۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۱
بازخوانی منظومه فکری ابن ابی‌جمهور احسایی؛ معمارِ پیوند میان عقل، عرفان و کلام

احیای آثار ابن ابی‌جمهور احسایی، گامی بلند در بازیابی حافظه علمی تشیع است که به همت پژوهشگران به ثمر نشسته است. کتاب «منظومه فکری ابن ابی‌جمهور» با تمرکز بر مؤلفه‌های فلسفی، کلامی و تصوف در اندیشه این متفکر، ضمن بازسازیِ ساختار فکری او، به آسیب‌شناسی میزان انسجام درونی میان این حوزه‌های معرفتی می‌پردازد و راه را برای خوانش‌های انتقادی‌تر در آینده هموار می‌سازد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ در آغاز، باید سخنی در حق استاد و برادر پژوهشگر، علی باقر الموسی گفت که مسئولیت گردآوری آثار خطی ابن ابی‌جمهور احسایی و سپس تصحیح، چاپ و نشر آن‌ها را بر عهده گرفت. از این رو، کار برادر کوشای ما، علی باقر الموسی، خدمتی بزرگ به میراث اسلامی به شمار می‌رود؛ چرا که تلاش او تنها به گردآوری فیزیکی نسخه‌های خطی پراکنده محدود نشد، بلکه فراتر از آن رفت و با دقت علمی، خواه شخصاً و خواه با سپردن پژوهش‌ها به مصححان فاضلی که در سطح بالایی از مسئولیت‌پذیری و امانت‌داری علمی بودند، به تصحیح این میراث اصیل اسلامی پرداخت تا آن را در قالبی شایستهِ ارزش فکری و تاریخی‌اش عرضه کند. بنابراین، احیای میراث ابن ابی‌جمهور احسایی با آن عمق فقهی و فلسفی‌اش، احیای بخش مهمی از حافظه علمی است که می‌رفت تا به دست فراموشی سپرده شود.

طبیعتاً چنین پروژه‌ای نیازمند صبری طولانی، دقت در تطبیق نسخه‌ها و درک عمیق از مفاهیم متون است که نشان‌دهنده اخلاص الموسی و تیم مصححان همراه او نسبت به علم و اهل علم است. با نشر این آثار، دری به روی پژوهشگران و طلاب علم گشوده شد تا از گنجینه‌هایی که در قفسه‌ها حبس شده بودند آگاه شوند، و این امر به ادغام دوباره این میراث در چرخه پژوهش و مطالعه کمک شایانی کرد. در نتیجه باید گفت او و اساتید مصحح بابت این تلاش مبارک که الگویی شایسته در خدمت به میراث و تصحیح آن، و پلی ارتباطی میان گذشته علمی و زمان حال به شمار می‌رود، جای تشکر و قدردانی دارند.

در اینجا شایان ذکر است که هر کس بخواهد از اندیشه فلسفی شیعه اثنی‌عشری آگاه شود، کافی است به این منظومه فکری مبارک مراجعه کند؛ منظومه‌ای که به نظر قاصر من، یک مجموعه کامل است که تفکر فلسفی شیعه اثنی‌عشری را با کمال امانت‌داری علمی و با تکیه بر ادله فلسفی و فکری، و قرار دادن هر مسئله در جایگاه مناسب خود، برجسته می‌سازد. از این رو، کتاب «منظومه فکری ابن ابی‌جمهور احسایی» به بررسی اندیشه وی به عنوان یکی از الگوهای فکری می‌پردازد که در پی ایجاد نوعی سازگاری و آشتی میان فلسفه اسلامی، علم کلام و تصوف اسلامی بوده است. این اثر در راستای توجهات معاصر به بازخوانی میراث اسلامی از منظری تحلیلی ارائه شده است که ساختارهای درونی و چالش‌های معرفتی آن را آشکار می‌سازد.

معرفی اجمالی ابن ابی‌جمهور احسایی:

او محمد بن زین‌الدین علی بن ابراهیم بن حسن بن ابراهیم بن ابی‌جمهور احسایی است که در فاصله سال‌های (۸۳۸ - ۹۱۲ هجری)[1] می‌زیست. وی فقیه، محدث، فیلسوف، متکلم و متصوف شیعه امامی از اهالی «احساء» در شبه‌جزیره عربستان بود که در آن زمان از توابع بحرین به شمار می‌رفت. او در خانواده‌ای معروف به علم و تقوا چشم به جهان گشود و پدرش زین‌الدین علی و پدربزرگش شیخ ابراهیم در زمره علما بودند. وی در آغاز مسیر علمی خود در مجالس درس علمای فاضل حاضر شد تا از علوم متداول آن زمان بهره‌مند گردد و دانش بسیاری را از پدرش فراگرفت. سپس بار سفر به سوی عراق بست و در نجف اشرف به حلقه درس شیخ شرف‌الدین حسن بن عبدالکریم فتال پیوست و از او اجازه روایت دریافت کرد.[2]

 در سال ۸۷۷ هجری / ۱۴۷۲ میلادی از مسیر شام به زیارت کعبه شریف مشرف شد و در این سفر در شهر (کرک نوح) از توابع جبل عامل در لبنان، در مجلس درس شیخ علی بن هلال جزائری حاضر شد و یک ماه نزد او ماند و از وی اجازه روایت دریافت کرد. سپس به احساء بازگشت، آنگاه برای زیارت عتبات مقدسه در عراق راهی شد و از آنجا برای زیارت مشهد امام علی بن موسی الرضا (ع) به شهر طوس رفت. وی در این سفر رساله‌ای با عنوان (زاد المسافرین فی أصول الدین) تألیف کرد و بعدها به درخواست سید محسن بن محمد رضوی قمی - که از بزرگان و علمای مشهور شهر مشهد در آن زمان بود - شرحی بر آن با عنوان (کشف البراهین) نوشت.

ابن ابی‌جمهور بقیه عمر خود را در خراسان سپری کرد و دائماً در حال سفر و جابجایی بین طوس و دیگر شهرهای علمی بود. او در مدت اقامتش در طوس، علاوه بر تدریس و تألیف، برای اثبات حقانیت مذهب تشیع و خلافت امام علی (ع) با علمای اهل سنت مناظره می‌کرد.

هیچ‌کس سال وفات ابن ابی‌جمهور را به طور دقیق ثبت نکرده است، اما آن‌گونه که از شواهد برمی‌آید، همان‌طور که غلامرضا رشیدیان در پژوهش خود درباره زندگی‌نامه ابن ابی‌جمهور تصریح می‌کند، شیخ تا ماه ذی‌القعده سال (۹۰۴ هجری / ۱۴۹۹ میلادی) در قید حیات بوده است؛ زیرا در این تاریخ به درخواست برخی از یاران و شاگردانش، شرحی بر کتاب (الباب الحادی عشر) نوشت.

برای رعایت اختصار در اینجا از ذکر عناوین تألیفات و آثار علمی ابن ابی‌جمهور خودداری می‌کنم و هر کس بخواهد با آن‌ها آشنا شود، به منابع مربوطه مراجعه کند؛ پژوهشگران بسیاری عناوین و نام‌های این تألیفات و پژوهش‌ها را ذکر کرده‌اند.

مایلم در پایان این معرفی تأکید کنم که ابن ابی‌جمهور به عنوان شخصیتی که جایگاه برجسته و مهمی را در مسیر ادغام شاخه‌های مختلف نظری در حوزه تعالیم امامیه به خود اختصاص داده است، نظریه معرفتی خود را بر مثلث مبانی فلسفی، دینی و عرفانی بنا نهاد. این همان پروژه‌ای است که پس از او فیلسوف مشهور، صدرالمتألهین شیرازی (۹۷۹ - ۱۰۵۰ هجری) آن را تکمیل کرد و در چارچوب نظریه: (وحدت معرفتیِ مفاد قرآن، عرفان و برهان) ارائه داد. کتاب (مجلی مرآة المنجی فی الکلام والحکمتین والتصوف) به عنوان یک دایرة‌المعارف اعتقادی، فلسفی و عرفانی، از مهم‌ترین کتاب‌های ابن ابی‌جمهور به شمار می‌رود که آن را با هدف ایجاد سازگاری میان تفکر فلسفی، کلامی و اشراقی تألیف کرد تا از این طریق روشی مبتکرانه برای معرفت انسانی ارائه دهد که در واقع هماهنگی میان سه منبع از منابع معرفتی است.

