به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ سفارت حکومت طالبان در اسلامآباد به تصمیم شورای پزشکی و دندانپزشکی پاکستان برای بازگرداندن دانشجویان افغان رشتههای پزشکی و دندانپزشکی اعتراض کرده و از مقامهای پاکستانی خواسته است اجازه دهند این دانشجویان تحصیلات خود را بدون وقفه ادامه دهند.
استدلال سفارت طالبان روشن است: دانشجویانی که بهصورت قانونی وارد دانشگاه شده، چند سال از عمر و سرمایه خود را صرف تحصیل کرده و برخی حتی به مراحل پایانی دوره پزشکی رسیدهاند، نباید قربانی اختلافات سیاسی میان کابل و اسلامآباد شوند.
سفارت در بیانیه خود بهصراحت تأکید کرده است که حوزههایی مانند «علم، آموزش و روابط انسانی باید از اختلافات سیاسی مصون بماند» و فرصتهای آموزشی نباید تحت تأثیر تحولات و مناقشات سیاسی قرار گیرد.
اصل این سخن، قابل دفاع است.
تصمیم شورای پزشکی و دندانپزشکی پاکستان نیز واقعاً میتواند آینده تحصیلی دانشجویانی را که سالها در این کشور درس خواندهاند با خطر مواجه کند. دستور اول سپتامبر این شورا، مؤسسات پزشکی پاکستان را موظف کرده دانشجویان افغان ثبتنامشده را برای بازگشت به افغانستان آماده کنند و همزمان پذیرش، انتقال و جابهجایی تحصیلی جدید اتباع افغانستان را متوقف سازند.
اما همین استدلال سفارت طالبان، وقتی از اسلامآباد به کابل برگردانده شود، پرسشی جدی درباره عملکرد خود این حکومت ایجاد میکند.
آیا آموزش فقط در پاکستان نباید قربانی سیاست شود؟
وزارت دادگستری طالبان پیشتر در یک اطلاعیه رسمی اعلام کرده بود که تلویزیون تمدن، حوزه علمیه خاتمالنبیین و دانشگاه خاتمالنبیین را متعلق به حزب حرکت اسلامی افغانستان میداند و یکی از دلایل توقف فعالیت این سه نهاد را همین «وابستگی به حزب سیاسی» عنوان کرده بود.
این وزارتخانه علاوه بر ادعای وابستگی حزبی، زمین این مراکز را نیز «غصبشده دولتی» خوانده است.
مسئولان مجموعه خاتمالنبیین هر دو ادعا را رد کردهاند و میگویند آیتالله محمدآصف محسنی پیش از تأسیس این مراکز از رهبری حزب حرکت اسلامی کنار رفته بود و برای زمینها نیز اسناد شرعی و قانونی وجود دارد.
حتی اگر فرض شود طالبان درباره مالکیت زمین یا سوابق حقوقی این مجموعه اختلافی واقعی دارد، پرسش همچنان پابرجاست:
چرا یک اختلاف حقوقی یا ادعای سیاسی باید مستقیماً فعالیت آموزشی یک حوزه علمیه را متوقف کند؟
اگر «علم و آموزش باید از اختلافات سیاسی مصون بماند»، چرا همین اصل درباره استادان و طلبههای خاتمالنبیین رعایت نشد؟
از اختلاف حقوقی تا محاصره، بازداشت و تخلیه
ماجرای خاتمالنبیین تنها به صدور یک حکم اداری محدود نماند.
نیروهای طالبان در ۱۴ شهریور وارد این مرکز شدند و پس از محاصره حوزه، خواستار تخلیه آن شدند. در جریان این تحولات، براساس اعلام مسئولان مجموعه، ۲۸ نفر از استادان، طلبهها و افراد مرتبط با حوزه بازداشت شدند و در مقطعی ۲۴ نفر آنان همچنان در بازداشت بودند.
سرانجام روز ۱۶ شهریور، طالبان پس از پایان مهلت تعیینشده، طلبهها را به اجبار از ساختمان حوزه خارج کرد.
یعنی در کابل، یک مرکز آموزشی نهتنها وارد مناقشه سیاسی و ملکی شد، بلکه در نهایت با حضور نیروی مسلح، بازداشت استادان و طلبهها و تخلیه ساختمان روبهرو شد.
این دقیقاً همان نقطهای است که سخنان امروز سفارت طالبان در اسلامآباد علیه عملکرد خود این حکومت قابل استفاده است.
اگر دانشجوی افغان نباید قربانی سیاست پاکستان شود، طلبه شیعه هم نباید قربانی سیاست طالبان شود
سفارت طالبان میگوید دانشجوی پزشکی افغانستان که چند سال در پاکستان درس خوانده نباید بهخاطر تنش سیاسی میان دو کشور از دانشگاه بیرون شود.
پرسش ساده این است:
طلبهای که سالها در حوزه خاتمالنبیین تحصیل کرده چرا باید بهدلیل اختلاف وزارت دادگستری با متولیان این مجموعه، محل تحصیل خود را ترک کند؟
استادی که در این مرکز تدریس میکند چرا باید بهخاطر مناقشه بر سر زمین یا ادعای وابستگی سیاسی بازداشت شود؟
چرا نمیتوان اختلاف مالکیت را در دادگاه بررسی کرد، اسناد دو طرف را سنجید و در عین حال اجازه داد روند آموزشی حوزه ادامه پیدا کند؟
اگر طالبان از پاکستان میخواهد هزینه اختلاف سیاسی با کابل را از دانشجویان افغان نگیرد، منطقی است که جامعه شیعه افغانستان نیز از طالبان بخواهد هزینه اختلاف سیاسی، حقوقی یا ملکی خود با مدیران خاتمالنبیین را از استادان و طلبهها نگیرد.
یک معیار برای اسلامآباد و معیار دیگر برای کابل؟
تناقض زمانی آشکارتر میشود که یکی از دلایل رسمی وزارت دادگستری طالبان برای برخورد با خاتمالنبیین، دقیقاً مسئله «وابستگی سیاسی» بوده است.
از یک سو، سفارت طالبان در پاکستان میگوید:
آموزش را از سیاست جدا کنید.
از سوی دیگر، وزارت دادگستری همین حکومت در افغانستان، وابستگی ادعایی یک مرکز به حزب سیاسی را از دلایل تعطیلی حوزه، دانشگاه و رسانه مرتبط با آن اعلام کرده است.
اگر قاعده این است که آموزش باید از سیاست مصون باشد، این قاعده نمیتواند تنها زمانی معتبر باشد که طالبان در جایگاه معترض قرار دارد.
یک اصل وقتی «اصل» است که درباره مخالف، موافق، شیعه، سنی و حتی نهادی که حکومت با مدیران آن اختلاف دارد، به یک شکل اجرا شود.
تناقض دیگر؛ دانشجویان زن پزشکی
ماجرا درباره دانشجویان زن افغان در پاکستان حتی تناقض دیگری نیز ایجاد کرده است.
گزارشها نشان میدهد شماری از دانشجویانی که تحت تأثیر تصمیم پاکستان قرار گرفتهاند زن هستند؛ برای نمونه، در برخی دانشگاههای پزشکی لاهور دهها دانشجوی زن افغان مشغول تحصیلاند. بازگرداندن آنان به افغانستان میتواند عملاً ادامه تحصیل دانشگاهیشان را ناممکن کند، زیرا طالبان همچنان تحصیلات دانشگاهی زنان را ممنوع کرده است.
سخنگوی طالبان روز چهارشنبه تصمیم پاکستان را «غیرانسانی» خوانده و گفته است وزارت تحصیلات عالی آماده است زمینه ادامه تحصیل دانشجویان بازگشته را فراهم کند.
اما درباره دانشجویان زن، این وعده با سیاست جاری طالبان درباره ممنوعیت حضور زنان در دانشگاهها سازگار نیست.
انتقاد از طالبان، دفاع از تصمیم پاکستان نیست
طرح این تناقض به معنای دفاع از اقدام پاکستان نیست.
دانشجویانی که با مجوز قانونی وارد دانشگاه شدهاند و سالها برای تحصیل هزینه کردهاند، باید امکان تکمیل تحصیلاتشان را داشته باشند؛ بهویژه کسانی که تنها چند ماه یا یک سال تا پایان دوره پزشکی فاصله دارند.
اما همان استدلال انسانی و آموزشی باید در داخل افغانستان نیز رعایت شود.
طالبان نمیتواند در اسلامآباد از «حق تحصیل»، «مصونماندن آموزش از سیاست» و «آینده دانشجویان» سخن بگوید، اما در کابل در یک مناقشه سیاسی و ملکی، حوزه علمیه را با نیروی مسلح تخلیه و استادان و طلبههای آن را بازداشت کند.
اگر سخن سفارت طالبان جدی است، سادهترین آزمون آن نه در پاکستان، بلکه در کابل است:
استادان و طلبههای بازداشتشده خاتمالنبیین آزاد شوند، فعالیت آموزشی حوزه از اختلاف سیاسی و ملکی جدا شود و پرونده مالکیت نیز بهجای محاصره و زور، در یک روند حقوقی شفاف بررسی شود.
آنوقت طالبان میتواند با اعتبار بیشتری از پاکستان بخواهد که دانشجویان افغان را قربانی سیاست نکند.
......................
پایان پیام/
نظر شما