به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ همزمان با دویست و پنجاهمین سالگرد تأسیس ایالات متحده آمریکا، بررسی وضعیت پیروان اسلام در این کشور نشاندهنده شکاف عمیق میان شعارهای دموکراتیک مانند آزادی مذهبی و واقعیتهای تلخ زندگی مسلمانان در قرن بیست و یکم است. بر خلاف تصور رایج جامعه آمریکا، حضور مسلمانان در این جغرافیا به پیش از استقلال این کشور از بریتانیا بازمیگردد؛ به طوری که بر اساس برآوردهای تاریخی، بین ۱۵ تا ۳۰ درصد از آفریقاییهایی که به عنوان برده به آمریکا قاچاق شدند، مسلمانانی تحصیلکرده بودند که به زبان عربی مینوشتند و میخواندند. این افراد با وجود فشار شدید بردهداران مسیحی برای تغییر دین، به طور مخفیانه عبادات خود را حفظ کرده و از مصرف الکل و گوشت خوک خودداری میکردند.
کمی بعد و در دوران تدوین قوانین اولیه آمریکا، توماس جفرسون (Thomas Jefferson)، از پایهگذاران این کشور، در زمان تحصیل حقوق در شهر «ویلیامزبرگ» (Williamsburg) در ایالت ویرجینیا، نسخه ترجمه انگلیسی قرآن کریم را تهیه و مطالعه کرد. جفرسون که شیفته قوانین و سنتهای حقوقی تمدنهای دیگر بود، به شدت تحت تأثیر ایده آزادی مطلق مذهبی در اسلام قرار گرفت؛ موضوعی که بعدها پایه و اساس نظریه تکثرگرایی مذهبی او و این باور شد که حقوق شهروندی افراد نباید به دین و مذهب آنها وابسته باشد.
ریشههای اسلامستیزی سیستماتیک و جنگطلبی واشنگتن
با این حال، آغاز قرن جدید میلادی با انفجارهای ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و مداخلات نظامی متعاقب آن، سرآغاز پروژه عظیمی از اسلامهراسی سیستماتیک شد. اعلام «جنگ جهانی علیه تروریسم» توسط واشنگتن، لشکرکشی و اشغال نظامی کشورهای عراق و افغانستان، تصویب قانون سرکوبگرانه «وطنپرستی» (Patriot Act) و راهاندازی شکنجهگاه بدنام «گوانتانامو» (Guantanamo)، همگی دست به دست هم دادند تا چهره اسلام و کل جامعه مسلمانان – و نه فقط گروههای افراطی – در رسانههای غربی دگرگون و دیوسازی شود. این فضاسازیها بستر مناسبی را برای رشد جریانهای راست افراطی و ناسیونالیسم سفیدپوستان در آمریکا و اروپا فراهم آورد.
همزمان با این تحولات، نظریهپردازان آمریکایی و مشاوران دولتی مانند «برنارد لوئیس» (Bernard Lewis) از دانشگاه پرینستون با نگارش مقاله «ریشههای خشم مسلمانان» و «ساموئل هانتینگتون» (Samuel Huntington) از دانشگاه هاروارد با تئوری «برخورد تمدنها» و ادعای موهن «مرزهای خونین اسلام»، پایههای تئوریک توجیه این خشونتها را بنا کردند. رسانههای غربی نیز اسلامهراسی را به یک صنعت جهانی تبدیل کردند؛ به طوری که تا سال ۲۰۱۶، بیش از ۸۰ درصد برنامههای تلویزیونی و ۹۰ درصد مطبوعات آمریکا، بریتانیا و آلمان، رویکردی کاملاً منفی علیه مسلمانان اتخاذ کردند. در این میان، جریانهای ناسیونالیسم مسیحی و صهیونیسم رادیکال از جنایات گروههای کوچک افراطی به عنوان ابزاری برای مقصر جلوه دادن کل جهان اسلام بهرهبرداری کردند.
