۲۸ تیر ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۹
مدیر حوزۀ علمیه رسول‌اکرم(ص) لبنان: رابطه شهید نصرالله با مردم، رابطه‌ای وجودی، عاطفی و اجتماعی بود

عضو هیئت علمی جامعه المصطفی العالمیه گفت: محبوبیت شهید نصرالله را نمی‌توان صرفاً با الگوهای رایج جامعه‌شناختی توضیح داد، زیرا این محبوبیت از سنخ «ودّ الهی» بود؛ یعنی پیوندی عمیق، پایدار و برخاسته از ایمان و عمل صالح که در جان جامعه نفوذ می‌کرد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ حجت الاسلام والمسلمین محمدعلی میرزایی، مدیر حوزه علمیه رسول اکرم(ص) و فاطمه الزهرا(س) لبنان امروز یکشنبه 28 تیرماه در نشست علمی «تحلیل ابعاد و مؤلفه های سازنده محبوبیت و سرمایه اجتماعی شهید سیدحسن نصرالله» که با همکاری و مشارکت جامعه المصطفی، مؤسسه آموزش‌های کوتاه‌مدت المصطفی و دبیرخانه بین‌المللی کنگره امناء الرسل، در المصطفی برگزار شد، رابطه سیدحسن نصرالله با مردم را رابطه ای وجودی، عاطفی و اجتماعی توصیف کرد.

عضو هئیت علمی جامعه المصطفی با استناد به آیه 96 سوره مریم، «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا»، این آیه را کلید فهم محبوبیت شهید سید حسن نصرالله دانست.

میرزایی، محبوبیت شهید نصرالله را نمی‌توان صرفاً با الگوهای رایج جامعه‌شناختی توضیح داد، زیرا این محبوبیت از سنخ «ودّ الهی» بود؛ یعنی پیوندی عمیق، پایدار و برخاسته از ایمان و عمل صالح که در جان جامعه نفوذ می‌کرد. از این منظر، رابطه شهید نصرالله با مردم، تنها یک رابطه سیاسی یا تشکیلاتی نبود، بلکه رابطه‌ای وجودی، عاطفی و اجتماعی بود که به اعتماد عمومی و دلبستگی پایدار منتهی می‌شد.

وی با نقد نظریه کاریزمای ماکس وبر، تأکید کرد: این نظریه برای تبیین شخصیت شهید نصرالله کفایت ندارد.

مدیر مرکز تحقیقاتی تمدنی الحضاره لبنان افزود: در الگوی وبری، کاریزما می‌تواند به هر نوع جاذبه استثنایی، حتی در شخصیت‌های فاسد یا سلطه‌گر، اطلاق شود؛ حال آنکه محبوبیت شهید نصرالله ریشه در صداقت، دینداری، مسئولیت‌پذیری و رنج‌بردن برای مردم داشت. بنابراین، اگرچه او شخصیتی اثرگذار و نافذ بود، اما این اثرگذاری را باید در چارچوبی ایمانی، اخلاقی و اجتماعی فهم کرد، نه صرفاً در قالب یک مفهوم خنثی جامعه‌شناختی.

وی با محور قرار دادن نسبت میان رابطه انسان با خدا و رابطه او با مردم اظهارکرد: با استناد به دیدگاه آیت‌الله جوادی آملی، این نکته بدست می آید که دینداری حقیقی در انزوا معنا پیدا نمی‌کند، بلکه در نحوه حضور انسان در جامعه و کیفیت پیوند او با مردم آشکار می‌شود. از این منظر، شهید نصرالله شخصیتی بود که معنویت را از عرصه اجتماع جدا نمی‌کرد. به همین دلیل، نفوذ او تنها در حوزه سیاست یا مقاومت نظامی خلاصه نمی‌شد، بلکه در عرصه تربیت اجتماعی، آرامش‌بخشی به جامعه، تقویت اعتماد عمومی و ایجاد احساس پناه و اتکا نیز نمود داشت.

میرزایی در بخش دیگری از سخنان خود، شهید نصرالله را نمونه‌ای از «امامت جامعه» معرفی کرد؛ شخصیتی که فراتر از یک مدیر یا فرمانده، محور وحدت، تشخیص، جهت‌دهی و انسجام اجتماعی است.

به گفته وی، نقش شهید نصرالله در لبنان صرفاً رهبری یک حزب یا جریان سیاسی نبود، بلکه او برای بخش مهمی از جامعه، به‌ویژه در میان شیعیان لبنان، جایگاه «ملاز» و پناهگاه داشت. این بدان معناست که مردم نه‌فقط از او فرمان می‌گرفتند، بلکه از او آرامش، اطمینان و افق می‌یافتند. در چنین چارچوبی، محبوبیت صرفاً یک مزیت رسانه‌ای نیست، بلکه ظرفیتی واقعی برای جامعه‌سازی و التیام‌بخشی اجتماعی به شمار می‌رود.

عضو هئیت علمی جامعه المصطفی العالمیه بر عنصر عقلانیت در سیره مدیریتی شهید نصرالله تأکید ویژه‌ای داشت وافزود:یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این شخصیت، جمع میان الهیات، معنویت و حکمت عملی بود. شهید نصرالله از یک سو بر ایمان، معنویت و روحیه جهادی تکیه داشت و از سوی دیگر، در اداره جامعه، درک تنوع مذهبی و اجتماعی لبنان، تنظیم لحن و زمان بیان مواضع، و مدیریت موضوعات حساس، با واقع‌بینی و تدبیر عمل می‌کرد. از این منظر، او تنها یک چهره حماسی نبود، بلکه الگوی رهبری خردمندانه‌ای بود که می‌دانست چگونه بدون آسیب‌زدن به اصل مقاومت، جامعه متکثر لبنان را با خود همراه نگاه دارد.

میرزایی به چند شاخص مهم در عقلانیت اجتماعی و مدیریتی شهید نصرالله اشاره کرد وگفت: استمرار محبوبیت در طول حدود سه دهه، حتی در شرایط جنگ، بحران و فشارهای امنیتی؛ توانایی ایجاد ارتباط با اقشار مختلف جامعه، حتی منتقدان و غیرشیعیان؛ و برخورد سنجیده با مسائل اجتماعی و فرهنگی به گونه‌ای که اصل مقاومت و انسجام اجتماعی دچار خدشه نشود.

به گفته وی، این جامعیت شخصیتی، شهید نصرالله را به نوعی «لنگرگاه اجتماعی» در لبنان تبدیل کرده بود.

میرزایی در ادامه به مسئله مشروعیت شهید نصرالله پرداخت و افزود: مشروعیت این شخصیت را نمی‌توان صرفاً با مدل‌های کلاسیک مشروعیت سیاسی توضیح داد. مشروعیت او بیش از آنکه متکی به ساختارهای رسمی باشد، بر مقبولیتی عمیق و فراگیر استوار بود؛ مقبولیتی که از ترکیب ایمان، صداقت، کارآمدی، پایداری و پیوند واقعی با مردم شکل گرفته بود. از این منظر، شهید نصرالله نه‌فقط رهبر یک جریان، بلکه شخصیتی بود که جامعه او را پذیرفته بود و همین پذیرش عمومی، به او قدرتی فراتر از موقعیت رسمی می‌بخشید.

وی به قدرت روایت‌گری شهید نصرالله اشاره و او را «مؤلف روایت مقاومت» نامید و گفت: یکی از ضعف‌های جدی جبهه مقاومت، کاستی در حوزه رسانه و روایت‌پردازی است، در حالی که دشمن از طریق روایت‌سازی، واقعیت‌ها را مخدوش می‌کند. در چنین شرایطی، شهید نصرالله با زبان بلیغ، فصیح، دقیق و مردم‌فهم خود، توانسته بود روایت مقاومت را در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی بازتولید کند و خلأهای رسانه‌ای را تا حد زیادی جبران نماید. این توانایی، او را هم‌زمان به رهبر، سخنگو، مربی اجتماعی و تولیدکننده معنا برای افکار عمومی تبدیل کرده بود.

..........................

پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha