستان را در اختیار دارد؛ سازمان ملل نیز از طالبان به‌عنوان «مقامات حاکم بالفعل» یاد می‌کند. اما همین ادبیات نشان می‌دهد که کنترل مؤثر بر کشور لزوماً معادل پذیرش مشروعیت سیاسی حکومت نیست.

در حقوق و روابط بین‌الملل نیز هیچ قاعده‌ای وجود ندارد که کشورها را مجبور کند صرفاً به‌دلیل تسلط یک گروه بر خاک یک کشور، فوراً حکومت آن را به رسمیت بشناسند. شناسایی دیپلماتیک تصمیمی سیاسی و حقوقی از سوی دولت‌هاست و در مورد طالبان، مسائل حقوق بشر، نوع ساختار حکومت و نگرانی‌های امنیتی در تصمیم بسیاری از کشورها نقش داشته است.

روسیه در ژوئیه ۲۰۲۵ نخستین کشور جهان شد که حکومت طالبان را به‌طور رسمی به رسمیت شناخت؛ اما با گذشت بیش از یک سال از آن تصمیم، سایر کشورهای جهان از انجام اقدام مشابه خودداری کرده‌اند.

مردمی که از انتخاب حکومت کنار گذاشته شده‌اند

طالبان از وحدت سخن می‌گویند، اما وحدت سیاسی زمانی معنای کامل پیدا می‌کند که گروه‌های مختلف جامعه امکان مشارکت واقعی در تعیین سرنوشت سیاسی خود داشته باشند.

در ساختار کنونی، نه انتخابات عمومی برگزار شده و نه سازوکاری برای سنجش آزادانه میزان حمایت یا مخالفت مردم با حاکمیت طالبان وجود دارد. هم‌زمان، سازمان ملل همچنان بر ضرورت مشارکت همه افغان‌ها، پاسخگویی نهادها و رعایت حقوق بنیادین تأکید می‌کند.

موضوع درباره زنان حتی آشکارتر است. میلیون‌ها زن و دختر در نظامی زندگی می‌کنند که آنان در تشکیل آن هیچ رأیی نداده‌اند و در عین حال از بخش بزرگی از آموزش، اشتغال و زندگی عمومی کنار گذاشته شده‌اند. یونسکو در آستانه پنجمین سالگرد حاکمیت طالبان اعلام کرد حدود ۲.۴ میلیون دختر افغانستانی از تحصیل متوسطه محروم هستند.

یوناما نیز محدودیت‌های شدید علیه زنان و دختران را یکی از موانع اصلی گسترش تعامل و سرمایه‌گذاری بین‌المللی در افغانستان دانسته و تأکید کرده است که آینده پایدار کشور نیازمند تحقق حقوق و ظرفیت‌های همه شهروندان و وجود نهادهای مسئول و پاسخگو است.

به‌رسمیت‌شناسی را نمی‌توان فقط با «ما مسلط هستیم» مطالبه کرد

طالبان می‌توانند بگویند که جنگ سراسری کاهش یافته، حکومت مرکزی بر جغرافیای بیشتری کنترل دارد و دستگاه اداری، مالیاتی و امنیتی فعال است. این موارد بخشی از واقعیت امروز افغانستان است و حتی یوناما نیز به بهبود نسبی وضعیت امنیتی و کاهش درگیری‌ها طی پنج سال گذشته اشاره کرده است.

اما این دستاوردها پاسخ پرسش مشروعیت نیستند.

حکومتی که از جهان انتظار شناسایی دارد، نمی‌تواند تنها بگوید: «من بر سراسر کشور مسلط هستم، پس مرا به رسمیت بشناسید.»

پرسش‌های دیگری نیز وجود دارد: مردم چه زمانی و چگونه این حکومت را انتخاب کرده‌اند؟ مخالفان سیاسی چه سهمی در ساختار قدرت دارند؟ زنان، شیعیان و دیگر گروه‌های مذهبی و قومی چگونه در تصمیم‌گیری‌های کلان کشور مشارکت می‌کنند؟ امکان نقد آزادانه قدرت تا چه اندازه وجود دارد؟ و اگر مردم از شیوه حکمرانی ناراضی باشند، از چه مسیر مسالمت‌آمیزی می‌توانند حاکمان خود را تغییر دهند؟

طالبان پنج سال پیش قدرت را نه از طریق انتخابات، بلکه در نتیجه پیروزی نظامی و فروپاشی حکومت پیشین به دست گرفتند. امروز نیز کنترل نظامی و اداری کشور یک واقعیت است؛ اما واقعیت قدرت با حقانیت قدرت یکسان نیست.

به همین دلیل، پیش از آنکه هبت‌الله از جهان بپرسد «چرا ما را به رسمیت نمی‌شناسید؟»، شاید پرسش بنیادی‌تری وجود داشته باشد که باید در داخل افغانستان پاسخ داده شود:

مردم افغانستان چه زمانی فرصت یافته‌اند آزادانه بگویند چه کسی و با چه ساختاری بر آنان حکومت کند؟

....................

پایان پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha