۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۹:۰۳
تحلیل عارف رحمانی از وضعیت اسماعیلیان افغانستان؛ از «استحاله هویت» تا «پاکسازی نرم مذهبی»

عارف رحمانی، نماینده پیشین پارلمان و تحلیلگر سیاسی افغانستان، در گفت‌وگویی تحلیلی، تیراندازی اخیر به فرید نصرت ـ یکی از کارمندان وزارت کشور طالبان و از پیروان مذهب اسماعیلیه ـ را نماد آشکار گسترش تفکر «حذف‌گرایی مذهبی» در ساختار قدرت طالبان دانست و تأکید کرد که روند جاری در بدخشان و بغلان، به‌مثابه یک «پروژه مهندسی اجتماعی» برای یک‌دست‌سازی اجباری جامعه افغانستان در حال پیشروی است.

به گزارش خبرگزاری بین المللی اهل بیت (ع) ـ ابنا ـ عارف رحمانی، تحلیلگر مسائل سیاسی و نماینده پیشین پارلمان افغانستان، با اشاره به تیراندازی مرگبار علیه فرید نصرت، کارمند رسمی وزارت کشور طالبان و از پیروان مذهب اسماعیلیه، گفت: این حادثه را باید فراتر از یک رویداد امنیتی دانست؛ چرا که نشان‌دهنده رسوخ «تفکر حذف‌گرایی مذهبی» در لایه‌های مختلف قدرت طالبان است. به باور او، این رویداد نماد عینی تغییر مسیر از «کنترل مذهبی» به «مهندسی اجتماعی» در افغانستان کنونی است.

رحمانی این بحران را دارای سه لایه عمیق دانست: استحاله هویت مذهبی، امنیت اقلیت‌ها در ساختار قدرت، و جغرافیای ستم.

در توضیح لایه نخست، او گفت طالبان با تحمیل اجبار به اقلیت‌های مذهبی، از جمله اسماعیلیان، و نامیدن فرایند تغییر مذهب آنان به عنوان «مسلمان شدن»، در واقع تلاش می‌کنند تا گذشته تاریخی، باورهای مذهبی و هویت فرهنگی این جامعه کهن را انکار کنند. از نظر رحمانی، «مسلمان‌سازی مسلمانان» بزرگ‌ترین تناقض فکری گروهی است که تمامیت حقانیت دینی را در قرائت خود خلاصه کرده است.

وی افزود: اجبار اسماعیلیان به حضور مداوم در مساجد حنفی و فراگیری رساله‌های طالبانی، تلاشی هدفمند برای فرسایش تدریجی حافظه جمعی جامعه‌ای است که طی قرن‌ها با مدارا، فلسفه و همزیستی شناخته شده بود.

در توضیح لایه دوم، رحمانی به قتل فرید نصرت اشاره کرد و گفت: این رویداد دو واقعیت تلخ را برملا کرد؛ نخست اینکه حتی وابستگی و وفاداری اداری در نظام طالبان امنیت نمی‌آورد، و دوم اینکه بخشی از بدنه طالبان هیچ تفاوتی میان برداشت خود و گروه‌هایی چون داعش در قبال اقلیت‌های مذهبی قائل نیست. به باور او، این حادثه نشان می‌دهد که در ذهن جنگجوی تندرو، «مذهب» بر «قانون» و حتی بر «سلسله‌مراتب نظامی» تقدم دارد، و وفاداری نهادی در برابر وفاداری ایدئولوژیک، بی‌معنا است.

رحمانی در ادامه به لایه سوم، یعنی جغرافیای ستم پرداخت و گفت: تمرکز فشارها بر ولایت‌های بدخشان و بغلان تصادفی نیست. بدخشان، مرکز ثقل تاریخی، فرهنگی و جمعیتی اسماعیلیان افغانستان است و تضعیف مقاومت مذهبی در این منطقه، به‌منزله شکستن نمادین هویت یک مذهب کهنسال خواهد بود. او افزود بغلان نیز به دلیل موقعیت استراتژیک و مسیرهای مواصلاتی کلیدی، به عرصه‌ای برای تسویه‌حساب‌های قومی‌-‌مذهبی در قالب «اصلاح دینی» تبدیل شده است.

این تحلیلگر با هشدار نسبت به پیامدهای اجتماعی و سیاسی این رویکرد گفت: حذف سیستماتیک اقلیت‌های مذهبی ـ اعم از اسماعیلیه و شیعه ـ موجب فرار مغزها، سرمایه‌ها و نابودی اعتماد میان اقوام می‌شود. از دید رحمانی، آنچه تحت عنوان «اصلاح دینی» در بدخشان و بغلان جریان دارد، در واقع تبدیل تدریجی مفهوم «شهروند» به «وابسته مذهبی» است؛ روندی که افغانستان را از یک جامعه چندپاره به جامعه‌ای تک‌صدا و فاقد سازوکار مدارا سوق می‌دهد.

وی تأکید کرد که نهادینه‌سازی تبعیض در ساختار قدرت، چراغ سبزی است برای دیگر گروه‌های تروریستی تا جان و مال اقلیت‌ها را «مباح» بدانند. به گفته او، پرونده فرید نصرت و وضعیت اسماعیلیان شمال افغانستان، باید به‌عنوان هشدار جدی به جامعه جهانی تلقی شود؛ زیرا معنای ضمنی آن، کاهش مطلق تنوع مذهبی در افغانستان و نهادینه شدن سرکوب فرهنگی است.

رحمانی در پایان خاطرنشان کرد: آنچه در جریان است، صرفاً اختلاف مذهبی نیست؛ بلکه یک پروژه مهندسی‌شده اجتماعی برای یک‌دست‌سازی اجباری جامعه‌ای متکثر است. وی هشدار داد که سکوت در برابر این روند، زمینه‌ساز «فاجعه انسانی خاموش» خواهد شد و از جامعه بین‌المللی خواست تا نسبت به «پاکسازی نرم مذهبی» در افغانستان واکنش عملی نشان دهد.

........................

پایان پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha