به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ جمال واکیم، استاد تاریخ روابط بینالملل دانشگاه لبنان می نویسد: تحولات شتابان در غرب آسیا نشان میدهد که بحرانهای منطقه دیگر بهصورت پروندههای جداگانه قابل تحلیل نیستند.
آنچه امروز در غزه، ایران، یمن، دریای سرخ و خلیج فارس جریان دارد، حلقههای بههمپیوسته یک معادله راهبردی است که بازیگران منطقهای و فرامنطقهای را درگیر رقابتی همهجانبه کرده است.
به باور جمال واکیم، منطقه از مرحله بحرانهای مقطعی عبور کرده و وارد دورهای شده که بازتعریف موازنه قدرت، هدف اصلی بازیگران تأثیرگذار است.
از نگاه این تحلیلگر لبنانی، ایالات متحده تلاش میکند دو مسیر ظاهراً متضاد را بهطور همزمان پیش ببرد؛ از یک سو فشار نظامی و امنیتی بر ایران و محور مقاومت را افزایش دهد و از سوی دیگر، از طریق مذاکرات و توافقهای سیاسی، بهویژه در پرونده غزه، نظم امنیتی تازهای را بر منطقه حاکم کند. به همین دلیل، پرونده غزه دیگر صرفاً یک مسئله فلسطینی نیست، بلکه بخشی از پروژه بازآرایی ساختار امنیتی غرب آسیا محسوب میشود.
واکیم معتقد است هرگونه توافق درباره غزه زمانی میتواند پایدار باشد که علاوه بر توقف جنگ، حقوق سیاسی و ملی ملت فلسطین را نیز تضمین کند. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که توافقهایی که تنها بر خلع سلاح یا ترتیبات امنیتی تکیه داشتهاند، بدون پایان اشغالگری و تأمین حقوق فلسطینیان، نهتنها صلح پایدار ایجاد نکردهاند، بلکه زمینهساز دور تازهای از تنش و درگیری شدهاند.
در سوی دیگر، ایران نیز با توسعه توان بازدارندگی خود تلاش میکند هزینه هرگونه اقدام نظامی علیه این کشور را افزایش دهد. استفاده از توان موشکی، پهپادی و ابزارهای جنگ نامتقارن،
به اعتقاد واکیم، بخشی از راهبردی است که با هدف بازدارندگی و تغییر محاسبات آمریکا و متحدانش دنبال میشود. در این چارچوب، حتی هزینههای سنگین سامانههای دفاعی برای مقابله با تهدیدهای کمهزینهتر، به یکی از مؤلفههای مهم جنگ فرسایشی تبدیل شده است.
این استاد روابط بینالملل همچنین دریای سرخ و یمن را از دیگر حلقههای مهم این معادله میداند. به باور او، امنیت خطوط کشتیرانی، صادرات انرژی و حضور نظامی قدرتهای بزرگ، این منطقه را به یکی از مهمترین میدانهای رقابت ژئوپلیتیکی تبدیل کرده است؛ بهگونهای که هرگونه تشدید تنش در این جبهه، میتواند پیامدهایی فراتر از منطقه و حتی بر اقتصاد جهانی بر جای بگذارد.
در جمعبندی، جمال واکیم تأکید میکند که غرب آسیا در آستانه مرحلهای تعیینکننده قرار گرفته است؛ مرحلهای که در آن، دیپلماسی، بازدارندگی، جنگ و رقابتهای ژئوپلیتیکی بهطور همزمان جریان دارد.
از نگاه او، آینده منطقه نه صرفاً به توانایی بازیگران در افزایش فشار نظامی، بلکه به میزان موفقیت آنان در ایجاد توازن سیاسی پایدار و پرداختن به ریشههای واقعی بحرانها وابسته است؛ در غیر این صورت، چرخه فرسایش و بیثباتی همچنان بر معادلات غرب آسیا سایه خواهد افکند.
........
پایان پیام
نظر شما