به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع)ـابنا از فارس، پیکر خلبان شهید مجید کاظمی را آوردند؛ قهرمانی که سالها در آسمان، اقتدار نظام و امنیت مردم را پاسداری کرده بود، مردم آمده بودند برای وداعی باشکوه، برای اشکی که حق شهید است، برای آیینی که همیشه در تشییع شهدا رعایت میشود اما، صحنهای متفاوت رقم خورد؛ صحنهای که بسیاری از حاضران آن را «بیاحترامی ناخواسته» و «بیتوجهی به شأن شهید» توصیف کردند.
تابوت شهید را پایین سن، گذاشتند؛ نه مداحی، نه روضه، نه گرداندن پیکر روی دستها، پیش از مراسم، سکوتی سنگین فضا را گرفت؛ سکوتی که مظلومیت شهید را بیشتر از هر نوحهای فریاد میزد، مردم منتظر بودند آیین آغاز شود، اما ناگهان شهردار شیراز پشت تریبون رفت و سخنرانی شروع شد؛ سخنرانیای که نه زمانش مناسب بود و نه حالوهوای جمعیت با آن همراه،
چند نفر از مردم زیر لب میگفتند: شهیدی که اقتدار نظام را نگه داشت، اینجا تنها مانده…
این لحظهها باید برای شهید باشد، نه برای حرفهای شهردار
در سنت تشییع شهدا، پیکر را روی دست میگردانند تا مردم آخرین وداع را داشته باشند؛ مداحی خوانده میشود تا دلها نرم شود اما امروز، همه اینها کنار گذاشته شد و مراسم بیشتر شبیه یک برنامه اداری پیش رفت تا وداع با خلبانی که جانش را برای امنیت همین مردم داده بود.
شهید مجید کاظمی، قهرمانی که اقتدار آسمان را حفظ کرد، امروز در زمین مظلومتر از همیشه بود؛ نه بهخاطر مردم، که بهخاطر تصمیمهایی که مراسم را از مسیر طبیعیاش خارج کرد.
حسرت لحظههایی که میتوانستند برای شهید باشند، اما نبودند.
چطور ممکن است پیکر شهید روی سن باشد تا سخنرانی شهردار شیراز تمام شود؟ این موضوع از نظر برخی از حضار حاضر در مراسم قابل درک و فهم نبود.
نظر شما