۱۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۶:۳۹
تنگه هرمز در قلب جنگ ۲۰۲۶/ شریان انرژی جهان زیر تهدید

با تشدید جنگ میان ایران، آمریکا و اسرائیل، تنگه هرمز بار دیگر به یکی از حساس‌ترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان تبدیل شده است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ بحران تنگه هرمز در سال ۲۰۲۶ میلادی نشان‌دهنده یک آشفتگی ژئوپلیتیکی و اقتصادی است؛ زیرا این گذرگاه آبی یکی از مسیرهای حیاتی تجارت جهانی انرژی به شمار می‌رود. این تنگه از مهم‌ترین گذرگاه‌های طبیعی جهان محسوب می‌شود و نقشی اساسی در تجارت جهانی، به‌ویژه نفت و گاز دارد؛ به‌طوری‌که حدود ۲۰ درصد تجارت نفت جهان از آن عبور می‌کند.

براساس گزارش روزنامه الاخبار لبنان در پی جنگ میان ایران از یک سو و ایالات متحده آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر، ایران به استفاده از سلاحی مؤثر روی آورده است که می‌تواند بازار جهانی نفت را به شدت تکان دهد. این سلاح، بستن تنگه هرمز، می‌باشد. 

تنگه هرمز از نظر جغرافیایی

تنگه هرمز، خلیج فارس را به دریای عمان متصل می‌کند و میان ایران و سلطنت عمان قرار دارد. طول این تنگه حدود ۱۹۰ کیلومتر است و عرض آن بین ۳۳ تا ۹۵ کیلومتر متغیر است؛ در حالی که در باریک‌ترین نقطه به ۳۳ کیلومتر می‌رسد.

عرض هر مسیر کشتیرانی در آن حدود دو مایل دریایی است و میان این مسیرها مناطق حائل با همان عرض قرار دارد.

در این منطقه چندین جزیره وجود دارد و نام تنگه از جزیره هرمز که متعلق به ایران است گرفته شده است. از آنجا که این تنگه برای بیشتر کشورها یک مسیر بین‌المللی کشتیرانی به شمار می‌رود، امنیت آن بر اساس کنوانسیون سازمان ملل درباره حقوق دریاها تضمین شده است.

با این حال، باریکی تنگه باعث می‌شود در محدوده آب‌های سرزمینی ایران و عمان قرار گیرد و این دو کشور عملاً بر تردد دریایی در آن نظارت دارند.

اما پرسش اصلی این است: اهمیت این تنگه چیست؟ و بسته شدن آن چه پیامدهایی دارد؟ آیا جایگزین مؤثری برای آن وجود دارد؟

اهمیت راهبردی تنگه هرمز

این تنگه شریان حیاتی منطقه و جهان به شمار می‌رود، زیرا گذرگاه اصلی تجارت انرژی در منطقه خلیج فارس است؛ منطقه‌ای که سرشار از منابع نفت و گاز طبیعی است. همچنین بنادر آن به عنوان حلقه‌های مهم در زنجیره تجارت دریایی جهانی عمل می‌کنند.

در سطح منطقه‌ای، این تنگه تنها مسیر دریایی است که کشورهای خلیج فارس را به راه‌های تجارت و کشتیرانی جهانی متصل می‌کند.

در سطح جهانی نیز اهمیت آن در حجم تجارت بین‌المللی عبوری از آن آشکار است. بر اساس گزارش‌های اداره اطلاعات انرژی آمریکا، روزانه بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت خام، میعانات و سوخت از این تنگه عبور می‌کند که حدود ۲۰ درصد مصرف جهانی مایعات نفتی، بیش از یک‌چهارم تجارت جهانی نفت مایع و یک‌پنجم تجارت گاز طبیعی است. 

کشورهایی مانند عربستان سعودی، ایران، امارات متحده عربی، کویت و عراق بخش عمده نفت خام خود را از طریق این تنگه صادر می‌کنند. در همین حال، قطر که بزرگ‌ترین صادرکننده گاز طبیعی مایع (LNG) در جهان است، تمام صادرات خود را از این مسیر انجام می‌دهد.

در اواسط سال ۲۰۲۵، میانگین عبور کشتی‌ها از این تنگه حدود ۱۴۴ کشتی در روز بود که شامل 37 درصد نفتکش‌ها، 17 درصد کشتی‌های کانتینری و 13 درصد کشتی‌های حمل بار فله است. 

تتنگه هرمز هرمز همچنین در حوزه لجستیک جهانی اهمیت زیادی دارد، زیرا گزینه‌های عملی برای جایگزینی آن در صادرات انرژی بسیار محدود است. بسته شدن آن، حتی به طور موقت، باعث اختلال در زنجیره تأمین و افزایش هزینه حمل‌ونقل می‌شود و در نتیجه قیمت انرژی در جهان را بالا می‌برد.

اگرچه بسته شدن تنگه فوراً بر کشورهای غربی تأثیر می‌گذارد، اما بیشترین آسیب به آسیا خواهد رسید. در سال ۲۰۲۴ میلادی، 84 درصد صادرات نفت و 83 درصد صادرات گاز طبیعی از طریق این تنگه به آسیا ارسال شده است.

سهم کشورها از نفت عبوری از تنگه به ترتیب چین حدود 38 درصد، هند 15 درصد، کره جنوبی 12 درصد و ژاپن 11 درصد است. در همان سال، ایالات متحده آمریکا حدود ۵۰۰ هزار بشکه نفت و میعانات در روز از کشورهای خلیج فارس از طریق این تنگه وارد کرد که معادل ۷ درصد از واردات نفت خام آمریکا و حدود ۲ درصد از مصرف مایعات نفتی آن بود.

اهمیت تنگه هرمز تنها به انتقال انرژی محدود نمی‌شود، بلکه در تجارت کانتینری جهانی نیز نقش مهمی دارد.

یک درگیری مداوم

پس از کشف نفت در منطقه خلیج فارس، اهمیت این تنگه افزایش یافت و به عامل مهمی در سیاست و درگیری‌های منطقه تبدیل شد. این موضوع در جریان جنگ ایران و عراق (۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸) آشکار شد؛ جنگی که در سال ۱۹۸۴ به جنگ نفتکش‌ها معروف شد.

در آن زمان، عراق به پایانه نفتی و نفتکش‌های ایرانی حمله کرد. ایران نیز نفتکش‌های در حال حرکت به سمت کویت و دیگر کشورهای خلیج فارس را هدف قرار داد. در نتیجه، ایالات متحده آمریکا با نیروی دریایی خود وارد عمل شد تا از نفتکش‌های کویتی محافظت کند؛ نفتکش‌هایی که مجبور شدند پرچم آمریکا را برافرازند. برآورد می‌شود خسارت‌های این جنگ چندین میلیارد دلار بوده است. در مجموع ۵۴۶ کشتی تجاری هدف حمله قرار گرفتند که ۲۵۹ کشتی از آن‌ها نفتکش بودند.

در آوریل ۱۹۸۸، آمریکا عملیاتی نظامی در تنگه هرمز انجام داد که به نابودی چند کشتی جنگی ایران و از کار افتادن سکوهای نفتی ایرانی انجامید.

ایران در دهه ۱۹۹۰ نیز چند بار تهدید به بستن تنگه به‌ویژه در جریان اختلاف با امارات متحده عربی بر سر جزایر واقع در این منطقه کرد.. در سال‌های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ نیز درگیری‌های دریایی میان ایران و آمریکا در تنگه رخ داد و ایران تهدید کرد آن را ببندد؛ در حالی که آمریکا اعلام کرد چنین اقدامی به منزله اعلان جنگ خواهد بود. این تهدیدها همچنین در پی تحریم‌های آمریکا و اروپا علیه ایران به دلیل برنامه هسته‌ای این کشور ادامه یافت.

عبور بی‌ضرر

بر اساس توافق سال ۱۹۷۵ و قوانین بین‌المللی، تنگه هرمز میان ایران و عمان تقسیم شده است.

طبق ماده ۳۸ کنوانسیون حقوق دریاها ۱۹۸۲، این تنگه دو بخش از آب‌های آزاد و مناطق اقتصادی را به هم متصل می‌کند؛ بنابراین تابع نظام عبور ترانزیتی در کشتیرانی بین‌المللی است.

این مفهوم تقریباً به معنای آزادی عبور بدون مانع است؛ مشروط بر آنکه به امنیت یا نظام کشورهای ساحلی آسیب نرساند.

بر اساس ماده ۳ این کنوانسیون، ایران و عمان به عنوان کشورهای ساحلی حق دارند امنیت و حاکمیت خود را حفظ کنند.

در نتیجه همه کشورها – چه ساحلی و چه غیرساحلی – حق عبور بی‌ضرر از آب‌های سرزمینی را دارند؛ به جز کشتی‌ها و هواپیماهای جنگی که برای عبور نیاز به اجازه قبلی دارند.

ایران خواستار نظارت کامل بر تنگه هرمز شد، زیرا بخشی از آن در آب‌های سرزمینی این کشور قرار دارد؛ اما این درخواست در کنفرانس‌های حقوق دریاها در ژنو (۱۹۵۸، ۱۹۶۰ و ۱۹۸۰) رد شد.

جایگزین‌های ناکافی

برای این مسیر، گزینه‌های جایگزینی در قالب خطوط لوله انتقال انرژی وجود دارد؛ اما تنها سه کشور ایران، عربستان سعودی و امارات متحده عربی چنین امکاناتی دارند. 

در سال ۲۰۲۱ میلادی، ایران خط لوله گوره – جاسک را ایجاد کرد تا وابستگی به تنگه را کاهش دهد؛ اما ظرفیت آن تنها ۳۰۰ هزار بشکه در روز است و بیشتر صادرات ایران همچنان از طریق تنگه هرمز انجام می‌شود.

عربستان سعودی نیز خط لوله نفت شرق–غرب با ظرفیت ۵٫۱ میلیون بشکه در روز را در اختیار دارد، علاوه بر خط لوله گاز بقیق–ینبع با ظرفیت ۲۹۰ هزار بشکه در روز نیز است. 

امارات متحده عربی نیز خط لوله نفت ابوظبی – فجیره را با ظرفیت ۱٫۵ میلیون بشکه در روز در اختیار دارد.

با این حال، این ظرفیت‌ها به‌هیچ‌وجه با حجم صادراتی که از طریق تنگه هرمز انجام می‌شود برابری نمی‌کند.

از آنجا که ایران از وجود این مسیرهای جایگزین آگاه است، به حمله به تأسیسات نفتی در عربستان (راس تنوره) و امارات (بندر فجیره) روی آورد تا منبع صادرات را از ریشه هدف قرار دهد و در نتیجه بر مسیرهای عرضه و صادرات کنترل بیشتری به دست آورد.

..............................

پایان پیام/ ۲۶۸

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha