به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ ناکامی ماشین نظامی رژیم صهیونیستی و شکست نظریه تسلیمسازی از طریق ویرانی و ایجاد رعب، باعث شده محافل دانشگاهی و پژوهشی در تلآویو به سراغ راهبردهای گذشته بازگردند. راهبردهایی که بر تخریب نرم و تحریک مؤلفههای اجتماعی و سیاسی لبنان علیه حزبالله تکیه دارند.
براساس گزارش روزنامه «الاخبار» لبنان، این رویکرد به شکل آشکار و مستقیم در دیدگاهی که «ایلی فودا»، استاد دانشگاه عبری و عضو کمیته مدیریتی مؤسسه سیاست خارجی منطقهای «میتفیم»، و «ایتان یشای»، پژوهشگر مسائل لبنان و رئیس بخش خاورمیانه و شمال آفریقای همین مؤسسه، مطرح کردهاند، دیده میشود.
آنچه در آخرین مقاله مشترک این دو پژوهشگر که در وبگاه مؤسسه منتشر شده جلب توجه میکند، صرفاً تحلیل کلی از بحران بازدارندگی اسرائیل و ناتوانی آن در تحمیل اراده خود از طریق قدرت نظامی نیست. بلکه جزئیات دقیق و حسابشده دیدگاه آنها درباره صحنه لبنان، بهویژه جامعه شیعی، برای جبران شکست نظامی است.
این جزئیات نشاندهنده طرحی برای تضعیف ساختار اجتماعی و سیاسی مقاومت از درون از طریق ایجاد شکاف مذهبی و طایفهای با پوششی از دولت لبنان و نهادهای رسمی این کشور است.
استفاده از عقبنشینی رژیم صهیونیستی به عنوان ابزار فشار علیه حزبالله
این طرح از تحلیلی آغاز میشود که نقطه ضعف راهبردی حزبالله را نیاز آن به مشروعیت داخلی در لبنان میداند.
بر اساس دیدگاه این پژوهشگران تا زمانی که رژیم صهیونیستی، مناطقی از جنوب لبنان را اشغال کرده باشد، این موضوع به ایدئولوژی حزبالله قدرت میدهد. زیرا این جنبش، اشغال را دلیل اصلی ادامه مبارزه مسلحانه معرفی میکند و روایت خود را به عنوان مدافع لبنان و حاکمیت آن تقویت میکند.
از همینجا نخستین نتیجه بحثبرانگیز مطرح میشود که خروج رژیم صهیونیستی از جنوب لبنان باید به عنوان یک ابزار فشار پنهان و نه یک گام برای صلح با دولت لبنان مورد استفاده قرار گیرد.
این پژوهشگران پیشنهاد میکنند عقبنشینی رژیم صهیونیستی مشروط به خلع سلاح حزبالله شود. اقدامی که به گفته آنها فضای سیاسی تازهای برای دولت رسمی لبنان ایجاد میکند و شیعیان آواره از روستاهای جنوبی را در جایگاه فشار مستقیم بر حزبالله قرار میدهد. زیرا آنها خواهان بازگشت به خانههایشان هستند و ممکن است سلاح حزبالله را مانعی در برابر این بازگشت ببینند.
تلاش برای جدا کردن حزبالله از پایگاه اجتماعی شیعه
مهمترین بخش این دیدگاه در همین نقطه قرار دارد. رویکردی که پس از تجربه رویاروییهای مستقیم و تغییر توازن قدرت در منطقه، تلاش میکند رژیم صهیونیستی را از ادامه گزینههای صرفاً نظامی بازدارد.
این رویکرد به دنبال آن است که حزبالله را از حامیان اجتماعی شیعه خود جدا کند و هر دستاوردی در صحنه لبنان از عقبنشینی رژیم صهیونیستی گرفته تا بازسازی و سایر پروندههای آینده را به حساب ساختار سیاسی لبنان بگذارد.
این طرح در جزئیات بهویژه درباره جامعه شیعه لبنان بر سه پایه اصلی و مکمل استوار است:
۱. تبدیل ارتش لبنان به رقیب حزبالله
نخستین پایه، نظامی و نهادی است.
پژوهشگران صهیونیست اذعان میکنند که ارتش لبنان در وضعیت کنونی توان مقابله با حزبالله را ندارد. به همین دلیل، طرحی برای تبدیل ارتش لبنان به یک رقیب واقعی حزبالله نه فقط از نظر نظامی، بلکه از نظر اقتصادی و اجتماعی ارائه میکنند.
این طرح شامل حمایت تسلیحاتی غربی با تأمین مالی کشورهای عربی خلیج فارس و آموزش یگانهای ارتش لبنان در اردن و مصر است تا به گفته آنها، وابستگی این نهاد نظامی به محیط عربی و غربی افزایش یابد.
اما بخش مهمتر، جنبه اقتصادی این برنامه است.
پژوهشگران اشاره میکنند که یکی از نیروهای حزبالله امروز حقوقی بسیار بالاتر از یک سرباز ارتش لبنان دریافت میکند. بنابراین پیشنهاد میکنند ارتش لبنان به نهادی اقتصادی جذاب تبدیل شود که بتواند جوانان شیعه را با حقوق و مزایای رقابتی جذب کند تا وابستگی آنها از یک رابطه مبتنی بر عقیده و هویت به وابستگی مالی منتقل شود.
۲. ایجاد شکاف در داخل جامعه شیعه
پایه دوم به داخل جامعه شیعه لبنان مربوط میشود.
در این بخش نام «نبیه بری» رئیس پارلمان لبنان و رهبر جنبش امل، مطرح میشود. کسی که پژوهشگران او را کلید اصلی این رویکرد رژیم صهیونیستی در جامعه شیعه لبنان میدانند.
آنها معتقدند که موضع بری نسبت به حزبالله دچار تغییراتی شده است. در حالی که او پیشتر متحدی کاملاً نزدیک به حزب بود، اکنون به باور آنها گفتمان عمومی شیعه شاهد تحولاتی شده است.
از نگاه این پژوهشگران، همین مسئله میتواند امکان فعالیت بیشتر علیه حزبالله از درون جامعه شیعه لبنان را فراهم کند.
۳. جایگزین کردن خدمات اجتماعی حزبالله
پایه سوم، اجتماعی و خدماتی است.
این دیدگاه تأکید میکند باید جایگزینهایی برای خدماتی که حزبالله به جامعه شیعه لبنان ارائه میدهد از بانکها، بیمارستانها و مدارس گرفته تا بازارهای حمایتی و یک شبکه کامل تأمین اجتماعی، ایجاد شود.
این طرح پیشنهاد میکند دولت لبنان با حمایت مالی و لجستیکی رژیم صهیونیستی و جامعه بینالمللی وارد این خلأ خدماتی شود و بازسازی جنوب لبنان را از طریق کانالهای رسمی و با همکاری عناصر شیعه غیر وابسته به حزبالله انجام دهد.
هدف از این اقدام آن است که به گفته این طرح، شهروند شیعه لبنانی به این نتیجه برسد که این دولت لبنان است، نه حزبالله که توانایی تأمین نیازهای او را دارد.
راهبرد اسرائیل برای تضعیف حزبالله از درون
این دیدگاه، یک راهبرد کامل رژیم صهیونیستی برای تضعیف نظری حزبالله از داخل از طریق قرار دادن دولت لبنان در برابر حزبالله، شیعه لبنانی در برابر شیعه لبنانی و نهادهای رسمی لبنان در برابر سازمان مقاومت را نشان میدهد.
البته اجرای این طرح نیازمند زمان، تلاش، آمادگی دولت لبنان، جنبش امل و رهبران آن، حمایت مالی کشورهای عربی و بینالمللی و همچنین آمادگی عمومی شیعیان لبنان برای کنار گذاشتن گزینههای تثبیتشده است، بدون آنکه حزبالله و ایران واکنشی در برابر آن نشان دهند.
به نظر میرسد این دیدگاه در مرحله کنونی میتواند بر رفتار رژیم صهیونیستی تأثیر بگذارد، زیرا این رژیم با فشارهای جدید ناشی از تحولات منطقه و پیامدهای جنگ اخیر روبهرو است.
اعتراف به کاهش گزینههای رژیم صهیونیستی
آنچه پژوهشگران مؤسسه «میتفیم» مطرح کردهاند، بازتابی از نوعی سرخوردگی در مراکز تصمیمگیری رژیم صهیونیستی است. واقعیتی که به گفته نویسنده، قابل انکار نیست.
اما خود این راهبرد بیشتر واکنشی به کاهش گزینههای رژیم صهیونیستی است تا اینکه انتخاب بهترین مسیر برای دستیابی به اهداف آن باشد.
رژیم صهیونیستی روی یک احتمال ــ هرچند نه کامل ــ حساب باز کرده است که آن احتمال، آمادگی دولت لبنان برای ورود به مذاکرات و پذیرش خواستههای آن درباره حزبالله و سپس مقابله با حزبالله و پایگاه اجتماعی آن در تمام عرصههای سیاسی، اجتماعی، حقوقی، بازسازی و نهادی است.
از نگاه این تحلیل، چنین روندی میتواند بخشی از شکستها و ناکامیهای رژیم صهیونیستی را جبران کند.
..............................
پایان پیام/ ۲۶۸
نظر شما