به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ سومین سالگرد طوفان الأقصی یا ۷ اکتبر برای ما ایرانیها و شیعیان یادآور تجربهای متفاوت با همه جهان اسلام است! رخدادی که بلافاصله بر وضعیت منطقه و ایران تأثیرات بزرگی گذاشت و گرچه افکار و دلهای غالب مسلمانان عالم را به خود معطوف کرد اما این تنها شیعیان بودند که خود را به کنار برادران سنی فلسطینی در معرکه رساندند.
فردای هفتم اکتبر، حزب الله فداکار لبنان وارد نبرد شد و در حمایت از مقاومت فلسطین، حملاتش را به شمال سرزمینهای اشغالی آغاز کرد و در حالی که دشمن صهیونی در جنوب، گرفتار غافلگیری حماس شده بود، رزمندگان حزب الله از شمال فشار سختی به توان نظامی ارتش اسرائیل وارد میکردند. این در حالی بود که سران و ملل عربی و اسلامی و حتی حامیان حماس در جهان عرب و در میان اهلسنت سردرگم و نگران به صحنه نگاه میکردند.
در این میان آیتالله سیدعلی خامنهای نخستین رهبری بود که تنها سه روز بعد از واقعه، در میان افسران یک دانشگاه نظامی پایتخت حضور یافت و ایستاد و گفت: "نکتهی اوّل ... این است که در این قضیّهی پانزدهم مهر[۷ اکتبر] به این طرف، رژیم غاصب صهیونیستی، هم از لحاظ نظامی، هم از لحاظ اطّلاعاتی، یک شکست غیر قابل ترمیم خورده؛ شکست را همه گفتند، تأکید من به «غیر قابل ترمیم بودن» است. من میگویم این زلزلهی ویرانگر توانسته است بعضی از سازههای اصلی حاکمیّت رژیم غاصب را ویران کند که تجدید بنای آن سازهها به این آسانی امکانپذیر نیست. بعید است که رژیم غاصب صهیونیستی با همهی هایوهویی که میکند، با همهی حمایتهایی که امروز در دنیا از سوی غربیها از او میشود، بتواند آن سازهها را ترمیم کند. من عرض میکنم از شنبهی پانزدهم مهر، رژیم صهیونیستی [دیگر] رژیم صهیونیستیِ قبلی نیست و ضربهای که خورده است به این آسانی قابل جبران نیست".
آن رهبر شجاع در ادامه میگوید: "نکتهی دوّم که به نظر من بسیار مهم است، این است که این بلا را عملکرد خود صهیونیستها بر سرشان آورد. وقتی ظلم و جنایت از حد گذشت، وقتی درندهخویی به نهایت رسید، باید منتظر طوفان بود. شما با ملّت فلسطین چه کردید؟". ایشان در آن سخنرانی خاطرنشان میکند: "سران و تصمیمگیران رژیم غاصب و حمایتکنندگانشان بدانند که همین کار، بلای بزرگتری بر سر آنها خواهد آورد؛ بدانند واکنش این ظلمها سیلیِ سنگینتری بر رخسار زشت آنها است".
تنها حدود یکسال بعد از این اظهارات، دیوان کیفری بینالمللی پس از تحقیقات در مورد جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت، حکم بازداشت عالیترین مقامات اسرائیل یعنی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر و یوآف گالانت، وزیر دفاع سابق این رژیم را صادر کرد و آنها را به مسئولیت در جنایت جنگی، گرسنگی دادن به عنوان روشی برای جنگ و جنایات علیه بشریت قتل، آزار و اذیت و سایر اقدامات غیرانسانی در طول جنگ غزه محکوم کرد. حکم بازداشت علیه نتانیاهو اولین حکم علیه رهبر یک کشور تحت حمایت غرب به دلیل جنایات جنگی بود و خشم فراوانی در صهیونیستها برانگیخت و ضربه بزرگ حیثیتی دیگری بعد از شکست امنیتی از حماس در طوفان الأقصی بود.
اما نکته بسیار مهم در بیانات قائد امت، تأکید بر فلسطینی بودن طوفان الأقصی و عدم دخالت جمهوری اسلامی در طراحی و اجرای این عملیات بود. "ایران اسلامی را پشت این حرکت معرّفی میکنند؛ اشتباه میکنند. البتّه ما از فلسطین دفاع میکنیم، ما از مبارزات دفاع میکنیم، ما پیشانی و بازوی طرّاحان مدبّر و هوشمند و جوانان شجاع فلسطینی را میبوسیم، ما به آنها افتخار میکنیم؛ این هست ... اما این کار، کار خود فلسطینیها است".
حمایت رهبر مجاهد انقلاب اسلامی از طوفان الأقصی محدود به این بیانات نماند. حدود چهل روز بعد از آن در دیدار از نمایشگاه دستاوردهای دفاعی گفتند: "دولتهای مسلمان بایستی شریانِ حیاتیِ رژیمِ صهیونیستی را قطع کنند، بایستی نگذارند که نفت و انرژی و کالا و امثال اینها وارد رژیم صهیونیستی بشود، بایستی روابط سیاسیشان [با رژیم صهیونیستی] را لااقل برای یک مدّت محدود ــ فرض کنید تا یک سال یا کمتر یا بیشتر ــ قطع کنند؛ اگر میخواهند این جنایات انجام نگیرد، این فاجعه متوقّف بشود و تمام بشود".
بر این اساس شیعیان یمن و دولت انصارالله وارد کارزار شدند و ضربات شگفتانگیزی از هزاران کیلومتر دورتر بر سر رژیم وارد آوردند و مانع عبور کشتیها به مقصد بنادر اسرائیل شدند. همزمان گروههای مقاومت عراق نیز به جبهه پشتیبانی از غزه پیوستند. سوریه نیز همچون گذشته به مثابه خط امداد به مقاومت در جای خود قرار داشت و ظرفیت بزرگی به شمار میآمد. از سالهای دور تمامی گروههای فلسطینی، دفتر، اردوگاه و نماینده در سوریه داشتند و این کشور را یکی از موقعیتهای استقرار میدانستند اما در پی آغاز بحران و جنگ سوریه و حمایت کشورهای عربی از شورشیان مسلح تکفیری، در یک اشتباه تلخ، گروه حماس زیر فشار سنگین حاکمان سُنی منطقه، روابط خود با دولت سوریه را برهم زد و اعلام کرد از این کشور خارج خواهد شد و حتی برخی اعضای آن دست به اقدامات مسلحانه و تخریبی در کنار گروههای تروریستی زدند. امید حامیان عربی حماس این بود تا با این رفتار، مشروعیت دولت آن زمان سوریه که حامی مقاومت قلمداد میشد را بشکنند. اما بعد از آنکه آشکار گردید، جریان تکفیری در شام و عراق برای حفظ امنیت اسرائیل و کمرشکن کردن محور مقاومت سربرآورده است، با رأفت و وساطت حزبالله و حمایت جمهوری اسلامی دوباره توانستند بازگردند و روابط خود با محور مقاومت را بهبود بخشند چرا که شیعه توانسته بود ثبات و صداقت خود را به اثبات رساند.
اتکای حماس و مقاومت تماما سُنی فلسطین به جبهه مقاومت تماما شیعی در جریان طوفان الأقصی آنقدر بود که در همان روز هفتم اکتبر و شروع عملیات، نمایندگان حماس در لبنان، پیام درخواست ورود حزبالله به این نبرد را به سیدحسن نصرالله رسانند و فردای آن روز مقاومت اسلامی لبنان، جبهه اِسناد و پشتیبانی را گشود.
مدتی بعد با افزایش بمبارانهای وحشیانه اسرائیل و قتلعام سنگین در غزه، برخی مقامات حماس تلویحا ضمن ابراز گلایه، خواستار ورود تمام قد حزبالله بودند. این در حالی بود رهبران و فرماندهان حماس مکرر اعلام و تصریح کردند کسی از نقشه آنها با خبر نبوده و هیچ بخشی از محور مقاومت اعم از ایران یا حزب الله را در جریان تصمیم خود قرار ندادهاند. گویا دیدگاه و مفروض حماس چنین بوده است که در صورت ورود همه جانبه زمینی، پهپادی و موشکی حزبالله با توجه به ضربه اولیهای که رزمندگان قسام وارد آوردهاند، کار به سمت یکسره شدن رژیم صهیونی پیش خواهد رفت.
