به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ دکتر ابوذر ابراهیمی ترکمان، سفیر جمهوری اسلامی ایران در بوسنی و هرزگوین، در یادداشت فراتر از میدان نبرد، به تبیین بازاندیشی در دستاوردها، شکوفائی ظرفیت های پنهان و دگرگونی نگرش ها در جنگ تحمیلی اخیر پرداخته شده است.
متن این یادداشت به شرح ذیل است:
از درون ناملایمات ،گاه چنان گشایشی رخ می نماید که ذهن وضمیر از درکش عاجزند. جنگ اخیر آمریکا واسرائیل بر علیه ایران، تلخ، ناگوار و ظالمانه بود و با هیچیک از موازین وقوانین بین المللی قابل پذیرش نیست اما الطاف پیدا و پنهانی از درون آن نمایان شد. که برخی در شمار دستآوردها، برخی ازجمله شکوفایی ظرفیت ها و برخی نیز در زمره دگرگونی نگرش ها قرار می گیرند.
یکم: فراگیر شدن باور به اندیشه های رهبر شهید
قائد شهید (ره) همواره بر عدم اعتماد به آمریکا و نیت شوم دشمنان ، ضرورت تقویت توان دفاعی وموشکی کشور وبومی سازی آن ، تقویت دانش بنیان ها و اهتمام به تولید علم، اطمینان از احساس مسئولیت مردم و باور به واکنش درست آنان در هنگام بروز بحران برای کشور، ضرورت حمایت از محور مقاومت ، تاکید می فرمودند که گاه برخی با تردید به آنها می نگریستند اما امروز به درستی آن اندیشهء آینده نگر اعتقاد پیدا کرده اند . پایداری وایستادگی ومقاومت شخص امام شهید تا مرز شهادت نیز نشان داد که چقدر فاصله بین رهبری دانشمند ومقاوم و باورمند با رهبرانی که پریشان دل وپریشانگو وفاقد شخصیت هستند وجود دارد. اگر حجاب معاصرت کنار رود که میرود ، این موضوع بسیار نمایان تر خواهد شد.
دوم: پایداری در مواجهه با تهدیدات موجودیتی
درحالی که با شهادت رهبر انقلاب و تعداد کثیری از فرماندهان، دشمن انتظار از هم گسیختگی داخلی و بی دولتی وآشوب اجتماعی را داشت، انتخاب سریع رهبر، انتصاب فرماندهان جدید ، هماهنگی کامل در پیشبرد همزمان اهداف نظامی و دیپلماتیک، پایداری واستقامت نیروهای سپاه وارتش ومرعوب نشدن آنان، چهرهای کاملا پایدار و قدرتمند از نظام ج.ا.ایران به نمایش گذاشت که باور آن پیش از جنگ در داخل و خارج سخت بود.
سوم: تثبیت نظام
بیش از چهل سال تلاش با هزینه های گزاف برای تغییر نظام از تحمیل جنگ در ایام نوپایی انقلاب گرفته تا غائله های پی در پی در نقاط مختلف کشور، ودر نهایت ابراز آشکار نیت های پنهان برای این تغییر، اکنون به اذعان عاملین آن، به شکست مطلق انجامیده است. مردم ایران ثابت کردند که وقتی پای موجودیت کشور در میان باشد، از کیان مام میهن خویش تا پای جان دفاع خواهند کرد. اینکه دشمن ، اکنون ابراز می کند که قصد تغییر نظام را نداشته، ادعایی پس از نا امیدی است والا از تصویب بودجه رسمی برای فروپاشی نظام گرفته تا تامین اسلحه برای مخالفان، اقرارهای مکرر مبنی بر ضرورت تغییر نظام، نمایانگر نیت های پنهان آنان است.
چهارم: تثبیت قدرت ژئوپلتیک و نظامی ایران
تثبیت تسلط ایران بر تنگه استراتژیک هرمز، خلیج فارس و دریای عمان در مواجهه با ابرقدرت نظامی جهان و کنترل همزمان گروههای تجزیهطلب در خارج از مرزها، ادعای گزاف برخی کشورهای همسایه نسبت به تمامیت ارضی کشور و مواجهه نظامی با ایران را کاملا از دستور کار خارج کرد واز تبدیل شدن برخی از کشورهای پیرامونی به حیات خلوت اسرائیل جلوگیری کرد .از این پس هزینه های ادعاهایی از این دست فراتر از تحمل مدعیان خواهد بود.
