به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ نگاهها به انتخابات رژیم صهیونیستی که قرار است در ۲۷ اکتبر سال جاری برگزار شود، دوخته شده است. انتخاباتی که در بحبوحه رقابت فشرده میان «بنیامین نتانیاهو» نخستوزیر رژیم صهیونیستی و اردوگاه مخالفان او برگزار میشود. نظرسنجیها از نزدیک بودن قدرت دو طرف و دشواری دستیابی هر یک از آنها به اکثریت پارلمانی لازم برای تشکیل دولت حکایت دارند.
در این میان، سه عامل اصلی میتوانند بر روند انتخابات تأثیر بگذارند که شامل بازگشت صهیونیستهای مقیم خارج از اراضی اشغالی برای شرکت در رأیگیری، ظهور «گادی آیزنکوت» بهعنوان یکی از برجستهترین رقبای نتانیاهو و نقش احتمالی احزاب عربی در تعیین موازنه قدرت در پارلمان رژیم صهیونیستی است.
روزنامه بریتانیایی «اکونومیست» در گزارشی با عنوان «رأیدهندگان خارج از کشور که ممکن است به برکناری نتانیاهو کمک کنند»، به افزایش تمایل صهیونیستهای مقیم خارج از اراضی اشغالی برای بازگشت به رژیم صهیونیستی و شرکت در انتخابات پرداخت. افرادی که بسیاری از آنها در انتخابات گذشته مشارکت نکرده بودند.
دلیل این مسئله آن است که قوانین رژیم صهیونیستی به بیشتر صهیونیستهای مقیم خارج از اراضی اشغالی اجازه نمیدهد از طریق سفارتخانههای این رژیم، رأی بدهند و تنها گروههای محدودی از این امکان برخوردارند. بنابراین، این افراد برای استفاده از حق رأی خود ناچارند به رژیم صهیونیسی سفر کنند.
.

.
جهتگیری آرای صهیونیستهای خارج از اراضی اشغالی مشخص نیست
سازمان آمریکایی «ائتلاف کمک» که به ادعای خود در زمینه حمایت از دموکراسی در رژیم صهیونیستی فعالیت میکند، پیشبینی کرده است بیش از ۵۰ هزار صهیونیست از ایالات متحده آمریکا برای شرکت در انتخابات به اراضی اشغالی بازگردند. اقدامی که در صورت نزدیک بودن نتایج انتخابات میتواند اهمیت ویژهای پیدا کند.
روزنامه اکونومیست به نقل از «دالیا شایندلین» پژوهشگر علوم سیاسی، برآورد میکند که هر ۴۰ هزار رأی ممکن است معادل یک کرسی از مجموع ۱۲۰ کرسی پارلمان رژیم صهیونیستی باشد. هرچند این نسبت، بسته به میزان مشارکت و نحوه توزیع آرا، متفاوت خواهد بود.
بر اساس این گزارش، انگیزه بخشی از صهیونیستهای مقیم خارج اراضی اشغالی به اعتراضات سال ۲۰۲۳ میلادی در رژیم صهیونیستی بازمیگردد. اعتراضاتی که در مخالفت با اصلاحات قضایی پیشنهادی دولت نتانیاهو برگزار شد. خشم ناشی از ناکامیهای امنیتی مرتبط با حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و نحوه مدیریت جنگ در نوار غزه نیز از دیگر عوامل مؤثر بر تصمیم این افراد برای مشارکت در انتخابات به شمار میرود.
این گزارش پیشبینی میکند که بخشی از این رأیدهندگان با توجه به ماهیت ابتکارهایی که آنها را به بازگشت تشویق میکند، احتمالاً به احزاب مخالف دولت نتانیاهو گرایش داشته باشند. با این حال، جهتگیری واقعی آرای آنها همچنان مشخص نیست.
همزمان، «گادی آیزنکوت» رهبر حزب «یشار» بهعنوان یکی از رقبای اصلی نتانیاهو مطرح شده است. این موضوع در تحلیلی از «سلیمان مسوده» نویسنده آمریکایی در مجله «آتلانتیک» با عنوان «شکست نتانیاهو به حل یک مسئله ریاضی بستگی دارد» مورد بررسی قرار گرفته است.
.

.
پیشروی آیزنکوت در نظرسنجیها
این مقاله اشاره میکند که پیشینه نظامی و اجتماعی آیزنکوت ممکن است به او در جذب بخشهایی از پایگاه رأیدهندگان راستگرای رژیم صهیونیستی کمک کند. او بیش از چهار دهه در ارتش این رژیم خدمت کرده، از خانوادهای با ریشههای مراکشی است و پس از جدایی از حزب «بنی گانتس» بهدلیل اختلافات سیاسی، حزب خود را تأسیس کرده است.
با این حال، پیشتازی آیزنکوت در نظرسنجیها لزوماً به معنای توانایی او برای تصدی مقام نخستوزیری رژیم صهیونیستی نیست. زیرا نظام سیاسی این رژیم بر انتخاب احزاب و نه انتخاب مستقیم نخستوزیر استوار است. بر اساس این نظام، تشکیل دولت مستلزم جلب حمایت دستکم ۶۱ نماینده از مجموع ۱۲۰ نماینده کنست است.
معضل اصلی مخالفان نتانیاهو نیز همینجاست. آنها ممکن است شمار زیادی از کرسیهای پارلمان را به دست آورند، اما در عین حال نتوانند ائتلافی تشکیل دهند که اکثریت لازم را تضمین کند.
موضوع معافیت یهودیان حریدی از خدمت سربازی یکی از مهمترین محورهای اختلاف سیاسی است. جنگ در چندین جبهه و فراخوانهای مکرر نیروهای ذخیره، مطالبات برای توزیع عادلانهتر بار خدمت نظامی در رژیم صهیونیستی را افزایش داده است. در حالی که احزاب حریدی حاضر نیستند از معافیتهای موجود صرفنظر کنند.
مسوده اشاره میکند که آیزنکوت و شماری از رهبران مخالف دولت نتانیاهو با تشکیل کابینهای شامل احزاب حریدی مخالفاند، اما در همان حال همکاری با احزاب عربی را نیز منتفی میدانند. این موضع، گزینههای پیش روی مخالفان را محدودتر میکند.
این مقاله احتمال تشکیل یک دولت اقلیت را مطرح میکند که برای پیشبرد برنامههای خود به حمایت احزاب عربی از بیرون دولت متکی باشد. راهکاری که به مخالفان اجازه میدهد برخی تصمیمها را تصویب کنند، بیآنکه وزارتخانههایی را در اختیار این احزاب قرار دهند.
نویسنده برای توضیح این سناریو به تجربه دولت اسحاق رابین در دهه ۱۹۹۰ میلادی اشاره میکند. دولتی که به آرای نمایندگان عرب متکی بود. با این حال، او هشدار میدهد که تکرار چنین الگویی ممکن است با اعتراضهای سیاسی روبهرو شود و قطبیشدن فضای داخلی در رژیم صهیونیستی را تشدید کند.
.

.
اهمیت آرای عربها در رژیم صهیونیستی
«لارنس جی. هاس» نویسنده، نیز در مقالهای در نشریه «نشنال اینترست» با عنوان «عربهای اسرائیل چگونه میتوانند نتیجه انتخابات آینده را تعیین کنند»، اهمیت آرای عربها را در تعیین موازنه قدرت در رژیم صهیونیستی، بررسی کرده است.
بر اساس برآورد این مقاله، جمعیت عربهای در رژیم صهیونیستی حدود ۲.۲ میلیون نفر است که نزدیک به یکپنجم واجدان شرایط رأی دادن را تشکیل میدهند. نویسنده اشاره میکند که احزاب دارای پایگاه رأیدهندگان عرب در صورت افزایش مشارکت انتخاباتی، ممکن است بین ۱۰ تا ۱۵ کرسی به دست آورند. موضوعی که میتواند آنها را به عاملی تأثیرگذار در تشکیل دولت آینده رژیم صهیونیستی تبدیل کند.
هاس معتقد است این آرا ممکن است به مخالفان نتانیاهو کمک کند تا در صورتی که بلوک او به اکثریت نرسد، اکثریت پارلمانی لازم را تأمین کنند. با این حال، مخالفت برخی رهبران اپوزیسیون با همکاری با احزاب عربی، آنها را با تناقضی سیاسی روبهرو میکند. از یک سو به آرای پارلمانی این احزاب نیاز دارند و از سوی دیگر، وعده دادهاند آنها را از ائتلافهای دولتی کنار بگذارند.
آزمونی برای نظام سیاسی رژیم صهیونیستی
این مقایسهها بازتابدهنده دیدگاهها و استدلالهای سیاسی نویسنده هستند. در حالی که اهمیت احزاب عربی در انتخابات رژیم صهیونیستی، اساساً به توانایی آنها برای تأثیرگذاری بر محاسبات مربوط به اکثریت پارلمانی بستگی دارد.
مجموع این سه مقاله نشان میدهد که نتیجه انتخابات آینده تنها با رقابت میان نتانیاهو و آیزنکوت تعیین نخواهد شد، بلکه از میزان مشارکت صهیونیستهای مقیم خارج از اراضی اشغالی، نحوه توزیع کرسیها میان احزاب و توانایی مخالفان برای عبور از اختلافات خود بر سر حریدیها و احزاب عربی نیز تأثیر خواهد پذیرفت.
در مقابل، کسب کرسیهای بیشتر از سوی هر یک از اردوگاههای سیاسی در رژیم صهیونیستی لزوماً به معنای توانایی آنها برای تشکیل دولتی باثبات نیست. زیرا بدون تأمین حمایت دستکم ۶۱ نماینده، تشکیل دولت امکانپذیر نخواهد بود.
از این رو، انتخابات پیش رو به همان اندازه که رقابتی حزبی است، آزمونی برای نظام سیاسی رژیم صهیونیستی نیز به شمار میرود. چراکه اختلافات بر سر ائتلافهای سیاسی ممکن است به تداوم بنبست سیاسی یا برگزاری انتخاباتی جدید منجر شود.
پرسش تعیینکننده این است که آیا نیروهای رقیب در رژیم صهیونیستی میتوانند نتایج انتخابات را به اکثریتی قابل اتکا برای تشکیل و اداره دولت تبدیل کنند یا اختلافات داخلی همچنان تشکیل کابینه را به مذاکرات پیچیدهای وابسته نگه خواهد داشت که فراتر از نتیجه صندوقهای رأی است.
..............................
پایان پیام/ ۲۶۸
نظر شما