اما رهبری ایران و حزبالله با ستایش کامل از تصمیم و انتخاب رهبران و فرماندهان فلسطینی، نقش خود را به تعبیر سیدحسن نصرالله، «اِسناد» یا همان پشتیبانی تعریف کردند. بزرگی عملیات طوفانالأقصی به اندازهای بود که در تصور اولیه این گمان را ایجاد میکرد که انجام آن تنها با هماهنگی تمامی بخشهای محور مقاومت صورت گرفته است اما چنین نبود و مقامات ایران و حزبالله نیز شگفت زده بودند. با این حال تمامی امکانات و مقدورات جهان تشیع برای حمایت از عملیات طوفان الأقصی بسیج شد؛ در شرایطی که حتی قطر و ترکیه دو حامی بزرگ حماس در جهان اهلسنت خود را کنار کشیدند و ابتدا سعی کردند امتیازاتی از این رهگذر برای خود کسب کرده و بعد از آن با مشغول شدن تمامی همت اجزای جبهه مقاومت به غزه، نیروهای پرورش یافته تکفیری را برای تسخیر سوریه آماده کنند. یعنی در روزهایی که خون پاکترین جوانان شیعه در حزبالله برای دفاع از غزه به زمین میریخت و حماس انتظار کمک داشت، نیروهای سُنی مسلح وابسته به ترکیه و قطر، در نزدیکی مرزهای اسرائیل برای خیانت به مقاومت و تصرف سوریه آماده میشدند!
بر این اساس میتوان گفت حماس دو ارزیابی بسیار مهم انجام داده بود که یکی از آنها خطا و دیگری کاملا درست بود. ارزیابی اولیه حماس، محدود و قابل تحمل بودن میزان واکنش رژیم صهیونی بود. تن دادن مکرر دولتهای اسرائیل به مذاکره با حماس و مقاومت بر سر آزادی یک یا چند گروگان در ادوار مختلف که منجر به دریافت امتیازات قابل قبولی میشد، رهبری حماس در غزه را به این نتیجه رسانده بود که اینبار با حجم گسترده نظامیان و افرادی که به اسارت درآورده و زلزلهای که ارکان دولت یهود انداخته بتواند وارد مذاکرات با مطالبات مهمی مانند رفع کامل محاصره از نوار غزه و حتی به تعبیر خودشان برخورداری از بندر و فرودگاه شوند.
در این فضا بود که رئیسجمهور آمریکا، و تقریبا تمامی مقامات کشورهای غربی برای حمایت از اسرائیل به تلآویو سفر کردند چرا که این قلعه و پادگان بزرگ را در آستانه فروپاشی میدیدند از این رو مجوز و چراغ سبز برای کشتار نامحدود، نسلکشی و با خاک یکسان کردن غزه را صادر کردند. حتی ایلان ماسک نماد فناوری غرب نیز برای حمایت از اسرائیل و همدردی با مردم آن به دیدار شهرکهای آسیب دیده از طوفان الأقصی در غلاف غزه رفت. جو بایدن گفت حتی اگر اسرائیل نبود باید مانند آن را بوجود میآوردیم و صدر اعظم آلمان اظهار داشت، آنچه اسرائیل در غزه انجام میدهد کارهای کثیفی است که بجای غرب آنها را صورت میدهد.
اما محاسبه درست حماس که بدون اشتباه و مطابق با واقع از آب درآمد، اتکای او به رفتار جهان تشیع و جبهه مقاومت شیعی بود. رهبری حماس در غزه به خوبی میدانست غیرت و شرافت حزبالله و ایران و تشیع اجازه نخواهد داد رزمندگان فلسطینی تنها بمانند و در هر شرایطی حتی اگر آنان را از تصمیم بزرگ و سرنوشتساز خود مطلع نسازد باز هم مقاومت شیعیان به وظایف خود عمل خواهد کرد.
سخن درباره طوفان الأقصی و دلایل و پیامدهای آن ابعاد بسیار بیشتر و زوایای مختلفی دارد و محدود به دیدگاههای مطرح در این گزارش تحلیلی نیست اما آنچه مسلم و قطعی است، جهان تشیع با الهام از آموزههای مکتب اهلبیت(ع)، در یکی از بزرگترین و سختترین آزمونهای تاریخ، سربلند گردید و با تقدیم بهترین انسانها و رهبران جهان اسلام که تکرار آنها به راحتی و به زودی ممکن نیست، عمق عقیده و ایمان خویش را به نمایش گذاشت و اثبات نمود هیچ پیروزی و مقاومتی در جهان اسلام و اهلسنت بدون شیعه و جهان تشیع ممکن و قابل تداوم نیست.
..........................
پایان پیام
نظر شما