پنجم: بازتعریف نظم جهانی
تا پیش از جنگ اخیر، ایران یک قدرت منطقه ای بود اما دفاع مشروع وپرتوان ایران از خود و همچنین مقابله همزمان با ابرقدرت جهان و دیگر قدرت نظامی هستهای وکشاندن دشمن به درخواست آتش بس ، نشان داد ایران نیز دارای مختصات یک ابرقدرت است. توان ایران و قدرت طراحی های پیش نگرانه ، محاسبات دشمن را برهم زد . اعتراف متجاوزین بر عدم پیش بینی برخی از اقدامات از سوی ایران ، گواهی بر این مدعا است.
نظم جهانی تنها در سایه قدرت و اقتدار در همه زمینه ها می تواند تغییر یابد که رویداد جنگ اخیر وزنه قدرت واقتدار ایران را علیرغم تحمل ضربات سنگین به رخ کشید. و ایران را در زمره دارندگان ابزارهای متعدد برای تاثیر گذاری بر مناسبات جهانی معرفی کرد.
ششم: افزایش بازدارندگی ایران
اهداف متعدد و پراکنده ای از سوی آمریکا واسرائیل از تغییر ساختار سیاسی و نابودی توان هسته ای ایران گرفته تا تخریب زیرساخت ها و نابودی تمدن ایرانی برای توجیه این جنگ ابراز شد اما مقاومت و دفاع ایران منجر به اذعان نخبگان سیاسی حتی در امریکا و اسرائیل مبنی بر ناتوانی در نیل به اهداف اعلامی اولیه آنها شد و این امر بازدارندگی فزاینده ای برای ایران به ارمغان آورد. وآنها را در این اندیشه فرو برد که در حالیکه بزرگترین قدرت های نظامی با استعداد نظامی فراوان مستقردر منطقه غرب آسیا توان شکست ایران را ندارند، آیا کس دیگری جرات چنین اقداماتی علیه ایران را دارد؟
هفتم: اضمحلال اپوزیسیون
بی تردید، ماهیت اپوزیسیون برانداز، در اثر جنگ اخیر، برای مردم آشکار و از دل ودیده باورمندان برای همیشه رخت بربست. وقتی مخالفی در مخالفتش، تا آنجا پیش برود که راضی به ویرانی کشور و مردمش شود و از دشمن برای حمله به کشورش دعوت وحمایت کند، دیگر حتی در بین دوستان خود نمی تواند مورد اعتماد باشد. از همین رو حرفهای بسته بندی شده و اندیشه تقطیر شده ایشان، تبخیر شد . حضور چند ده میلیونی مردم در تشییع رهبر شهید هم نشان داد که به هیچ روی از پشتوانه مردمی برخوردار نبوده ونیستند ونیز نخواهند بود. اختلافی که اکنون در اردوی کم تعداد وپر صدای آنان افتاده است خود، عامل اضمحلال دیگری خواهد شد.
هشتم: برتری اخلاقی ایران در جنگ
مردم وافکار عمومی، اغلب در داوری های خود توان تشخیص نیک وبد را دارند واز همین رو در جنگ اخیر رفتارها وگفتارهای هر دو طرف ، فرصتی برای داوری در باره اخلاق انسانی پیش روی افکار عمومی قرارداد. دروغ های مکرر، پرگویی وپرت گویی، پریشان دلی وپریشان گویی، گذر از مرزهای ادب واخلاق ،کشتار کودکان وزنان ،ترورهای هدفمند،حمله به مراکز علمی ودرمانی را در طرف آمریکایی دیدند واز طرف ایرانی نیز عمل به گفته ها، یکصدایی ، پایبندی به تعهدات انسانی وپرهیز از حمله به مراکز غیر نظامی را مشاهده کردند . دوباره حمله در میانه مذاکراتی که در جریان بود، جهانیان را به این سمت سوق داد که طرف متجاوز به هیچ روی قابل اعتماد نیست وانتظار رفتار اخلاقی از او نباید داشت.
نهم: باور به تامین امنیت منطقه بدون حضور خارجی ها
سالهاست ایران معتقد است امنیت منطقه خلیج فارس باید صرفا توسط کشورهای منطقه تامین شود. این جنگ نشان داد سیاست ها و برنامه های بیگانگان، نه تنها برای منطقه امنیت نخواهد آورد بلکه خارجی ها امنیت و آرامش منطقه را نیز به چالش خواهند کشید از همین رو امنیت باید درون زا باشد. دلبستگی برخی از کشورهای پیرامونی به امنیت عاریه ای، سبب کشاندن پای بیگانگان به منطقه شد .در این جنگ بر آنان روشن شد که همسایه در انتخاب همسایه گرفتار جبر جغرافیایی است و لازم است در هر شرایطی با همسایگان خود ، تعامل مثبت داشته باشد. از سوی دیگر؛ تنظیم روابط همه جانبه کشورهای پیرامونی ایران، در آینده ای نه چندان دور، به سمت وسوی در نظر داشت حداکثری محوریت ایران متمایل خواهد شد.
دهم: انسجام و تاب آوری ملت ایران
مردم ایران با هرگرایش و باوری در دفاع از میهن منسجم هستند . این انسجام ، دشمنانی را که بر رویگردانی مردم از دولتمردان ، حساب ویژه ای باز کرده بودند، به طور کامل مایوس کرد. عموما در کشورهای جهان همزمان با جنگ، مهاجرت و پناهندگی به خارج از کشور ،شدت می یابد. اما در جنگ اخیر در ایران نه تنها این اتفاق رخ نداد، بلکه مهاجرت معکوس هم صورت گرفت. تا آنجا که برخی از همسایگان ایران در روزهای آغازین جنگ به تصور هجوم پناهندگان ایرانی ، کمپ هایی را در مبادی ورودی کشورشان پیش بینی کرده بودندکه نه تنها نیاز نشد بلکه ایرانیان خارج از کشور نیز کوشیدند خود را به داخل کشور برسانند.
یازدهم: تمرکززدایی از مدیریت کشور
این جنگ نشان داد که با رهبری داهیانه رهبر شهید کشورمان، مدیریت کشور به صورت موزاییکی بوده و با شهادت افراد و مدیران ، شالوده مدیریتی از هم پاشیده نمی شود. نمونه اخیر آن مدیریت جمعیت دهها میلیونی شرکت کننده در مراسم باشکوه وتاریخی تشییع رهبر شهید ونیز تامین امنیت و مدیریت حضور هیات های خارجی است. واگذاری اختیارات حداکثری به استانداران، و از پیش تعیین شدن مدیران جایگزین وموارد دیگر را می توان از مصادیق موفقیت چنین رویکردی بر شمرد.
دوازدهم: نمایان شدن توان عظیم اقتصادی و اهمیت خودکفایی
در هیچیک از دو بار تجاوز به کشورمان، محاصره کامل دریایی، تحریم های حداکثری، نا امنی مبادی ورودی وخروجی کالا، هیچ کمبود و قحطی در بازار داخل شکل نگرفت که نشان از توان اقتصاد درونزا، متنوع و خودکفای داخلی و مدیریت خردمندانه دولت دارد. وتاکید رهبر شهید در خصوص تقویت اقتصاد مقاومتی وشعارهای اقتصادی ترسیم شده سالانه ، نشان می دهد که اقدامات در این زمینه موثر بوده است.
سیزدهم: نمایان شدن توان فنی و مهندسی کشور
بازسازی سریع زیرساختهای آسیب دیده در جنگ، بازسازی پل ها و خطوط راه آهن وفرودگاههای تخریب شده در کمترین زمان ، بازسازی سریع مناطق آسیب دیده در همان زمان جنگ، همیاری حداکثری مردمی ودستگاههای مردم نهاد، توان بالای بومی فنی و مهندسی کشور را به نمایش گذاشت .
چهاردهم: نمایان شدن سطح توسعه کشور
اهمیت خطوط ارتباطی و مواصلاتی مثل پل b1، و هم چنین ظرفیت های کم نظیر اقتصادی مانند پتروشیمیها، شبکه گسترده و تاب آور برق و غیره زیرساختهای ارزشمندی بوده و هستند که دشمن به عظمت آنها اعتراف کرد.
پانزدهم: آشکار شدن ماهیت نظام سیاسی آمریکا برای دوستانش
در جریان جنگ، چهره سالها پنهان نگه داشته شده دشمن که به تزویر، خیرخواهانه می نمود، برای بسیاری حتی دوستان اروپایی خود نمایان شد، به همین دلیل توان اجماع سازی خود را از دست داد ودوستانش را به اندیشه کاستن از تعمیق روابط و مخالفت با زیاده خواهی ترغیب نمود . به نظر می رسد آسیب های این رویگردانی از آمریکا و اسراییل در آینده بیشتر نمایان شود.
شانزدهم: تنزل جایگاه سیاسی و فرهنگی حاکمان آمریکا
جنگ اخیر فرصت بی بدیلی برای تخریب ترامپ وهیات حاکمه آمریکا توسط خودشان پدید آورد. پریشان گویی ها ،تغییر پی در پی مواضع، تناقض های مدام در اعلام هدف از جنگ، لفاظی های تهی از معنا ، رویارویی و اهانت به پاپ،ودهها رفتار نازل سیاسی سبب گردید تا چهره ساخته شده از آمریکا در اذهان عموم، تنز ل معنا داری پیدا کند وموجب تردید جهانیان و بسیاری صاحب نظران امریکایی نسبت به بلوغ فرهنگی وسیاسی دولتمردان آمریکا شود.
هفدهم: تغییر نگرش مردم به حافظان کشور و امنیت
مقاومت و ایستادگی مقتدرانه نیروهای مسلح تا پای جان، سبب شد تا محبوبیت سپاه و ارتش و نیروی انتظامی بیش از همیشه برای مردم آشکار شود. پیوندها عمیق تر شود و میدان وخیابان به نماد وحدت ملی و همدلی تبدیل شود. مردم باورمندانه حس کردند که نیروهای حافظ سرزمینشان تا پای جان، استوار می ایستند و در دفاع از ایشان ، سستی وکوتاهی به خود راه نمی دهند. از سوی دیگر اعتماد حداکثری هم میهنانمان به توان نظامی کشور که مرهون سالها پیگیری وعنایت مستمر رهبر شهید وتلاش بود، بطور فزاینده ای شکل گرفت و آنان را به سوی تاب آوری
هیجدهم: اذعان به غنای فرهنگ و تمدن ایرانی در جهان
سالها دشمنان ایران و رسانه های معاند ایران را به عنوان کشوری عقب افتاده معرفی می کردند در حالیکه امروز جهان بیش از پیش با تمدن چندهزار ساله، فرهنگ غنی و پربار ایران آشنا شده است. جستجوی واژه گان مربوط به ایران در موتورهای جستجو ، آنان را با واقعیت ایران وتاریخ تاثیر گذار ایران بر جهان آشناتر ساخت.
نوزدهم: آشکار شدن ذات تهی از معنویت آمریکا واسرائیل
پس از کشتار نزدیک به هشتاد هزار نفر در غزه، ترورهای متعدد ودرنوردیدن مرزهای معنوی تا آنجا که توهین به پاپ ،رهبر کاتولیک های جهان نیز در زمره رفتارهای آمریکا قرار گرفت، در کمال تعجب جهانیان، دعوت به صلح و خویشتنداری از سوی پاپ با توهین بیسابقه ترامپ به این جایگاه معنوی مواجه شد و چهره واقعی وخوی معنویت ستیزی را نمایان ساخت.
بیستم: اقناع افکار عمومی جهان
افکار عمومی ، در سراسر جهان، سمت وسوی حمایت از ایران به خود گرفت وگرچه برخی دولتمردان در ابراز نظر، احتیاط پیشه و آهسته گام ویا حتی از روی ترس ،سکوت ویا جانبداری از آمریکا را در پیش گرفتند، اما حقیقت این است که شکاف عمیقی بین مردم ودولت ها در اظهار نظر پیدا شد . از یک سو افکار عمومی در باره مظلومیت و نیز مورد تجاوز قرار گرفتن ایران ،اقناع شده بود واز سوی دیگر برخی دولتمردان ، در دوچهره ظاهر شدند چهره ویترینی خود را به حمایت از آمریکا و چهره درونی خود را با افکار عمومی منطبق کردند.
الزامات رو به آینده
نباید فراموش شود که این آوردهها به قیمت خون پاک رهبر شهید، کودکان مظلوم میناب، غیور مردان نظامی کشور و هزاران شهید و جانباز به دست آمده و به نقد جانهای پاک بسیاری خریداری شده است.تثبیت دستاوردها بسیار مهم وحیاتی است. انسجام ملی و وحدت مردم در میدان رزم و میدان مذاکره تحت رهبری مقام معظم رهبری، متضمن تثبیت دستاوردها است. هر غفلتی در اولویت دهی به امور و یا تغییر هدف از دشمن به سوی خودی ها ویا حتی گشودن باب های دسته بندی های جناحی ودمیدن در هردوسوی دو قطبی سازی می تواند خسارت بار باشد.
..........
پایان پیام
نظر شما