۲۱ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۶:۱۸
۲۶ سال پس از انفجار بوداهای بامیان؛ آیا نگاه طالبان به میراث تاریخی تغییر کرده است؟

همزمان با فرارسیدن سالگرد نابودی مجسمه‌های بودای بامیان در مارس ۲۰۰۱، این پرسش بار دیگر مطرح می‌شود که آیا طالبان در نگاه خود به میراث تاریخی و فرهنگی افغانستان تغییری ایجاد کرده‌اند یا همچنان همان رویکرد ایدئولوژیک گذشته بر سیاست‌های فرهنگی این گروه سایه افکنده است.

به گزارش خبرگزاری بین المللی اهل بیت (ع) ـ ابنا ـ سعید ابوالحسنی به بهانه‌ی ۲۶ سالگرد تخریب بت‌های بامیان در یادداشتی اختصاصی نوشت: 

بوداهای بامیان؛ نماد یک فاجعه فرهنگی در تاریخ معاصر

با گذشت ۲۶ سال از تخریب مجسمه‌های بودای بامیان توسط طالبان، این رویداد همچنان یکی از جنجالی‌ترین و نمادین‌ترین وقایع فرهنگی در تاریخ معاصر افغانستان به شمار می‌رود؛ حادثه‌ای که نه‌تنها واکنش گسترده جهانی را برانگیخت، بلکه به نمادی از تقابل ایدئولوژی افراطی با میراث تاریخی و تمدنی یک سرزمین تبدیل شد.

در مارس سال ۲۰۰۱، حکومت طالبان با وجود اعتراض‌های گسترده دولت‌ها، سازمان‌های فرهنگی و نهادهای بین‌المللی، دو مجسمه عظیم بودا در دره بامیان را با مواد منفجره و توپخانه نابود کرد.

این آثار که قدمت آن‌ها به حدود قرن ششم میلادی بازمی‌گشت، بخشی از مهم‌ترین یادگارهای مسیر تاریخی جاده ابریشم و نشانه‌ای از پیوند افغانستان با تمدن‌های بزرگ منطقه بودند.

نابودی حافظه تاریخی و هویت فرهنگی

بسیاری از پژوهشگران حوزه تاریخ و فرهنگ افغانستان، تخریب بوداهای بامیان را صرفاً نابودی دو اثر باستانی نمی‌دانند، بلکه آن را ضربه‌ای به حافظه تاریخی و هویت فرهنگی جامعه افغانستان توصیف می‌کنند؛ حافظه‌ای که نشان می‌دهد این سرزمین در طول قرن‌ها محل تلاقی ادیان، فرهنگ‌ها و تمدن‌های گوناگون بوده است.

در سالگرد این رویداد، داوود ناجی، رئیس کمیته سیاسی جبهه آزادی افغانستان، در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس با اشاره به این واقعه نوشت که طالبان ۲۶ سال پیش مهم‌ترین آثار تاریخی افغانستان و بخشی از حافظه جمعی ملت را نابود کردند.

او این پرسش را مطرح کرد که آیا گروهی با چنین سابقه‌ای می‌تواند مدعی حفاظت از استقلال، تمامیت ارضی و میراث فرهنگی افغانستان باشد؟

آیا طالبان تغییر کرده‌اند؟

با این حال، پرسش‌های مهم‌تری نیز در سطح تحلیل‌های تاریخی و سیاسی مطرح است؛ پرسش‌هایی که به ماهیت نگاه طالبان به فرهنگ و تاریخ افغانستان بازمی‌گردد.

نخستین پرسش این است که آیا طالبان واقعاً نسبت به دوره نخست حاکمیت خود تغییر کرده‌اند؟ این گروه پس از بازگشت دوباره به قدرت در سال ۲۰۲۱ تلاش کرده است در عرصه دیپلماسی فرهنگی و سیاسی تصویری معتدل‌تر از خود ارائه دهد.

برخی مقام‌های طالبان حتی در سال‌های اخیر اعلام کرده‌اند که از میراث تاریخی افغانستان حفاظت خواهند کرد. اما هنوز مشخص نیست این موضع‌گیری‌ها تا چه اندازه بیانگر تغییر واقعی در رویکرد ایدئولوژیک این گروه است.

مبنای فقهی تخریب بوداها

پرسش دیگر به مبنای فقهی و ایدئولوژیک تصمیم طالبان در سال ۲۰۰۱ بازمی‌گردد. در آن زمان ملا محمد عمر، رهبر وقت طالبان، با صدور فرمانی اعلام کرد که وجود مجسمه‌ها در سرزمین اسلامی «نماد شرک» است و باید از میان برداشته شود.

این فتوا در حالی صادر شد که بسیاری از علمای مسلمان در کشورهای مختلف با آن مخالفت کردند و تأکید داشتند آثار تاریخی که مورد پرستش قرار نمی‌گیرند، در حکم میراث فرهنگی هستند نه نماد بت‌پرستی.

اکنون این سؤال مطرح است که اگر طالبان امروز خود را حکومت اسلامی مسئول اداره یک کشور می‌دانند، آیا همچنان همان نگاه فقهی نسبت به آثار تاریخی را دارند یا در این زمینه تجدیدنظر کرده‌اند؟

ابهام در تعریف میراث فرهنگی در نگاه طالبان

مسئله دیگر به تعریف طالبان از «میراث فرهنگی» مربوط می‌شود. افغانستان کشوری است با پیشینه چند هزار ساله که آثار تمدن‌های گوناگون ـ بودایی و یونانی گرفته تا اسلامی ـ در آن باقی مانده است.

حفظ این میراث نه تنها از نظر فرهنگی اهمیت دارد، بلکه می‌تواند در توسعه گردشگری و اقتصاد کشور نیز نقش داشته باشد. با این حال، سیاست فرهنگی طالبان در قبال این آثار هنوز با ابهام‌هایی همراه است.

پیامدهای جهانی تخریب بوداهای بامیان

از سوی دیگر، تجربه تاریخی نشان می‌دهد که تخریب بوداهای بامیان نه‌تنها به انزوای بیشتر طالبان در عرصه بین‌المللی انجامید، بلکه به یکی از نمادهای جهانی افراط‌گرایی فرهنگی تبدیل شد؛ نمادی که هنوز هم در حافظه جهانی باقی مانده است.

پرسش‌هایی برای آینده میراث فرهنگی افغانستان

امروز، در بیست‌وششمین سالگرد آن واقعه، بحث درباره میراث فرهنگی افغانستان و نحوه برخورد با آن همچنان ادامه دارد.

آیا حکومت کنونی طالبان از تجربه گذشته درس گرفته است؟ آیا این گروه حاضر است میراث چندلایه و متنوع فرهنگی افغانستان را به رسمیت بشناسد؟ و مهم‌تر از همه، آیا جامعه افغانستان می‌تواند از تکرار چنین رویدادهایی در آینده جلوگیری کند؟

پاسخ به این پرسش‌ها نه‌تنها برای آینده آثار تاریخی افغانستان، بلکه برای فهم مسیر تحولات فکری و سیاسی طالبان نیز اهمیت اساسی دارد.

...................

پایان پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha