به گزارش خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا ـ مرکز یادبود «سربرنیتسا-پوتوچاری» در بوسنی و هرزگوین، امروز ۱۱ جولای، میزبان هزاران سوگواری است که برای گرامیداشت سیویکمین سالگرد نسلکشی مسلمانان سربرنیتسا گرد هم آمدهاند. در مراسم امسال، بقایای پیکر ۱۰ قربانی تازه شناسایی شده که در زمان جان باختن بین ۲۰ تا ۵۶ سال سن داشتند، در خاک آرام میگیرند. این پیکرها که سالها پس از جنایت از گورهای دستهجمعی پراکنده کشف شدهاند، نمادی از رنج بیپایان خانوادههایی هستند که پس از سه دهه همچنان در جستوجوی پارههای تن خود میگردند.
همچنین بخوانید: تورهای تفریحی ایتالیا برای کشتار مسلمانان بوسنی؛ آغاز تحقیقات دادستانی میلان با الهام از یک مستند تاریخی
سرنوشت مبهم بیش از هزار قربانی مفقود
طبق آمارهای رسمی، کوچکترین قربانی که امسال به خاک سپرده میشود «سناد جوسیچ» ۲۰ ساله و مسنترین آنها «رامو دائوتوویچ» ۵۶ ساله است. تا به امروز ۶ هزار و ۷۷۲ قربانی در قبرستان پوتوچاری دفن شدهاند، اما هنوز سرنوشت بیش از ۱۰۰۰ نفر دیگر از مسلمانان مفقودالاثر در این نسلکشی در هالهای از ابهام قرار دارد و جستوجو در گورهای دستهجمعی ثانویه و ثالثه برای یافتن آنها ادامه دارد.
نسلکشی سربرنیتسا؛ فجیعترین جنایت در اروپا پس از جنگ جهانی دوم
نسلکشی سربرنیتسا در جولای ۱۹۹۵، به عنوان فجیعترین جنایت در اروپا پس از جنگ جهانی دوم شناخته میشود. نیروهای صرب به فرماندهی «راتکو ملادیچ»، علیرغم اعلام این منطقه به عنوان «منطقه امن» توسط سازمان ملل، بیش از ۸ هزار مرد و پسر مسلمان بوسنیایی را به شکلی سیستماتیک از زنان و کودکان جدا کرده و طی چند روز به قتل رساندند.
یکی از هولناکترین بخشهای این تراژدی، تلاش جانیان برای پنهان کردن ابعاد جنایت بود. نیروهای صرب با استفاده از بولدوزر، پیکر قربانیان را در گورهای دستهجمعی اولیه دفن کردند و ماهها بعد، برای از بین بردن آثار جرم، این گورها را شکافته و قطعات پیکرها را با کامیون به کیلومترها دورتر منتقل و در گورهای ثانویه و ثالثه پخش کردند؛ به طوری که گاهی اجزای بدن یک قربانی در چهار نقطه مختلف با فاصله دهها کیلومتر کشف شده است.
«سناد بگانوویچ» قربانی چهاردهسالۀ این جنایت، مصداق بارز این قساوت است. بخشی از بقایای او در سال ۲۰۰۰ و بخشهای دیگر در سالهای ۲۰۰۵ و ۲۰۰۷ از گورهای مختلف کشف شد. خانواده او سرانجام در سال ۲۰۱۴ در حالی به تدفین او رضایت دادند که تنها نیمی از اسکلت این نوجوان پیدا شده بود؛ آنها دیگر طاقت انتظار برای پیدا شدن مابقی پیکر فرزندشان را نداشتند.
انکارِ سیستماتیک؛ وقتی جلاد خود را قربانی معرفی میکند!
در حالی که داغ این جنایت همچنان تازه است، مقامات بلندپایه جمهوری صربستان (Republika Srpska) و جریانهای تندرو، با وقاحت تمام منکر وقوع نسلکشی هستند. «میلوراد دودیک»، رهبر صربهای بوسنی، این فاجعه را یک «افسانه ساختگی» خوانده و با ادبیاتی اسلامهراسانه، مسلمانان بوسنی را تهدیدی برای تمدن مسیحی اروپا معرفی میکند؛ رویکردی که دقیقاً بازتولید همان تفکر خطرناکی است که منجر به فجایع دهه ۹۰ میلادی شد.
این جریانهای انکارگرا حتی پا را فراتر گذاشته و با وارونهنمایی حقیقت، جای قربانی و جلاد را عوض میکنند. دودیک، رئیس جمهور صربهای بوسنی، در لایحههای جدید خود مدعی شده است که مسلمانان قصد تسلط بر بوسنی را دارند و جمهوری صربستان را آخرین سنگر دفاع از مسیحیت در برابر «اسلام رادیکال» توصیف کرده است. این لفاظیهای نژادپرستانه و غیرانسانی، دقیقاً همان زمینهسازیهایی است که پیش از پاکسازی قومیِ شهرهایی مثل «ویشهگراد» انجام شده بود.
در گزارشهای اخیر مقامات صرب به شورای امنیت سازمان ملل، از واژههایی نظیر «نقص ژنتیکی» برای توصیف مسلمانان استفاده شده است. این ادبیات که ریشه در تفکرات نژادپرستانه سال ۱۹۹۳ دارد، مسلمانان را عناصری بیگانه و خطرناک تصویر میکند تا هرگونه جنایت علیه آنان را نزد افکار عمومی تندرو توجیه کند؛ سیاستی که امروز در دیگر نقاط جهان اسلام نیز علیه ملتهای مظلوم به کار گرفته میشود.
پیوند تاریخی میان مظلومیت مسلمانان در سربرنیتسا و فجایع امروز در سرزمینهای اشغالی، نکتهای است که بازماندگان بر آن تأکید دارند. شعار «هرگز دوباره» (Never Again) که پس از جنگ جهانی دوم سر داده شد، نه در سربرنیتسا محقق شد و نه امروز در غزه مانع کشتار، گرسنگی و آوارگی فلسطینیان میشود.
...............
پایان پیام
نظر شما