کارنامه ترامپ و تبعیض نهادینه علیه مسلمانان و اسلامهراسی سیستماتیک
طبق نظرسنجی سال ۲۰۲۵ «مؤسسه سیاست و تفاهم اجتماعی» (ISPU)، مسلمانان آمریکا بیش از هر گروه مذهبی دیگری در معرض تبعیضهای ساختاری و روزمره قرار دارند؛ به طوری که ۶۳ درصد از مسلمانان از تجربه مستقیم تبعیض مذهبی خبر دادهاند. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که حمایت از «دونالد ترامپ» (Donald Trump) و داشتن دیدگاههای محافظهکارانه سیاسی در آمریکا، ارتباط مستقیمی با شدت گرفتن مواضع اسلامستیزانه دارد. این تبعیضها حتی کودکان مسلمان را نیز بینصیب نگذاشته است؛ به طوری که ۴۷ درصد از خانوادههای مسلمان گزارش دادهاند که فرزندان دانشآموز آنها به دلیل باورهای مذهبی خود در مدارس مورد آزار و اذیت قرار گرفتهاند!
با وجود این فشارهای سنگین و کارزار رسانهای هدفمند، جامعه مسلمانان آمریکا در سالهای اخیر توانسته است در عرصههای علمی، اقتصادی و سیاسی به موفقیتهای چشمگیری دست یابد. در این راستا، انتخاب «زُهران مامدانی» (Zohran Mamdani) به عنوان شهردار کلانشهر نیویورک (New York)، آن هم با وجود مخالفت شدید هسته سخت قدرت و لابیهای اسلامستیز، بهنوعی گام بلندی برای مسلمانان محسوب میشد. ممدانی پس از این پیروزی قاطع در موضعی اعلام کرد: «من جوان هستم، مسلمان هستم و بدترین چیز برای منتقدانم این است که بابت هیچکدام از اینها عذرخواهی نخواهم کرد.»
سخاوت جامعه مسلمانان آمریکا
بخش دیگری از کارنامه درخشان مسلمانان آمریکا که رسانههای جریان اصلی همواره سعی در پنهان کردن آن دارند، پیشتازی بیرقیب آنها در امور خیریه و عامالمنفعه است. بر اساس دادههای دانشگاه ایندیانا (Indiana)، جامعه مسلمانان آمریکا با وجود اینکه تنها حدود ۱ درصد از جمعیت این کشور را تشکیل میدهد، در سال ۲۰۲۰ میلادی نزدیک به ۴.۳ میلیارد دلار کمک مالی اهدا کرده است؛ آماری که نشان میدهد میانگین کمک سرانه مسلمانان به مراتب بیشتر از غیرمسلمانان است. جالب اینجاست که بخش عمدهای از این سرمایه و همچنین مبالغ حاصل از زکات واجب مسلمانان، صرف پروژههای مدنی غیرمذهبی مانند مبارزه با فقر در داخل خاک آمریکا میشود.
پروژه «پل»؛ افشای صنعت جهانی اسلامهراسی
امروز پدیده شوم اسلامهراسی ابعادی فراملی یافته و از آمریکا و اروپا به سمت مناطقی چون کشمیر، هند، میانمار و چین نیز سرایت کرده است. در واکنش به این بحران جهانی، دانشگاه «جورجتاون» (Georgetown) در واشنگتن دیسی اقدام به راهاندازی پروژه تحقیقاتی «ابتکار پل» (Bridge Initiative) به سرپرستی پروفسور «جان اسپوزیتو» (John Esposito) کرده است. این پروژه علمی با هدف افشای توطئهها و نظریههای ساختگی «صنعت اسلامهراسی»، به پایش سیاستهای دولتی در نقض حقوق مسلمانان در سراسر جهان میپردازد و اکنون به عنوان یکی از مراجع معتبر رسانههای بینالمللی در افشای ماهیت جریانهای ضداسلامی شناخته میشود.
...............
پایان پیام
نظر شما