به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ نشست علمی «از کنش جمعی تا بازسازی هویت اجتماعی؛ خوانشی جامعهشناختی از حضور میدانی مردم در جنگ رمضان» صبح امروز دوشنبه (۲۱ اردیبهشت) با ارائه دکتر داود صفا، عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی، و حجتالاسلام والمسلمین دکتر سیدوحید کاشانی، عضو هیئت علمی و نماینده جامعه الصطفی در ترکیه در سالن جلسات مجمع جهانی اهلبیت(ع) برگزار شد. این نشست با همکاری جامعةالمصطفی، نمایندگی جامعةالمصطفی در ترکیه، انجمن علمی مطالعات اجتماعی حوزه و خبرگزاری ابنا برگزار شد و در آن ابعاد جامعهشناختی حضور مردم در میدانهای اجتماعی و رسانهای مورد بررسی قرار گرفت.
جنگ امروز، جنگ روایتها و ادراکهاست
دکتر داود صفا در ابتدای سخنان خود با اشاره به ضرورت مطالعه جامعهشناختی حضور مردم در عرصههای مختلف اجتماعی گفت: «حضور مردم، ایستادگی مردم و استمرار این حضور را باید در امتداد روند انقلاب اسلامی تحلیل کرد.» وی با اشاره به تجربههایی همچون دوران کرونا، روایت اربعین و جنگ تحمیلی افزود: «مردم همچنان حضور دارند و این استمرار، نیازمند مطالعه روندپژوهانه و تحلیل جامعهشناختی است.»
وی با تأکید بر اهمیت نقش زنان در این عرصه تصریح کرد: «حضور زنان در این میدان بسیار مهم است و این مسئله دارد به یک واقعیت اجتماعی تبدیل میشود.» صفا همچنین توسعه حوزه عمومی و شکلگیری حرکتهای خودجوش مردمی را از مسائل مهم قابل مطالعه دانست و گفت: «امروز با یک حرکت خودجوش اجتماعی در زمان بحران مواجه هستیم که خودش یک موضوع مطالعاتی و حتی نوعی مشق اجتماعی است.»
این استاد دانشگاه با اشاره به ضرورت تحلیل روایت، تحلیل گفتمان رسانهها و فضای مجازی اظهار داشت: «امروزه جنگ، جنگ روایتها و جنگ ادراکهاست. در چنین شرایطی فقط کسی برنده نیست که ابزار بیشتری دارد؛ بلکه جامعهای موفقتر است که تابآوری فرهنگی و اجتماعی بیشتری داشته باشد.»
آشکار شدن لایههای پنهان جامعه در وضعیت جنگ
صفا در ادامه، جنگ را «وضعیتی اجتماعی» توصیف کرد که ظرفیتهای واقعی و لایههای پنهان جامعه را آشکار میکند و گفت: «در زمان جنگ، میزان قدرت روایتسازی جامعه، تابآوری فرهنگی و توان بازتولید معنا و هویت جمعی مشخص میشود.»
وی با بیان اینکه «کارآمدی سرمایه اجتماعی» یکی از شاخصهای مهم در شرایط بحرانی است، افزود: «مشارکت مردم، تعهد اجتماعی، اعتماد عمومی، انسجام اجتماعی، توان گفتمانسازی و نمادسازی نهادها در چنین شرایطی خودشان را نشان میدهند.»
این پژوهشگر حوزه جامعهشناسی با اشاره به مطالعات میدانی و مصاحبههای انجامشده درباره تحولات اجتماعی اخیر تصریح کرد: «در جنگهای جدید، فقط با تسخیر جغرافیا مواجه نیستیم، بلکه با تسخیر ذهن، ادراک، مهندسی معنا و بازتعریف هویت اجتماعی روبهرو هستیم.»
وی ادامه داد: «اگر در گذشته هدف اشغال سرزمین بود، امروز هدف، شکار ذهنها و ایجاد وابستگی درونی در ساختارهای اجتماعی است تا جوامع به صورت درونی سلطهپذیر شوند.»
صفا با تشریح دو الگوی تمدنی موجود در جهان گفت: «یک سوی این تقابل، نظام سلطه با هژمونی رسانهای، مهندسی افکار عمومی و استعمار فراگیر فرهنگی قرار دارد و در سوی دیگر، الگوی مقاومتِ استقلالمحور مبتنی بر هویت دینی، عدالتخواهی، کرامت انسانی و انسجام اجتماعی درونزا قرار گرفته است.»
وی تأکید کرد: «دعوا و تقابل کنونی، صرفاً منازعه دولتها نیست؛ بلکه تقابل دو الگوی متفاوت نظم اجتماعی و تمدنی است.»
جنگ ترکیبی در سه سطح جریان دارد
عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی در بخش دیگری از سخنان خود، جنگ ترکیبی را دارای سه سطح «ساختاری»، «نهادی ـ اجتماعی» و «کنشگری و مقاومت» دانست و اظهار کرد: «در سطح ساختاری، نظام سلطه به دنبال کنترل بازیگران مستقل منطقه و سلطه بر آنهاست؛ بنابراین تعارض موجود، ریشه در تقابل استقلال و سلطه دارد، نه اختلافی مقطعی.»
وی افزود: «در سطح نهادی ـ اجتماعی، جمهوری اسلامی ایران از ظرفیت شبکه اعتماد عمومی، هویت دینی، حافظه تاریخی و سرمایه اجتماعی برخوردار است و جنگ ترکیبی تلاش میکند این مؤلفهها را تضعیف کند.»
صفا همچنین درباره سطح کنشگری و مقاومت گفت: «فرهنگ انقلاب اسلامی، قدرت بسیج اجتماعی دارد و تجربه تاریخی نشان داده هرجا جامعه ایران با تهدید مواجه شده، ظرفیتهای اجتماعی آن تقویت شده است.»
وی در پایان خاطرنشان کرد: «دشمن تلاش میکند در جامعه یأس، ناامیدی و خودتحقیری ایجاد کند، اما پایداری هر جامعه وابسته به میزان درونی شدن ارزشهای جمعی و موفقیت در فرآیند جامعهپذیری است.»
سهلایه هویتی جامعه ایران و شکلگیری کنش جمعی
دکتر داود صفا در ادامه این نشست با اشاره به مبانی نظری بحث خود گفت: «برخی مباحثی که عرض میکنم جامعهشناختی است، برخی الهیات اجتماعی و بخشی نیز مبتنی بر واژگان و ادبیات مقام معظم رهبری و امام شهیدان است.»
وی با بیان اینکه در جامعه ایران سه لایه هویت اجتماعی وجود دارد، افزود: «هویت بنیادی، هویت موقعیتی و هویت رابطهای، سه لایه اصلی هویت اجتماعی مردم ایران هستند.»
این استاد جامعهشناسی با تبیین مفهوم «کنش عقلانی معطوف به ارزش» اظهار داشت: «کنشی که امروز در جامعه شاهد آن هستیم، صرفاً مبتنی بر عقلانیت ابزاری و منفعت مادی نیست؛ بلکه عقلانیتی مبتنی بر ارزشهاست که باعث شده مردم با انگیزههای غیرمادی وارد میدان شوند.»
صفا در تشریح «هویت بنیادی» گفت: «هویت بنیادی ما متأثر از فرهنگ ایرانی و ملیگرایی است؛ جایی که پای نام کشور در میان باشد، مردم وارد میدان میشوند.» وی افزود: «این ملیگرایی با تشیع، عدالتخواهی و فرهنگ مقاومت تلفیق شده و نوعی کنشگری فعال اجتماعی ایجاد کرده است.»
وی همچنین نقش رهبری و شهدا را در شکلگیری این هویت مؤثر دانست و تصریح کرد: «زیرساختهایی که رهبری و شهدا ایجاد کردند، امروز در عرصه اجتماعی و در حضور مردم قابل مشاهده است.»
حوزه عمومی، سرمایه اجتماعی و شکلگیری «ما»ی جمعی
صفا در بخش دیگری از سخنان خود، «هویت موقعیتی» را برآمده از سرمایه اجتماعی و بصیرت اجتماعی دانست و گفت: «شبکههایی مانند خانواده، هیئت، مسجد و محله نباید تضعیف شوند؛ زیرا همین شبکهها توسعه حوزه عمومی را شکل میدهند.»
وی با تأکید بر نقش کنشگری مردم در حل مسائل اجتماعی اظهار داشت: «هرجا کار را به حوزه عمومی سپردیم، مردم بدون نیاز به دستگاههای رسمی، فعالانه و مسئولانه مسائل را مدیریت کردند.»
این پژوهشگر اجتماعی همچنین پیشنهاد کرد مسائل اجتماعی همچون آسیبهای اجتماعی، اعتیاد و طلاق بهصورت «محلهمحور» مدیریت شود و افزود: «مسجد نباید فقط یک فضا باشد، بلکه باید به عرصهای اجتماعی برای تحقق مسیر تراز اسلامی تبدیل شود.»
وی درباره «هویت رابطهای» نیز گفت: «امروز یک «ما»ی جمعی در برابر «دیگری» شکل گرفته است؛ و این دیگری، کشور همسایه نیست، بلکه نظام سلطه است.»
جنگ روایتها و ضرورت جریانسازی رسانهای
عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی با اشاره به نقش رسانهها در جنگ ترکیبی اظهار داشت: «امروزه جنگ، جنگ روایتهاست و رسانهها در این میدان نقش تعیینکننده دارند.»
وی «سواد رسانهای» را یکی از مسائل کلیدی دانست و گفت: «باید به نسل جدید آموزش دهیم که وقتی رسانهای سخن میگوید، بپرسند چه کسی، چه چیزی را، برای چه کسی و با چه هدفی بیان میکند.»
صفا افزود: «سواد رسانهای چهار بُعد شناختی، عاطفی، اخلاقی و ارزشی دارد و هر محتوایی از این چهار مسیر بر کنش اجتماعی اثر میگذارد.»
وی همچنین با اشاره به «نظریه وابستگی مخاطب» تصریح کرد: «در شرایط بحران، رسانهها قدرت بیشتری پیدا میکنند و جامعه وابستگی بیشتری به رسانهها پیدا میکند؛ در نتیجه رسانهها بر ابعاد شناختی، عاطفی و رفتاری جامعه تأثیر میگذارند.»
این استاد دانشگاه با انتقاد از رویکرد صرفاً خبری برخی رسانهها گفت: «به فعالان رسانهای میگویم از خبر فاصله بگیرید؛ صرفاً تولید خبر نکنید، بلکه جریانساز و روایتساز باشید؛ دشمن باید درگیر روایت شما شود.»
مقاومت ادراکی تا حضور میدانی مردم
صفا در ادامه، حضور مردم را دارای «جسارت سهگانه مقاومت» دانست و اظهار کرد: «این حضور شامل مقاومت ادراکی، مقاومت ارتباطی و مقاومت کنشی است.»
وی توضیح داد: «مقاومت ادراکی یعنی نپذیرفتن روایت دشمن؛ مقاومت ارتباطی یعنی تولید و انتشار روایتهای بدیل در فضای مجازی؛ و مقاومت کنشی یعنی حضور فیزیکی مردم در میدان که خود نوعی رسانه و مستندسازی معناست.»
وی تأکید کرد: «در جنگ ترکیبی، شکست و پیروزی در میدان، مبتنی بر مشروعیت اجتماعی است.»
چرا مردم به میدان آمدند؟
صفا سپس به تشریح عوامل حضور مردم در راهپیماییها و صحنههای اجتماعی پرداخت و گفت: «سرمایه اجتماعی شبکهای، شامل خانواده، مسجد، محله، هیئتهای عزاداری و حتی رسانههای محلی، یکی از عوامل مهم شکلگیری انگیزه حضور مردم بود.»
وی «نظریه لحظه تاریخی و امیدآفرینی نسبت به آینده» را از دیگر عوامل مؤثر دانست و افزود: «روایت رهبر انقلاب درباره نزدیک شدن به قله، نوعی امید اجتماعی ایجاد کرد و مردم احساس کردند در یک لحظه تاریخی قرار دارند.»
این استاد جامعهشناسی همچنین «رهبری معنابخش و تحولآفرین»، «هماهنگی نهادها در تولید روایت و نماد»، «عنصر تشیع علوی»، «حافظه تاریخی دفاع مقدس» و «امتداد روایت انقلاب اسلامی» را از دیگر عوامل مؤثر بر حضور مردم عنوان کرد.
وارد شدن ادبیات مقاومت در فولکور (بزن که خوب میزنی!)
وی با اشاره به نقش مداحیها و آیینهای مذهبی در شکلگیری شور اجتماعی گفت: «مجالس هیئت امروز سه ویژگی سوگواری، حماسه و پیام را توأمان دارند و وجه حماسی آنها پررنگتر شده است.»
صفا همچنین با نقل خاطرهای از فضای اجتماعی جامعه اظهار داشت: «چندی پیش با یک پیرمردی تصادف کوچکی داشتم؛ پیرمرد با چرخدستی در خیابان به من گفت: «بزن که خوب میزنی(اشاره به شعر معروف مهدی رسولی)!» و این نشان میدهد برخی ادبیات مقاومت کمکم وارد فولکلور عمومی جامعه شده است.»
نقش زنان، جوانان و حافظه تاریخی در تداوم مقاومت
وی نقش زنان را «بسیار مهم» توصیف کرد و گفت: «برآورد من این است که حدود ۶۵ تا ۷۰ درصد حاضران در برخی صحنهها زنان بودند و اساساً زنان پیشرو هستند.»
صفا افزود: «الگوی سوم زن مسلمان که رهبر انقلاب مطرح کردهاند، نه زن منزوی سنتی است و نه زن ابزاریِ غربی؛ بلکه زنی کنشگر، فعال و تمدنساز است.»
وی همچنین از نقش جوانان و نسل جدید سخن گفت و تصریح کرد: «این تجربهها در لایههای ذهنی نسل جدید تهنشین میشود و میتواند نوعی حافظه تاریخی و هویت انقلابی جدید ایجاد کند.»
تابآوری اجتماعی و سرمایه نمادین حضور مردم
عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی در ادامه «تابآوری اجتماعی» را رمز بقا در بحرانها دانست و اظهار داشت: «جامعه انقلابی ایران با نوعی تراکم هویتی مواجه است؛ هویت دینی، ملی، انقلابی و فرهنگی روی هم انباشته شدهاند و همین مسئله ظرفیت مقاومت اجتماعی را افزایش داده است.»
وی همچنین با اشاره به مفهوم «سرمایه نمادین» گفت: «حضور میدانی مردم برای آنها اعتبار، افتخار، احترام، وجاهت اخلاقی و نوعی منزلت اجتماعی ایجاد میکند.»
صفا افزود: «امروز میدان اجتماعی فقط محل حضور عادی نیست، بلکه به عرصه تولید اعتماد، تعلق، مشارکت و سرمایه اجتماعی تبدیل شده است.»
وی در بخشی دیگر از سخنان خود به شکلگیری همبستگی فراطبقاتی در جامعه تصریح کرد: «در این میدان، فقیر، غنی و طبقه متوسط در کنار هم قرار گرفتهاند و نوعی همبستگی اجتماعی بر پایه هویت ملی، حافظه تاریخی و احساس خطر بیرونی شکل گرفته است.»
الهیات جنگ در برابر ریاضیات جنگ
دکتر داود صفا در بخش دیگری از سخنان خود، محور دوم بحث را «الهیات اجتماعی» عنوان کرد و گفت: «میخواهیم با یک نگاه الهیاتی بررسی کنیم که این حضور مردمی که امروز بهعنوان یک فرصت مطرح است، ممکن است با چه چالشهایی مواجه شود.»
وی با اشاره به تفاوت «ریاضیات جنگ» و «الهیات جنگ» اظهار داشت: «در نگاه صرفاً ریاضیاتی، معیارها عدد و رقم، توان مالی، تجهیزات و قدرت تسلیحاتی است و طبیعی است که در چنین محاسبهای گفته شود طرف مقابل پیروز است؛ اما در نگاه الهیاتی، نصرت الهی، صبر، تقوا، توکل و ایمان وارد معادله میشوند.»
صفا افزود: «در نگاه ریاضیاتی، تخصص نظامی و حمایت ابرقدرتها تعیینکننده تلقی میشود، اما در نگاه الهیاتی، دفاع الهی، اراده الهی و امداد الهی معنا پیدا میکند.»
وی تصریح کرد: «در نگاه مادی، جنگ مساوی نابودی انسان است، اما در نگاه الهیاتی با مفاهیمی چون حیات شهدا و قدرت مطلق الهی مواجه هستیم.»
«نصرت الهی»؛ دال مرکزی گفتمان مقاومت
این استاد جامعهشناسی در ادامه با اشاره به تحلیل گفتمانی خود بر اساس نظریات لاکلاو گفت: «در این مدل، دال مرکزی گفتمان مقاومت، «نصرت الهی» است.»
وی افزود: «صبر، تقوا، مقاومت، شهادت، توکل و ایمان، دالهای شناور این گفتمان هستند و در مقابل، برتری نظامی و توان مالی و تسلیحاتی به حاشیه رانده میشوند.»
صفا تأکید کرد: «در گفتمان الهیاتی مقاومت، متغیرهای معنوی به مرکز گفتمان میآیند و متغیرهای مادی به حاشیه میروند.»
چگونه میتوان حضور مردم را به «زیست پایدار» تبدیل کرد؟
وی در ادامه، مهمترین پرسش پیشروی جامعه را چگونگی تبدیل این تجربه اجتماعی به یک «الگوی زیست پایدار» دانست و اظهار داشت: «سؤال اصلی این است که آیا این حضور مردمی میتواند به یک الگوی پایدار اجتماعی و فرهنگی تبدیل شود یا خیر.»
صفا با اشاره به تجربه اربعین افزود: «گاهی رفتارهای اجتماعی عظیمی شکل میگیرد، اما پس از پایان آن، جامعه به وضعیت سابق بازمیگردد. مسئله این است که چگونه میتوان این تجربهها را تثبیت کرد.»
وی «نهادینهسازی دینی و اجتماعی»، «بازتولید فرهنگ مبتنی بر دین»، «عقلانیسازی کنش دینی»، «مدیریت شکافهای اجتماعی» و «پیشگیری از دوقطبیسازی» را از مهمترین مؤلفههای تحقق این الگوی پایدار عنوان کرد.
هشدار نسبت به دوقطبیسازی و انحصار حوزه عمومی
عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی با هشدار نسبت به شکلگیری دوقطبیهای اجتماعی گفت: «جامعه نباید به سمت دوقطبیهایی مانند باحجاب و بیحجاب یا بسیجی و غیربسیجی حرکت کند؛ زیرا این دوگانهها انسجام اجتماعی را تضعیف میکند.»
وی افزود: «مدیریت اجتماعی باید بهگونهای باشد که این دوگانهها شکل نگیرد و جامعه درگیر شکافهای جدید نشود.»
صفا همچنین بر ضرورت حفظ استقلال حوزه عمومی تأکید کرد و گفت: «نباید اجازه دهیم حوزه عمومی تحت سیطره کامل نهادهای دولتی و سیاسی قرار گیرد؛ زیرا اگر استقلال نسبی آن حفظ شود، پویایی و اعتماد اجتماعی نیز حفظ خواهد شد.»
وی یکی دیگر از خطرات پیشرو را «شرطیشدن جامعه» دانست و تصریح کرد: «نباید این تصور شکل بگیرد که امنیت فقط در گرو حضور دائمی مردم در خیابانهاست.»
ضرورت آیندهپژوهی، شفافیت و پاسخگویی
صفا در ادامه با اشاره به «خلأ مطالعات آیندهپژوهانه» اظهار داشت: «نیازمند مطالعات جدی راهبردی و آیندهپژوهانه هستیم تا صرفاً دچار واکنشهای مقطعی نشویم.»
وی همچنین نسبت به «نمایشیشدن کنشها و تهیشدن آنها از معنا» هشدار داد و گفت: «اگر کنشها صرفاً احساسی باشند و پشتوانه عقلانی نداشته باشند، در بلندمدت شکننده خواهند شد.»
این پژوهشگر اجتماعی با اشاره به احتمال «فرسایش مشارکت اجتماعی» افزود: «مردم مطالباتی دارند و اگر پاسخ روشنی دریافت نکنند، اعتماد اجتماعی ممکن است آسیب ببیند.»
وی تأکید کرد: «شفافیت در سیاستگذاری، پاسخگویی به مطالبات مردم و توضیح روشن مسائل اقتصادی و معیشتی، برای حفظ اعتماد عمومی ضروری است.»
صفا در پایان ضمن قدردانی از برگزارکنندگان نشست، ابراز امیدواری کرد این سلسله نشستها ادامه یابد و پژوهشگران حوزههای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، زنان و خانواده مطالعات بیشتری در این زمینه انجام دهند.
..............
پایان پیام
نظر شما