به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ کمیسیون تماس با شخصیتهای افغانستانی، به ریاست شهابالدین دلاور، بار دیگر از بازگشت شماری از مقامها و چهرههای حکومت پیشین به افغانستان خبر داده و این روند را نشانهای از امکان آشتی، همبستگی ملی و مشارکت نخبگان در توسعه کشور دانسته است. دلاور در سخنان اخیر خود از شخصیتها و افغانستانیهای تحصیلکرده خواسته است به کشور بازگردند و در بازسازی افغانستان سهم بگیرند.
با این حال، آمار اعلامشده درباره بازگشت مقامهای پیشین یکدست نیست. در حالی که برخی منابع نزدیک به طالبان از بازگشت بیش از ۱۳ هزار مقام و شخصیت سابق سخن گفتهاند، گزارشهای رسانهای دیگر عددهای بسیار پایینتری را ثبت کردهاند. طلوعنیوز به نقل از آمار کمیسیون تماس نوشته است که تاکنون برای بیش از ۱۳۰۰ تن کارت مصونیت توزیع شده و بیش از هزار تن از خارج به کشور برگشتهاند. در گزارشی دیگر، طلوعنیوز شمار بازگشتکنندگان را یکهزار و ۳۱۵ نفر اعلام کرده است. افغانستان اینترنشنال نیز به نقل از طالبان نوشته که تاکنون برای یکهزار و ۳۵۲ نفر کارت مصونیت توزیع شده است.
همین اختلاف آماری، نخستین پرسش درباره شفافیت روند بازگشت است: آیا عدد ۱۳ هزار نفر شامل تمام تماسها، مراجعات و چهرههای داخل کشور است، یا تعداد واقعی کسانی که کارت مصونیت دریافت کردهاند حدود ۱۳۰۰ نفر است؟ نبود توضیح روشن درباره این ارقام، روندی را که طالبان آن را نشانه اعتمادسازی معرفی میکند، با ابهام جدی مواجه کرده است.
سهم شیعیان از بازگشت مقامهای سابق روشن نیست
یکی از مهمترین پرسشها درباره این روند، سهم شیعیان افغانستان است. تاکنون هیچ آمار رسمی و تفکیکی درباره ترکیب قومی، مذهبی، جنسیتی و سیاسی بازگشتکنندگان منتشر نشده است. معلوم نیست در میان کسانی که کارت مصونیت دریافت کردهاند، چه تعداد از شیعیان، هزارهها، سادات، قزلباشها یا اسماعیلیان افغانستان حضور دارند.
این ابهام از آن جهت مهم است که شیعیان افغانستان در دو دهه جمهوریت، در پارلمان، دولت، رسانهها، نهادهای مدنی، احزاب سیاسی، دانشگاهها و دستگاههای امنیتی حضور داشتند و پس از بازگشت طالبان به قدرت، بخش بزرگی از آنان یا از کشور خارج شدند یا به حاشیه رفتند. اگر روند بازگشت واقعاً قرار است به آشتی ملی و مشارکت نخبگان منجر شود، طالبان باید روشن کند که جامعه شیعه افغانستان چه سهمی از این روند دارد و چه تضمینی برای امنیت، فعالیت و اثرگذاری آنان وجود دارد.
دعوت طالبان از برخی چهرههای شناختهشده حکومت پیشین، از جمله رهبران سیاسی غیرطالبان، لزوماً به معنای مشارکت واقعی آنان نیست. گزارشها نشان میدهد که با وجود دعوتهای مکرر، بسیاری از چهرههای برجسته سیاسی حکومت پیشین همچنان حاضر نشدهاند تحت حاکمیت طالبان به افغانستان بازگردند. این تردید برای چهرههای شیعه و هزاره جدیتر است؛ زیرا آنان علاوه بر نگرانی سیاسی، با مسئله تبعیض مذهبی، امنیت مناطق شیعهنشین، آینده فقه جعفری، محدودیت مناسک مذهبی و فشار بر نهادهای رسانهای و فرهنگی شیعه نیز روبهرو هستند.
چالشهای مضاعف برای نخبگان شیعه
برای نخبگان شیعه، بازگشت به افغانستان تنها به معنای عبور از مرز و دریافت کارت مصونیت نیست. آنان در صورت بازگشت، با چند سطح چالش روبهرو هستند.
