به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ ماجرا به گزارشی بازمیگردد که ۱۳ مهر با عنوان «داعش و جبهه پنجشیر بهطور همزمان مسئولیت حمله بدخشان را پذیرفتند» منتشر شد.
در این گزارش، از یک سو ادعای داعش خراسان درباره انفجار در فیضآباد بازتاب داده شده و از سوی دیگر ادعای جبهه مقاومت ملی افغانستان درباره هدف قرار دادن یک مقام اطلاعاتی طالبان مطرح شده است. تسنیم در ادامه، به نقل از یک کارشناس این پرسش را پیش کشیده که آیا ممکن است میان داعش و نیروهای مخالف طالبان «همکاری و هماهنگی» وجود داشته باشد.
این در حالی است که دو طرف حتی درباره چگونگی عملیات و میزان تلفات روایتهای متفاوتی ارائه کردهاند و صرف ادعای مسئولیت درباره یک حادثه، بهتنهایی دلیلی بر همکاری میان آنها نیست. گزارشهای دیگر نیز این ماجرا را بهعنوان «دو ادعای متفاوت درباره یک حمله» بازتاب دادهاند.
«جبهه پنجشیر» از کجا آمد؟
یکی از محورهای انتقاد نجیب بارور، استفاده از عنوان «جبهه پنجشیر» است.
نام رسمی این جریان، «جبهه مقاومت ملی افغانستان» است و خود این مجموعه نیز در بیانیهها و حسابهای رسمیاش با همین عنوان معرفی میشود.
بارور معتقد است تقلیل این جریان به «جبهه پنجشیر»، مبارزه و نارضایتی موجود در بخشهای مختلف افغانستان را به یک جغرافیا محدود میکند و تصویری ناقص از واقعیت سیاسی کشور ارائه میدهد.
او در واکنش به این نوع نامگذاری، این پرسش را مطرح کرده است که اگر مقاومت افغانستان را صرفاً با نام یک شهر یا استان تعریف کنیم، آیا میتوان مقاومت ایران در برابر آمریکا و اسرائیل را نیز «جبهه تهران» نامید؟
این مقایسه، در واقع اعتراض بارور به نوع واژهگزینی رسانهای است؛ واژهای که از نگاه او، میتواند یک جریان سیاسی ـ نظامی با نام رسمی مشخص را به یک حرکت محلی و منطقهای تقلیل دهد.
شاعری که تسنیم شعرهای مقاومتش را منتشر میکرد
انتقاد بارور از این جهت نیز قابل توجه است که او چهرهای ناآشنا برای همین رسانه نیست.
تسنیم در سالهای گذشته بارها آثار او را منتشر کرده است. در تیرماه امسال نیز تازهترین شعر بارور در رثای رهبر شهید ایران با تیتر «الوداع ای عاشق فرهنگ و تمدن فارسی» در این رسانه منتشر شد.
در خرداد سال گذشته نیز تسنیم شعری از بارور را در واکنش به حملات اسرائیل و در حمایت از ایران منتشر کرده و او را در شمار چهرههای افغانستانی همدل با ایران قرار داده بود.
بارور با اشاره به همین سابقه تأکید کرده است که در آثار خود بارها از جریان مقاومت اسلامی، مبارزه با اسرائیل و شخصیتهای این جریان حمایت کرده و اشعارش نیز در همین رسانه بازتاب یافته است.
از همین رو، اعتراض او اکنون یک سؤال مستقیمتر را متوجه شیوه روایت افغانستان میکند: چرا مفهومی که در ایران «مقاومت» خوانده میشود، وقتی به افغانستان میرسد با عنوانی جغرافیایی و در کنار داعش قرار میگیرد؟
از «یک حمله، دو مدعی» تا فرضیه همکاری با داعش
اصل ماجرای بدخشان همچنان با ابهام همراه است.
جبهه مقاومت ملی افغانستان اعلام کرده نیروهایش در عملیاتی هدفمند، معاون اطلاعات طالبان در فیضآباد و دو محافظ او را کشتهاند. منابع دیگر نیز اصل انتشار این ادعا از سوی جبهه را تأیید کردهاند.
داعش خراسان نیز مسئولیت یک انفجار با موتورسیکلت بمبگذاریشده را در همان محدوده پذیرفته، اما درباره هدف و تلفات روایت متفاوتی ارائه کرده است.
تا این مرحله، منابع علنی معتبری که همکاری عملیاتی داعش و جبهه مقاومت ملی در این حمله را اثبات کند، منتشر نشده است.
به همین دلیل، جهش از «دو ادعای مسئولیت» به طرح احتمال «هماهنگی میان داعش و مخالفان طالبان» همان نقطهای است که اعتراض بارور را برانگیخته است.
بارور: افغانستان را به پنجشیر تقلیل ندهید
بارور همچنین تقلیل مجموعه مخالفتها و نارضایتیهای موجود در افغانستان به «پنجشیر» را مورد انتقاد قرار داده است.
فعالیتهای جبهه مقاومت ملی در سال جاری تنها به پنجشیر محدود نبوده و این گروه مسئولیت عملیاتهایی در بدخشان و دیگر مناطق را نیز برعهده گرفته است. برای نمونه، در ماههای اخیر چندین عملیات این جبهه در فیضآباد و دیگر مناطق بدخشان گزارش شده است.
بنابراین استفاده از عبارت «جبهه پنجشیر» نه نام رسمی این جریان است و نه تمام جغرافیای فعالیت آن را پوشش میدهد.
انتقاد قدیمیتر از روایت طالبان در برخی رسانههای ایران
انتقاد از نحوه روایت طالبان در تسنیم نیز کاملاً تازه نیست.
در سال ۱۴۰۰، سخنان یکی از مدیران این رسانه درباره وضعیت شیعیان و طالبان با واکنش منتقدانی روبهرو شد که آن مواضع را نمونهای از «تطهیر طالبان» میدانستند. آن زمان نیز شماری از فعالان افغانستانی نسبت به تصویری که از طالبان در بعضی رسانههای ایرانی ارائه میشد اعتراض کردند.
این سابقه سبب شده اعتراض تازه بارور تنها اختلاف بر سر یک تیتر تلقی نشود، بلکه بار دیگر بحثی قدیمی درباره نوع بازنمایی طالبان و مخالفان آن در بخشی از رسانههای ایران را زنده کند.
«این خبر در شأن ایران نیست»
بارور در بخش دیگری از موضع خود، تعامل سیاسی و دیپلماتیک با طالبان را از نحوه روایت مردم و جریانهای سیاسی افغانستان جدا دانسته است.
او طالبان را مخالف بخش مهمی از ارزشهای فرهنگی، آموزش زنان و دختران و حقوق مدنی مردم افغانستان توصیف کرده و تأکید کرده است که سیاست درباره افغانستان نباید تنها از دریچه تعامل با یک گروه حاکم دیده شود.
این شاعر افغانستانی همچنین با اشاره به مواضع رهبر شهید ایران درباره افغانستان گفته است در آن نگاه، «ملت افغانستان» در اولویت قرار داشته و مناسبات با افغانستان نیز باید بر همین اساس تعریف شود.
او در پایان انتقاد خود از نحوه تنظیم خبر تسنیم گفته است:
«این خبر توهینآمیز در شأن کشوری به اسم ایران نیست، متأسفیم!»
اعتراض بارور در نهایت فراتر از یک واژه یا تیتر است؛ پرسش او درباره دو معیار متفاوت در تعریف «مقاومت» است: چرا آنچه در تهران، غزه یا لبنان با واژه مقاومت توصیف میشود، در افغانستان با یک عنوان جغرافیایی در کنار داعش قرار میگیرد؟
..............................
پایان پیام/
نظر شما