به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ حملات هوایی نیروهای آمریکایی به یک جزیره ایرانی در نزدیکی تنگه هرمز، شامگاه دو شب پیش، بار دیگر شبح جنگ را به منطقه بازگرداند.
براساس گزارش روزنامه «العربی الجدید»، این حملات، تفاهمهای شکننده برای کاهش تنش را تضعیف و خطرات را در مهمترین شریان تجاری و نفتی جهان افزایش داد. بهویژه آنکه ایران نیز بهسرعت با شلیک موشکهای بالیستیک و پهپادها واکنش نشان داد و پایگاههای آمریکا در چندین کشور منطقه را هدف قرار داد.
این تحولات بلافاصله باعث جهش دوباره قیمت نفت شد و بهای هر بشکه نفت از مرز ۹۰ دلار گذشت.
«میکائیل آلوارو» مدیر سرمایهگذاری صندوق «گالو پارتنرز»، تأکید کرده است که این تنش نظامی، حق بیمه ریسک پایدار در بازارهای بینالمللی ایجاد میکند و اقتصاد کشورهای خلیج فارس را مستقیماً با اختلال در زنجیرههای تأمین و کاهش جریان انتقال انرژی و کالا از طریق تنگه حساس هرمز روبهرو میسازد.
هزینههای بحران فراتر از افزایش قیمت نفت
پیامدهای اقتصادی این تحولات تنها به افزایش لحظهای قیمت نفت محدود نمیشود.
به گفته ناظران، بحران میتواند موجب افزایش پایدار حق بیمه ریسک دریایی، هزینه بیمه در برابر خطرات جنگ و همچنین بالا رفتن هزینههای حملونقل دریایی شود.
دادههای مربوط به تردد دریایی نیز نشان میدهد عبور نفتکشها و کشتیهای تجاری از تنگه هرمز همچنان در سطح بسیار پایینی قرار دارد و با خطرات زیادی همراه است.
سطح تهدید همچنان بسیار بالا ارزیابی میشود و بسیاری از شرکتهای بیمه نیز از پوشش کشتیهایی که از دستورالعملهای امنیتی پیروی نمیکنند، خودداری میکنند.
مسیرهای تنگ و کشتیهای سرگردان
طی چهار هفته گذشته، صدها نفتکش تلاش کردهاند از مسیرهای محدود یا مسدودشده در تنگه هرمز عبور کنند.
این وضعیت در شرایطی ادامه داشته که قایقهای ایرانی برخی کشتیها را متوقف کرده و به آنها درباره ورود به منطقه هشدار دادهاند.
به همین دلیل، تحلیلگران حوزه بیمه دریایی معتقدند فضای نااطمینانی امنیتی باعث شده بازگشت تردد دریایی به سطح عادی در کوتاهمدت دور از دسترس باشد.
این مسئله، هزینههای مالی مالکان کشتی و واردکنندگان منطقه را افزایش میدهد.
گزارش برخورد نفتکش با مین دریایی
تلویزیون ایران روز دوشنبه به نقل از بیانیه سپاه پاسداران اعلام کرد یک نفتکش بزرگ پس از برخورد با دو مین دریایی در بخش جنوبی تنگه هرمز دچار آتشسوزی شده و بهطور کامل از حرکت بازمانده است.
تداوم تهدید علیه کشتیرانی، فشار بیشتری بر صادرات انرژی کشورهای خلیج فارس، فعالیت بنادر و تجارت غیرنفتی وارد کرده است.
فلج شدن تردد دریایی باعث تجمع شمار زیادی از کشتیها و دریانوردان در آبهای خلیج فارس شده و آنها در شرایطی قرار گرفتهاند که امکان خروج ایمن از منطقه را ندارند.
این وضعیت همچنین بر اعتماد سرمایهگذاران خارجی تأثیر منفی گذاشته است. سرمایهگذارانی که با نگرانی افزایش خطرات عملیاتی و لجستیکی و بالا رفتن هزینه انتقال محصولات نهایی و کالاهای واسطهای به بازارهای جهانی را دنبال میکنند.
سیاست فشار حداکثری
در همین زمینه، «رائد المصری» کارشناس اقتصاد سیاسی در گفتوگو با روزنامه «العربی الجدید» گفته است که بازگشت تشدید تنش و رویارویی نظامی آمریکا با ایران بهویژه پس از پایان اعتبار تفاهمنامه پیشین میان دو طرف، چندان غیرمنتظره نیست.
به گفته او، سیاستهای دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا، به سمت حفظ فشار شدید نظامی و اقتصادی حرکت میکند، بدون آنکه لزوماً به یک جنگ گسترده و تمامعیار منجر شود.
المصری معتقد است این رویکرد عمدتاً با هدف تسلط بیشتر بر منابع انرژی و مقابله با نفوذ فزاینده چین در منطقه دنبال میشود.
او میگوید که چین بخش قابل توجهی از نیازهای نفتی خود را از ایران تأمین میکند و همین موضوع واشنگتن را به تشدید تحریمها و تلاش برای جلوگیری از صادرات نفت ایران سوق داده است.
به گفته او، فشار آمریکا دیگر تنها به تحریمهای اقتصادی محدود نیست و حملات نظامی، مرحله جدیدی از آنچه وی خفه کردن مستقیم اقتصادی و نظامی مینامد، ایجاد کرده است.
پیامدهای بلندمدت برای اقتصاد کشورهای خلیج فارس
به گفته رائد المصری، این تحولات پیامدهای منفی بلندمدتی برای کشورهای خلیج فارس دارد.
مهمترین پیامدها عبارت از تداوم تنش و ناامنی در تنگه هرمز، افزایش هزینههای حملونقل، کشتیرانی و بیمه، افزایش خطر هدف قرار گرفتن مستقیم در حملات نظامی، بیثباتی بیشتر در قیمت نفت و افزایش نااطمینانی درباره آینده بازارهای جهانی انرژی، است.
به اعتقاد او، این عوامل بهطور اجتنابناپذیری بر ثبات بازارهای انرژی تأثیر میگذارند.
چه کسی از تنش در هرمز سود میبرد؟
المصری معتقد است ترامپ یکی از بزرگترین بهرهمندان از بازگشت ناآرامی به تنگه هرمز است.
به گفته او، آمریکا به دلیل خودکفایی نسبی در حوزه انرژی و همچنین صادرات نفت و گاز از بسته شدن احتمالی هرمز کمتر آسیب میبیند.
او همچنین معتقد است تداوم تنش میتواند به واشنگتن امکان دهد انرژی خود را با قیمتهای بالاتر به اروپا بفروشد و آن را بهعنوان جایگزینی برای نفت و گاز روسیه عرضه کند.
المصری این وضعیت را زمینهساز کسب سودهای کلان در بازار انرژی از طریق معاملات و فعالیتهای سوداگرانه میداند.
تلاش برای بازتعریف نقش «اوپک پلاس»
به گفته این کارشناس اقتصاد سیاسی، منطقه با سیاستی مواجه است که بر ایجاد یا تشدید جنگها و تنشها برای دستیابی به منافع نفتی و سیاسی استوار است.
او معتقد است ترامپ تلاش دارد مستقیماً بر روند فعالیت اوپک پلاس تأثیر بگذارد و سازوکارهای این سازمان را بر اساس سیاستها و تنشهای مورد نظر خود بازتعریف کند. به جای آنکه بازار صرفاً بر اساس سازوکارهای سنتی عرضه و تقاضا عمل کند.
المصری همچنین به نفوذ آمریکا بر منابع بزرگ انرژی در منطقه کارائیب و ونزوئلا و تأثیرگذاری این کشور بر تحولات تنگه هرمز اشاره کرده است.
او نتیجه میگیرد که مجموعه این عوامل بر اقتصاد کشورهای خلیج فارس، نقش منطقهای آنها و اعتماد سرمایهگذاران تأثیر منفی میگذارد.
به گفته وی، سرمایهگذاران به محیطی باثبات و امن نیاز دارند و وضعیت کنونی کشورهای منطقه را با واقعیتی جدید و خطرناک روبهرو کرده است. واقعیتی که به گفته او نیازمند بازنگری اساسی در انعطافپذیری روابط بینالمللی و راهبردهای این کشورهاست.
فشار بر بازارهای منطقهای و جهانی
در همین زمینه، «فیلیپ شو» اقتصاددان ارشد مؤسسه جهانی «اینویستک» معتقد است ادامه بنبست دیپلماتیک و تشدید تنش نظامی در نزدیکی تنگه هرمز، هزینههای اقتصادی مستقیم و فزایندهای را بر بازارهای منطقهای و بینالمللی تحمیل میکند.
بر اساس گزارشی که این مؤسسه منتشر کرده، شو توضیح داده است که حرکت بحران به سمت رویارویی بلندمدت و اختلال مستمر در این آبراه حساس، احتمال طولانی شدن وقفه در تردد دریایی از تنگه هرمز را افزایش میدهد.
به گفته او، چنین شرایطی مانع کاهش سریع قیمت انرژی خواهد شد و فشار مداومی بر هزینههای تأمین کالا و خدمات لجستیکی وارد میکند.
چشمانداز مبهم هرمز
در مجموع، تشدید دوباره تنش نظامی در اطراف تنگه هرمز تنها یک بحران امنیتی نیست، بلکه میتواند پیامدهای گستردهای برای بازار جهانی انرژی، زنجیرههای تأمین و اقتصاد کشورهای منطقه داشته باشد.
در شرایطی که عبور کشتیها همچنان با محدودیت و خطر همراه است، هزینههای بیمه و حملونقل رو به افزایش گذاشته و قیمت نفت نیز تحت تأثیر نااطمینانیهای ژئوپلیتیکی قرار گرفته است، تداوم بحران میتواند هزینه سنگینی را نهتنها به اقتصاد کشورهای خلیج فارس بلکه به بازارهای جهانی تحمیل کند.
..............................
پایان پیام/ ۲۶۸
نظر شما