- نخست، چالش سیاسی است. بسیاری از چهرههای شیعه در حکومت پیشین، سابقه فعالیت حزبی، پارلمانی، رسانهای یا مدنی داشتهاند. طالبان ممکن است در ظاهر برای آنان مصونیت صادر کند، اما پرسش این است که آیا به آنان اجازه اثرگذاری، اظهارنظر، فعالیت سیاسی یا مشارکت در تصمیمگیری داده خواهد شد یا نه.
- دوم، چالش مذهبی و اجتماعی است. جامعه شیعه افغانستان در سالهای اخیر با ابهام در جایگاه فقه جعفری، محدودیتهای مذهبی، فشار بر برخی مراسمها و نگرانی درباره امنیت مراکز شیعهنشین روبهرو بوده است. بازگشت چند چهره سیاسی شیعه، اگر به بهبود وضعیت حقوق مذهبی و اجتماعی شیعیان منجر نشود، نمیتواند نشانه مشارکت واقعی این جامعه تلقی شود.
- سوم، چالش امنیتی است. کارت مصونیت از سوی طالبان صادر میشود، اما معلوم نیست ضمانت اجرایی آن در برابر نهادهای امنیتی، مقامهای محلی، فرماندهان میدانی یا حتی گروههای تهدیدکننده مانند داعش چیست. در نبود قانون اساسی، پارلمان، نظام قضایی مستقل و رسانه آزاد، کارت مصونیت بیشتر به یک تضمین سیاسی شباهت دارد تا یک سند حقوقی با ضمانت روشن.
نمونه فاطمه نظری؛ بازگشت نمادین یا آغاز مشارکت؟
در میان نمونههای رسانهایشده، بازگشت فاطمه نظری، عضو پیشین پارلمان افغانستان، قابل توجه است. خبرگزاری جمهور و آوا گزارش دادهاند که خانم نظری پس از دریافت کارت مصونیت از سوی کمیسیون تماس طالبان به کابل بازگشته است. بر اساس گزارش آوا، شهابالدین دلاور در دیدار با وی کارت مصونیت را به او تسلیم کرده و از بازگشت شخصیتهای افغانستانی استقبال کرده است.
بازگشت فاطمه نظری از چند جهت مهم است: او زن، عضو پیشین پارلمان و از چهرههای شناختهشده در ساختار سیاسی جمهوریت بود. اما پرسش اصلی این است که آیا بازگشت چنین چهرههایی به معنای مشارکت سیاسی است یا صرفاً در حد اقامت امن و حضور نمادین باقی میماند؟ آیا او و افراد مشابه میتوانند در امور عمومی، حقوق زنان، وضعیت شیعیان، آموزش، رسانه و مشارکت سیاسی سخن بگویند یا باید در چارچوب سکوت سیاسی زندگی کنند؟
پاسخ به این پرسشها برای سنجش واقعیت روند بازگشت اهمیت دارد. اگر چهرههای بازگشته پس از ورود به کشور از هرگونه اثرگذاری عمومی محروم باشند، بازگشت آنان بیشتر کارکرد تبلیغاتی خواهد داشت تا سیاسی و اجتماعی.
تجربه عبدالله عبدالله؛ حضور در کابل بدون اثرگذاری؟
ماجرای عبدالله عبدالله، رئیس پیشین شورای عالی مصالحه ملی افغانستان، نمونه مهمی برای ارزیابی امکان اثرگذاری نخبگان غیرطالبان است. او از معدود چهرههای برجسته حکومت پیشین بود که پس از سقوط کابل در افغانستان باقی ماند. اما گزارش افغانستان اینترنشنال حاکی است که طالبان در ماههای اخیر فشارها بر او و برخی چهرههای سیاسی دیگر در کابل را افزایش دادهاند. بر اساس این گزارش، عبدالله فعالیتهای رسانهای خود را متوقف کرده و دسترسی تلفنی به او دشوارتر شده است.
در فضای مجازی نیز انتشار تصاویر تازهای از عبدالله عبدالله با ظاهری خسته و فرسوده، بحثهایی درباره وضعیت جسمی و سیاسی او به راه انداخت. هرچند نزدیکان او برخی گمانهزنیها را رد کردهاند، اما اصل ماجرا پرسشی مهم را پیش میکشد: اگر چهرهای در سطح عبدالله عبدالله در کابل حضور داشته باشد اما امکان فعالیت رسانهای، سیاسی و ارتباطی او محدود شود، بازگشت یا ماندن دیگر نخبگان چه معنایی خواهد داشت؟
این نمونه برای نخبگان شیعه نیز پیام روشنی دارد. حضور فیزیکی در افغانستان الزاماً به معنای مشارکت سیاسی نیست. اگر ساختار طالبان به غیر از نیروهای درونی خود اعتماد نکند، نخبگان بازگشته ممکن است به جای بازیگران مؤثر، به چهرههای کنترلشده و خاموش تبدیل شوند.
کارت مصونیت؛ سند حقوقی یا تعهد سیاسی؟
طالبان میگوید دارندگان کارت مصونیت بهخاطر مسئولیتهای گذشته خود مورد پیگرد قرار نمیگیرند. اما پرسش مهم این است که این کارت از نظر حقوقی چه جایگاهی دارد. آیا همه نهادهای طالبان، از استخبارات تا وزارت امر به معروف و مقامهای محلی، ملزم به رعایت آن هستند؟ اگر یک مقام محلی یا نهاد امنیتی این کارت را نادیده بگیرد، فرد بازگشته به کدام مرجع مستقل شکایت خواهد کرد؟
در ساختاری که قانون اساسی تعلیق شده، نظام سیاسی انتخابی وجود ندارد و دستگاه قضایی مستقل در معرض تردید است، کارت مصونیت بیش از آنکه یک سند حقوقی کامل باشد، به وعده سیاسی طالبان شبیه است. چنین وعدهای ممکن است در سطح مرکزی رعایت شود، اما در برابر فشارهای محلی، اختلافات شخصی، سوءظن امنیتی یا برخوردهای سلیقهای، ضمانت روشنی ندارد.
آیا همکاری واقعی ممکن است؟
شهابالدین دلاور و دیگر مسئولان کمیسیون تماس، بازگشت چهرههای حکومت پیشین را نشانه آشتی و همبستگی ملی میدانند؛ اما همکاری واقعی زمانی معنا دارد که بازگشتکنندگان بتوانند در تصمیمگیری، مشورت، اداره، توسعه، آموزش، رسانه و سیاست عمومی نقش داشته باشند. اگر نقش آنان صرفاً به زندگی آرام، عدم مخالفت و پذیرش نظم موجود محدود شود، این روند بیشتر «بازگشت تحت کنترل» خواهد بود تا مشارکت ملی.
طالبان تاکنون ساختار قدرت را عمدتاً در اختیار نیروهای خود نگه داشته و نشانههای روشنی از مشارکت واقعی نخبگان غیرطالبان، بهویژه زنان، شیعیان، اقوام غیرپشتون و چهرههای سیاسی حکومت پیشین، دیده نمیشود. از این منظر، بازگشت مقامهای سابق زمانی میتواند به آشتی ملی تعبیر شود که با شفافیت آماری، ضمانت حقوقی، مشارکت واقعی و احترام به تنوع مذهبی و قومی همراه باشد.
در نهایت بازگشت مقامها و شخصیتهای حکومت پیشین با کارت مصونیت، در ظاهر نشانهای از تلاش طالبان برای اعتمادسازی و نمایش ثبات سیاسی است؛ اما این روند برای شیعیان افغانستان و دیگر گروههای غیرطالبان، همچنان پرسشهای جدی دارد. تاکنون سهم شیعیان از میان بازگشتکنندگان روشن نشده، وضعیت حقوقی کارت مصونیت مبهم است، و تجربه چهرههایی مانند عبدالله عبدالله نشان میدهد که حضور در کابل الزاماً به معنای اثرگذاری نیست.
اگر طالبان میخواهد روند بازگشت را بهعنوان آشتی ملی معرفی کند، باید فراتر از صدور کارت مصونیت عمل کند: آمار تفکیکی ارائه دهد، امنیت و حقوق مذهبی شیعیان را تضمین کند، به نخبگان بازگشته نقش واقعی بدهد، و نشان دهد که بازگشت آنان نه برای سکوت و نمایش، بلکه برای مشارکت در آینده افغانستان است. در غیر این صورت، کارت مصونیت بیش از آنکه نماد مصالحه ملی باشد، به ابزاری تبلیغاتی برای مشروعیتبخشی به نظم بسته طالبان تبدیل خواهد شد.
.................
پایان پیام/
نظر شما