۲۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۸:۱۰
از«فطام» معنوی تا رهایی از تعلقات دنیا؛ دعوت مولانا به تولدی دوباره

یکصد و سی و نهمین جلسه شرح مثنوی مولانا در شهر قم، برگزار شد و حاضران در طول جلسه، مباحث مطرح‌شده درباره مفاهیم عرفانی مثنوی را دنبال کردند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ یکصد و سی و نهمین جلسه شرح مثنوی مولانا به همت کانون نویسندگان قم و دانشگاه طلوع مهر، با حضور دکتر علی حیدری یساولی و جمعی از علاقه‌مندان به ادبیات و عرفان برگزار شد؛ در این نشست، با ادامه شرح دفتر سوم مثنوی معنوی، مفهوم «فطام» معنوی، رهایی انسان از تعلقات نفسانی و مادی و دعوت مولانا به تولدی دوباره و ورود به حیات معنوی مورد بررسی قرار گرفت.

در این نشست، ادامه مباحث دفتر سوم مثنوی معنوی مورد بررسی و شرح قرار گرفت و دکتر حیدری یساولی با تکیه بر ابیات مولانا، مفاهیم عرفانی و معنوی مطرح‌شده در این بخش از مثنوی را برای حاضران تشریح کرد.

در بخش نخست جلسه، ابیاتی از جمله:

«تا نَگویی سِرِّ سلطان را به کس

تا نَریزی قند را پیش مگس»

و سپس ابیات مربوط به مفهوم «حلق» و «خورنده و خورده‌شونده» مورد توجه قرار گرفت. سخنران با توضیح این ابیات، به نگاه مولانا به چرخه حیات در عالم طبیعت پرداخت و بیان کرد که در جهان مادی، موجودات در سلسله‌ای از خوردن و خورده‌شدن قرار دارند؛ از خاک و گیاه گرفته تا حیوان و انسان. به گفته وی، مولانا در ادامه این چرخه را به مرز عالم جسمانی محدود نمی‌کند و از «حلق» و «خورندگی» در عالم معانی نیز سخن می‌گوید.

دکتر حیدری یساولی در ادامه با اشاره به ابیات:

«جمله عالم آکل و ماکول دان

باقیان را مقبل و مقبول دان»

تفاوت میان جهان فانی و عالم باقی را توضیح داد و گفت از نگاه مولانا، آنچه در این جهان مادی قرار دارد در معرض فنا و گسست است، در حالی که انسان‌هایی که به بقای الهی دست یافته‌اند، از این چرخه فانی فراتر می‌روند.

بخش دیگری از جلسه به مفهوم «کریم» و کرامت حقیقی اختصاص داشت. سخنران با اشاره به داستان «استن حنانه» توضیح داد که از نگاه مولانا، کرامت حقیقی در جست‌وجوی بقای معنوی و رسیدن به جاودانگی است، نه صرفاً بخشش مال یا برخورداری از امکانات دنیوی. در همین زمینه، مفهوم «باقیات و صالحات» نیز مورد بررسی قرار گرفت.

در ادامه، دکتر حیدری یساولی به موضوع تغییر مزاج و فطام معنوی پرداخت؛ مفهومی که در ابیات این بخش از مثنوی جایگاه ویژه‌ای دارد. وی با توضیح معنای «فطام» ــ یعنی از شیر گرفتن ــ بیان کرد که مولانا این واژه را در معنایی عرفانی به کار می‌گیرد و آن را نمادی از فاصله گرفتن تدریجی انسان از تعلقات نفسانی و ورود به مرحله‌ای تازه از حیات معنوی می‌داند.

وی با اشاره به ابیاتی همچون:

«از فطام خون غذا اش شیر شد

وز فطام شیر لقمه‌گیر شد

وز فطام لقمه لقمانی شود

طالب آشکار پنهانی شود»

توضیح داد که در نگاه مولانا، سیر تکامل انسان مرحله به مرحله صورت می‌گیرد؛ همان‌گونه که جنین از خون تغذیه می‌کند، کودک شیر می‌خورد و انسان بالغ از غذا بهره می‌گیرد، سالک نیز باید به تدریج از وابستگی‌های مادی عبور کند تا به مرتبه‌ای برسد که غذای معنوی او، معرفت و اسرار الهی باشد.

از«فطام» معنوی تا رهایی از تعلقات دنیا؛ دعوت مولانا به تولدی دوباره

در ادامه جلسه، تمثیل جنین و جهان بیرون از رحم مورد بررسی قرار گرفت. سخنران با شرح ابیاتی که در آنها مولانا وضعیت انسان در دنیا را به جنینی در رحم تشبیه می‌کند، گفت همان‌گونه که جنین نمی‌تواند جهان گسترده بیرون از رحم را تصور کند، انسان گرفتار در عالم ماده نیز ممکن است نتواند عوالم معنوی و حقیقت حیات پس از این جهان را درک کند.

از دیگر محورهای مهم این نشست، بحث درباره اولیای الهی و جایگاه آنان بود. دکتر حیدری یساولی با اشاره به داستان «خورندگان پیل‌بچه» در مثنوی، این حکایت را شرح داد و آن را هشداری درباره بی‌توجهی انسان به نصیحت اولیا و پیام‌آوران حقیقت دانست. وی توضیح داد که در تأویل مولانا، «اطفال حق» نمادی از اولیای الهی هستند و تعرض به آنان، بی‌پاسخ نمی‌ماند.

در همین بخش، ابیات:

«اولیا اطفال حق‌اند ای پسر

غایبی و حاضری بس با خبر»

و نیز:

«هان و هان این دلق‌پوشانِ من‌اند

صد هزار اندر هزار و یک تن‌اند»

مورد بررسی قرار گرفت و سخنران با تأکید بر مفهوم وحدت اولیای الهی، به این نکته پرداخت که از منظر مولانا، اولیای حق با وجود کثرت ظاهری، در حقیقت به یک سرچشمه متصل‌اند.

در پایان، با اشاره به نمونه‌هایی از داستان‌های حضرت موسی، حضرت نوح و حضرت لوط(ع)، درباره حمایت و پشتیبانی الهی از اولیای خدا سخن گفته شد و جایگاه دعا و ارتباط اولیا با حضرت حق در اندیشه مولانا مورد توجه قرار گرفت.

از«فطام» معنوی تا رهایی از تعلقات دنیا؛ دعوت مولانا به تولدی دوباره

این جلسه همچنین با پرداختن به مفهوم کوری و دوربینی انسان در برابر حقیقت ادامه یافت. سخنران با شرح ابیات پایانی این بخش، از جمله:

«طرفه کوری دوربینِ تیزچشم

لیک از اُشتُر نبیند غیرِ پشم

مو به مو بیند ز صرفه حرص انس

رقصِ بی‌مقصود دارد همچو خرس»

تأکید کرد که از دیدگاه مولانا، ممکن است انسان از نظر ظاهری دارای چشم و قدرت مشاهده باشد، اما به دلیل غلبه حرص، طمع و تعلقات نفسانی، از دیدن حقیقتی که در برابر اوست محروم بماند.

یکصد و سی و نهمین جلسه مثنوی‌خوانی در فضایی علمی و صمیمی برگزار شد و حاضران در طول جلسه، مباحث مطرح‌شده درباره مفاهیم عرفانی مثنوی را دنبال کردند. ادامه شرح دفتر سوم مثنوی معنوی به نشست آینده موکول شد و در پایان تعدادی از حاضرین اشعار خود را برای جمع حاضر خواندند.

..............................

پایان پیام/ ۲۶۸

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha