به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) - ابنا - احمد ویحمان، نویسنده و تحلیلگر مراکشی و رئیس «رصدخانه مغربی مقابله با عادیسازی روابط با اسرائیل»، به بررسی دلالتهای شهادت آیتاللهالعظمی امام سید علی خامنهای از منظری تحلیلی پرداخته و میان تاریخ، اصول و واقعیت نبرد پیوند برقرار کرد و دیدگاه عمیق خود را درباره این واقعه ارائه داد.
ویحمان در گفتوگوی اختصاصی با وبسایت «العهد»، با این دیدگاه که آنچه در تهران رخ داد صرفاً تشییع جنازه یک دولتمرد نبود، بلکه یک «همهپرسی مردمی» تمامعیار بر سر انتخابِ مسیر مقاومت بود، تأکید کرد که جمعیتهای میلیونی که به خیابان آمدند، تنها برای بزرگداشت یک شخصیت نیامدند، بلکه آمدند تا بیعت خود را با رویکردی فرامرزی تجدید کنند؛ رویکردی که قدس را تنها قطبنمای خود قرار داد و هرگز از آن منحرف نمیشود.
از نظر ویحمان، این حضور انبوه، پیامی صریح به جهان بود مبنی بر اینکه پروژه مقاومت در آگاهی ملتها ریشه دوانده است و این پروژه بزرگتر از آن است که با رفتن افراد، از بین برود.
وی تأکید کرد: کسی که در سنگر مقابله با پروژه صهیونیستی ایستاده و بهای محاصره و انزوای بینالمللی را پرداخته است، تنها از طریق آن شخصیت بزرگوار که هرگز به بیوفاییها و رها کردنها توجهی نمیکرد، قابل ارزیابی است. وفاداری به تاریخ، نیازمند شجاعت در اعتراف به این حقیقت است که پایداری این مرد، همان استثنایی بود که ریاکاریها و چهرههای پوشیده را برملا کرد.
وی همچنین افزود: رهبر شهید موفق شد مقاومت را از یک گفتمان احساسی به یک واقعیت ژئوپلیتیک تبدیل کند که خود را در معادلات قدرت تحمیل میکند. وی اشاره کرد که همین تجلیِ پایداری بود که باعث شد عمامه امام خامنهای به نمادی از موضعی تبدیل شود که در برابر طرحهای صهیونیستی، اهل سازش نیست.
وی درباره اینکه چگونه تداوم این میراث را پس از رحلت میبیند، پاسخ داد: پروژهای که بر پایه فدا کردن خون و اصول بنا شده باشد، هرگز فنا نمیشود. او در این راستا تأکید کرد: مقاومت به لطف این میراث، از یک تصمیم سیاسیِ یک فرد، به یک «عقیده ملت» ریشهدار تبدیل شده است.
ویحمان در پایان نتیجه گرفت: جمعیتهایی که با امام خامنهای وداع کردند، تنها با یک رهبر وداع نمیکردند، بلکه اعلام میکردند که نسلی کامل در حال شکلگیری است که این قطبنما را با خود دارد. وی تأکید کرد که آینده ثابت خواهد کرد این مسیر، تنها راه بازپسگیری حقوق خواهد بود؛ آن هم در جهانی که به شدت با صداقت و افرادی که بهای باورهای خود را میپردازند، در کمبود است.
................
پایان پیام/
نظر شما