شایان ذکر است که بهترین کسی که روش (ادغام شاخه‌های مختلف نظری در حوزه تعالیم امامیه برای بنا نهادن نظریه معرفتی بر مثلث مبانی فلسفی، دینی و عرفانی) را توضیح داده، خود ابن ابی‌جمهور احسایی است که در کتاب خود “رسالة التحفة الکلامیة” به صراحت می‌گوید: (شریعت، طریقت و حقیقت نام‌هایی مترادف هستند که بر یک حقیقت واحد صدق می‌کنند و آن حقیقتِ شرع محمدی است).[3]

مسئله کتاب و اهداف آن:

نویسنده از این فرض آغاز می‌کند که اندیشه ابن ابی‌جمهور یک منظومه فکری منسجم را تشکیل می‌دهد که در پی ایجاد توافق و آشتی میان عقل، نقل و عرفان است. بر این اساس، مسئله اصلی کتاب حول آزمون میزان انسجام این منظومه و کشف مبانی و پایه‌هایی که بر آن‌ها استوار است، می‌چرخد.

هدف از پژوهش:

۱ - معرفی مختصر ابن ابی‌جمهور احسایی، با اقتباس از آنچه برخی از همکاران در مقالات خود نوشته‌اند تا فایده آن فراگیر شود و خوانندگان گرامی که فرصت مطالعه کتاب‌ها و آثار ارزشمند او را از دست داده‌اند، با وی آشنا شوند.

۲- خوانش الگوهای فکری ابن ابی‌جمهور احسایی از طریق بررسی خوانش‌هایی که در کتاب (منظومه فکری ابن ابی‌جمهور) توسط شماری از پژوهشگران و اساتید در نوشته‌های احسایی وارد شده است.

۳- پیگیری آنچه قلم پژوهشگران گرامی نگاشته است و آشکار کردن لغزش‌های احتمالی در اطلاعات، منابع و موارد مشابه که می‌توان به آن‌ها پی برد.

۴- هدف کتاب، بازسازی ساختار فکری ابن ابی‌جمهور همراه با تعیین منابع معرفتی آن، علاوه بر تحلیل سازوکارهای تلفیق میان حوزه‌های مختلف است. با این حال، این اهداف علی‌رغم وضوحی که دارند، گاهی در چارچوبی نزدیک‌تر به گزارش‌نویسی مطرح می‌شوند تا طرح مسئله انتقادیِ باز، که این امر بر عمق پردازش اثر تأثیر می‌گذارد.

روش پژوهش:

کتاب (منظومه فکری ابن ابی‌جمهور احسایی) فی‌نفسه حائز اهمیت است؛ زیرا دربردارنده خوانش‌ها و پژوهش‌هایی درباره تألیفات و افکار فیلسوف، نظریه‌پرداز، فقیه و متکلم، ابن ابی‌جمهور احسایی است. کسی که این کتاب ارزشمند را می‌خواند گویی افکار، نظریه‌ها و مبانی‌ای را خوانده است که احسایی اتخاذ کرده و در نگارش افکار، مبانی و عقایدی که به آن‌ها ایمان داشته، در آن‌ها نوآوری کرده است.

معمولاً هنگام بررسی اندیشه هر نظریه‌پرداز یا متفکر، یا یک رویداد تاریخی یا سند تاریخی، بر پژوهشگر لازم است که لوازم آن را بررسی کند که همان ابعاد سه‌گانه: زمان، مکان و اشخاص است؛ یعنی همان عادات و عقاید رایج در محیطی که از طریق متفکر بر اندیشه و عقیده مورد بحث سیطره دارد. این ابعاد پرسش‌هایی را ایجاد می‌کنند که به پژوهشگر در تفسیر مبانی و نظریاتی که متفکرِ مورد بحث به آن‌ها پایبند بوده کمک می‌کند؛ چگونه به این مبانی پایبند شده است؟ تحت تأثیر افکار کدام‌یک از اساتیدش قرار گرفته است؟ چرا در نگارش افکارش به این مبانی متعهد بوده است؟ از طریق آن چه هدفی را دنبال می‌کرده است؟ نتیجه‌ای که می‌خواسته از نشر افکار و مبانی‌اش به آن برسد چه بوده است؟ افزون بر این، شرایط سیاسی، اجتماعی و اعتقادی رایجی که متفکر را در آن زمان احاطه کرده بود باید بررسی شود. از این رو، خواننده کتاب (منظومه فکری ابن ابی‌جمهور) درمی‌یابد که نویسنده بر ترکیبی از روش‌ها تکیه می‌کند که برجسته‌ترین آن‌ها عبارتند از: روش تحلیلی-متنی، روش تاریخی و رویکرد تطبیقی. علی‌رغم این تنوع، ملاحظه می‌شود که جنبه توصیفی بر تحلیل غلبه دارد، زیرا نویسنده بیش از آنکه به کالبدشکافی آراء ابن ابی‌جمهور یا زیر سؤال بردن انتقادی آن‌ها بپردازد، بر ارائه آن‌ها تمرکز می‌کند. همچنین مقایسه با سایر متفکران به اندازه کافی برای برجسته کردن ویژگی‌های خاص این پروژه یا مرزهای آن مورد بهره‌برداری قرار نمی‌گیرد.

شیوه کار:

این شیوه بر احاطه کلی و جامع بر افکار شخص مورد بحث متکی است، آن هم پس از خوانش دقیقِ پژوهش‌های ارائه‌شده توسط پژوهشگران و اساتید محترم درباره افکار و مبانی ابن ابی‌جمهور از طریق نوشته‌ها و پژوهش‌های چاپ‌شده آن‌ها در کتاب (منظومه فکری ابن ابی‌جمهور)، به همراه اشاره به برخی موارد نقص و کاستی در پژوهش‌ها و خوانش‌های گنجانده شده در کتاب.

شایان ذکر است که احاطه بر تمام افکار و مبانی فیلسوف توانمندی چون ابن ابی‌جمهور از طریق خوانش‌ها و نوشته‌های کوتاه درباره افکار و مبانی او کار ساده‌ای نیست، بلکه باید اندیشه او را از منابع اصلی‌اش که همان کتاب‌ها و تألیفات علامه ابن ابی‌جمهور احسایی است، مطالعه کرد؛ اما از باب (ما لا یُدرک کلّه لا یُترک جلّه: آب دریا را اگر نتوان کشید / هم به قدر تشنگی باید چشید)، خواسته ما صرفاً خوانشی در کتاب یادشده بود و به همین دلیل این پژوهش مختصر درباره ابن ابی‌جمهور به طور عام و درباره کتاب مذکور به طور خاص شکل گرفت.

ساختار منظومه فکری:

بُعد فلسفی: کتاب، حضور آشکار فلسفه را در اندیشه ابن ابی‌جمهور، به‌ویژه در مسائل هستی، معرفت و رابطه بین عقل و وحی آشکار می‌سازد. با این حال، تحلیل ارائه‌شده، ماهیت این حضور را قطعی و روشن نمی‌کند: آیا این امر اتخاذ یک مدل فلسفی مشخص است، یا صرفاً یک به‌کارگیری گزینشیِ ابزارهای فلسفی است؟ و این پرسشی اساسی برای درک میزان استقلال این پروژه محسوب می‌شود.

بُعد کلامی:

ابن ابی‌جمهور تعلق خود را به چارچوب کلامی حفظ می‌کند، به‌ویژه در مسائل اعتقادیِ مرتبط با امامت و صفات الهی؛ اما کتاب به شکل کافی به تنش احتمالی میان این پایبندی کلامی و گرایش فلسفی نمی‌پردازد، امری که چالش و پرسشی را پیرامون میزان انسجام این گفتمان مطرح می‌کند.

بُعد عرفانی:

بُعد عرفانی به عنوان یک مؤلفه اساسی در اندیشه ابن ابی‌جمهور برجسته می‌شود، زیرا او به معرفت ذوقی (شهودی) نقشی مکمل برای معرفت عقلی می‌بخشد. با این حال، این رویکرد چالش‌های روش‌شناختی‌ای را در رابطه با ماهیت و مرزهای این معرفت مطرح می‌کند که به اندازه کافی مورد بحث و بررسی عمیق قرار نگرفته است، به‌ویژه با توجه به دشواریِ قرار دادن تجربه عرفانی در معرض معیارهای تحلیل عقلی.

ارزیابی انسجام منظومه:

کتاب تلاش می‌کند وجود یک منظومه فکری یکپارچه (کامل) را اثبات کند، اما تحلیل‌ها پرده از مجموعه‌ای از چالش‌ها برمی‌دارد، از جمله: فقدان یک چارچوب روش‌شناختی روشن که رابطه میان فلسفه، کلام و عرفان را تنظیم کند. همچنین وجود تنش‌های درونی میان سطوح مختلف گفتمان، به علاوه غلبه رویکرد تلفیقی (سازش‌دهنده) به بهای [آسیب دیدن] ساختار نظام‌مند. بر این اساس، می‌توان گفت آنچه ابن ابی‌جمهور ارائه می‌دهد، بیشتر به یک ترکیب فکریِ باز نزدیک است تا یک نظام فلسفیِ بسته و منسجم.

بنابراین، کتاب «المنظومة الفکریة لابن أبی جمهور الأحسائی» (منظومه فکری ابن ابی‌جمهور احسایی) دارای ارزش علمی فراوانی است که به منظور بهره‌مندی پژوهشگران و اهالی علم و فضل، به کتابخانه افزوده می‌شود؛ زیرا این کتاب بر شخصیتی فکری پرتو می‌افکند که در طول قرن‌های گذشته بهره کافی پژوهشی و بررسی  از آن نبرده؛ همراه با ارائه نمایشی جامع از ابعاد گوناگون اندیشه وی، و افزون بر آن، مشارکت در پیوند دادن حوزه‌های معرفتی متعدد درون یک چارچوب واحد را شامل می‌شود.

از خلال ابعاد یادشده در بالا، پژوهشگر درمی‌یابد که ابن ابی‌جمهور در تألیفات خویش کوشیده است تا به یک پرسش محوری پاسخ دهد: آیا می‌توان منظومه‌ای فکری و منسجم بنا نهاد که میان عقل (فلسفه و کلام) و ذوق (تصوف) سازگاری و توفیق ایجاد کند؟

این پرسش بازتاب‌دهنده تنشی شناخته‌شده در اندیشه اسلامی میان علم کلام (جدل عقلی-اعتقادی)، فلسفه اسلامی و تصوف اسلامی است.

از طریق خوانش‌های مطرح‌شده از آثار ابن ابی‌جمهور، خواننده درمی‌یابد که شیخ احساییِ بزرگ با موفقیت توانسته است منظومه‌ای فکری و منسجم بنا کند که میان عقل و ذوق سازگاری ایجاد می‌کند، در حالی که وابستگی خود را به چارچوب کلامی شیعه، به‌ویژه در مباحث امامت، ولایت و صفات الهی، حفظ نموده است.

ملاحظاتی درباره برخی اطلاعاتِ واردشده در برخی خوانش‌ها:

ملاحظه اول:

چنین به نظر می‌رسد که مؤلفِ حکیم، ابن ابی‌جمهور، در دوران فروپاشی دولت عباسی می‌زیست، و اندیشه صوفیانه، عرفان و طریقت در آن دوره میان علمای دین رواج داشت؛ پس چه‌بسا احسایی تحت تأثیر آنان قرار گرفته باشد، یا از باب مدارا با آنان به نقل احادیث و روایات از منابع و طرق اهل سنت (عامه) پرداخته باشد؛ چرا که اواخر دولت عباسی با ضعف خلیفه و افزایش نفوذ فرماندهان نظامیِ تُرک مانند (بُغای بزرگ و دیگران) همراه بود که این امر زمینه را برای فروپاشی دولت عباسی فراهم کرد. و معروف است که فرماندهان نظامی تُرک، جایگاه علمای صوفیِ خود و اهل طریقت و حتی کسانی که درویش نامیده می‌شوند را بسیار بزرگ می‌داشتند.

ملاحظه دوم:

شاید یکی از مهم‌ترین دلایل اهتمام ابن ابی‌جمهور احسایی به مطالعه فلسفه، حکمت، عرفان و تصوف این باشد که او در عصر طلایی علوم زندگی کرد، آموزش دید و درس خواند؛ دورانی که از یک سو ترجمه متون فلسفی رومی، طب و نجوم در بغداد و سامرا شکوفا شد، و از سوی دیگر، اصطلاحات طریقت و تصوف میان علمای مسلمانِ تُرک گسترش یافت؛ همان کسانی که با حمایت سلاجقه روم، دیوان‌ها و تکیه‌هایی در بغداد، سامرا، مرو، خراسان، بلاد آناتولی و شمال عراق تأسیس کردند. این از یک سو، و از سوی دیگر، در سال ۸۵۰ هجری دولت تیموری حکومت می‌کرد، «در حالی که ابن ابی‌جمهور» در آن زمان دوران جوانی خود را سپری می‌کرد؛ تیموریان بر سرزمین‌های ماوراءالنهر، خراسان، و بخش‌هایی از ایران و افغانستان حکومت می‌کردند و حاکم تیموری در سال ۸۵۰ هجری، سلطان ابوسعید تیموری بود. این دولت در آن زمان پس از مرگ تیمور لنگ، قدرتمندترین دولت اسلامی در شرق جهان اسلام به شمار می‌رفت. در همان دوره، شیخ ابن ابی‌جمهور با توسعه‌طلبی دولت عثمانی در بلاد آناتولی و بالکان نیز هم‌عصر بود.

شایان ذکر است در این مقام، شهر «شوشا» در منطقه ناگورنو قره‌باغ در آذربایجان به لحاظ تاریخی، شهر معنوی تُرک‌ها به طور کلی به شمار می‌رود؛ چرا که شهر شوشای آذربایجان از جایگاهی استثنایی و والا نزد تُرک‌ها (در ترکیه و به طور کلی در جهان تُرک) برخوردار است، زیرا نمادی مهم از نظر فرهنگی، تاریخی و راهبردی محسوب می‌شود و به عنوان «مهد فرهنگ آذربایجان» و «قلب قره‌باغ» توصیف می‌گردد که اخیراً در سال ۲۰۲۰ میلادی از سیطره ارمنستان - که آن را در سال ۱۹۹۱ همزمان با سقوط اتحاد جماهیر شوروی اشغال کرده بود - آزاد شد.

و اما درباره تاریخ ساخت «شوشا»، وب‌سایت رسمی دولت ترکیه ذکر می‌کند: (شهر «شوشا» در سال ۱۷۵۲ میلادی به دست امیر آذری «پناهعلی خان» در منطقه قره‌باغ بنا شد، و این شهر به طور خاص برای تمامی تُرک‌های آذری شهری مهم است، چرا که بسیاری از علمای دین و شخصیت‌های برجسته فرهنگی در خاک آن متولد شده‌اند)[4]. این از یک سو، و از سوی دیگر (این شهر در دل خود آرامگاه‌ها و مساجدی را جای داده است که نشان‌دهنده ماهیت بُعد معنوی اسلامی است. مسجدی که (گوهر آغا دختر ابراهیم خان) با هزینه خود آن را بنا کرد و معمار مشهور (کربلایی صفی خان) آن را طراحی نمود، از برجسته‌ترین بناهای تاریخی آن در قرن نوزدهم به شمار می‌رود، در کنار دیگر مساجد آن مانند: مسجد (آشاقی گوهر آغا)، مسجد (یوخاری گوهر آغا)، مسجد (جولفالر)، مسجد (حاجی یوسفلی)، مسجد (کوچارلی)، مسجد (مامای)، مسجد (ماردنلی)، مسجد (قوبولوق)، مسجد (ساعتلی)، مسجد (سیدلی)، مسجد (چول قالی)، مسجد (خواجه مرجانلی)، و مسجد (تازی محلی) و کلیسای (غازانشی)؛ در کنار موزه‌ها و تئاترها، به‌ویژه تئاتر شوشا که تاریخ ساخت آن به اواخر قرن نوزدهم میلادی بازمی‌گردد.[5]

بسیار ضروری دانستم که این بخش از تاریخ سیاسیِ دوره زندگی ابن ابی‌جمهور را ذکر کنم تا به این نتیجه برسم که طریقت و تصوف به‌طور خاص در میان علمای مسلمانِ سنیِ تُرک، در دوران تیموریان، سلاجقه و عثمانیان به ترتیب، رواج یافته بود.

از این رو، با توجه به کثرت سفرهای شیخ ابن ابی‌جمهور در میان شهرها و ایالت‌های اسلامی و دیدارها و مناظرات وی با علما، فلاسفه و فقهای اهل سنت، قویاً احتمال می‌دهم که تنوع فرهنگی و علمیِ استواری در او پدید آمده باشد، در حالی که همزمان به ویژگی‌ها و مبانی مذهب شیعه اثنی‌عشری که در پیشگاه خداوند متعال به آن ایمان و اعتقاد داشت، پایبند ماند.

من این ملاحظه را مشخصاً در پاسخ به نوشته استاد سید علی باقر الموسی در مقدمه کتاب نوشتم که عیناً می‌گوید: (و ما کسانی را که پیرامون او بودند یا با او معاشرت داشتند نمی‌شناسیم). و پرواضح است که انسان از محیط پیرامون خود تأثیر می‌پذیرد و بر آن تأثیر می‌گذارد؛ به همین دلیل دوست داشتم محیطی را که شیخ ابن ابی‌جمهور احسایی با آن هم‌عصر بود، تا حدودی با جزئیات بیان کنم.

چه بسا از رهگذر هم‌زیستی او با این فضای فرهنگیِ متنوع، و نبوغش در علومی که فراگرفت و در تحصیل آن‌ها موفق بود (ابن ابی‌جمهور از برجسته‌ترین حکما و متکلمان شیعه در قرن نهم هجری به شمار می‌رود، زیرا با به‌کارگیری آرا و مبانی فلسفه اشراق برای توضیح، بیان و تثبیت آرای کلامی، گسترش آن‌ها و پایه‌گذاری آرا و مبانی کلامیِ جدید و جامع، تلفیقی بدیع میان آرای کلامی و فلسفی ارائه داد).[6]  بلکه دو پژوهشگر به نام‌های «طاهره کمالی زاده» و «رضا کوهکن» در پژوهش خود با عنوان “ابن ابی جمهور احسایی (مؤسس کلام شیعی اشراقی)” پا را فراتر نهاده و در صفحه ۴۶۹ عیناً چنین گفته‌اند: (و اما ابن ابی‌جمهور، چارچوب و ارائه جدیدی برای کلام شیعی عرضه می‌کند و از این رو، باید او را به‌حق بنیان‌گذار کلام شیعی اشراقی دانست).[7]

نتیجه‌گیری:

این کتاب، یعنی «المنظومة الفکریة لابن أبی جمهور الأحسائی» (منظومه فکری ابن ابی‌جمهور احسایی)، به‌حق افزوده مهمی به مطالعات معاصر در زمینه اندیشه اسلامی به شمار می‌رود؛ چرا که در بازخوانیِ پروژه ابن ابی‌جمهور احسایی از زاویه یکپارچگی (تکامل) حوزه‌های معرفتی سهیم است. با این حال، به دلیل محدودیتِ رویکرد انتقادیِ اتخاذشده، این افزوده [همچنان] جزئی و ناتمام باقی می‌ماند.

بنابراین، اهمیت کتاب اساساً در تلاش توصیفی و بازسازیِ [فکریِ] آن نهفته است، تا توانایی‌اش در ارائه یک خوانش انتقادیِ عمیق که از ساختار درونیِ پروژه و مرزهای معرفتیِ آن پرده بردارد.

دکتر عباس امامی


[1] رشیدیان، علام رضا، المنظومة الفکریة لابن أبی جمهور الأحسائی، ص ۳۱

[2] همان، نقل شده از قاضی نور الله شوشتری، مجالس المومنین، ص ۵۸۱، سال انتشار ۱۳۷۵ هجری

[3] رساله (التحفة الکلامیة) در دو گفتار: یکی در تقریر قوانین منطق، و دیگری در مباحث کلامی، ابن ابی‌جمهور احسایی، ص ۱۷۹

[4] شوشا نگین آذربایجان پس از ۲۸ سال اشغال آزادی خود را بازمی‌یابد...
http://www.aa.com.tr/ar
تاریخ ارجاع (اقتباس): ۲۲ / نیسان (آوریل) / ۲۰۲۶م

[5] وب‌سایت (صفحة الحریر)
https://alharir.info/
تاریخ ارجاع (اقتباس): ۲۲ / نیسان (آوریل) / ۲۰۲۶م

[6] المنظومة الفکریة لابن أبی جمهور الأحسائی، صفحه: ۳۱۵

[7] المنظومة الفکریة لابن أبی جمهور الأحسائی، صفحه: ۴۶۹
...........

پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha