به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ دکتر سید وقاص حیدر بخاری، دانشیار دانشگاه منهاج لاهور در پاکستان، در گفتوگو با خبرگزاری ابنا با بررسی وضعیت همکاریهای علمی و دانشگاهی میان ایران و پاکستان، به ظرفیتها، چالشها و فرصتهای پیشروی این روابط پرداخت.
وی بر ضرورت گسترش همکاریهای مشترک در حوزههایی همچون هوش مصنوعی، تغییرات اقلیمی، انرژی، تجارت منطقهای و مطالعات راهبردی تأکید کرد و همچنین به تبیین وضعیت روابط شیعه و سنی در پاکستان و نقش آن در تقویت همگرایی اسلامی پرداخت.
دکتر وقاص با بیان اینکه همکاریهای علمی و دانشگاهی میان ایران و پاکستان از ظرفیت بسیار بالایی برخوردار است، گفت: این همکاری ها در شرایط کنونی هنوز به سطح واقعی و مطلوب خود نرسیده است. هر دو کشور از پیوندهای عمیق تاریخی، فرهنگی، مذهبی و جغرافیایی برخوردارند و دانشگاهها میتوانند نقش بسیار مهمی در تبدیل این پیوندها به شراکتهای بلندمدت فکری و راهبردی ایفا کنند.
وی افزود: در سالهای اخیر، تحولات مثبتی همچون تبادلات علمی، برگزاری کنفرانسهای مشترک و همکاریهای پژوهشی در حوزههایی مانند مطالعات منطقهای، مطالعات اسلامی، سیاست انرژی، مدیریت مرزی و دیپلماسی فرهنگی شکل گرفته است. همچنین مؤسسات علمی دو کشور علاقهمندی خود را برای افزایش تبادل دانشجو و تقویت گفتوگوی علمی نشان دادهاند.
سطح همکاریها هنوز کمتر از ظرفیت واقعی است
دانشیار دانشگاه منهاج لاهور تصریح کرد: با وجود این پیشرفتها، سطح همکاریهای علمی همچنان در مقایسه با فرصتهای موجود محدود است. عواملی مانند بیثباتیهای منطقهای، تحریمهای اعمالشده علیه ایران، محدودیت منابع مالی برای پژوهش و ضعف ارتباطات نهادی میان دانشگاهها، روند توسعه این همکاریها را کند کرده است.
وی ادامه داد: با این حال، تحولات جدید منطقهای فرصتهای تازهای را پیش روی دانشگاههای ایران و پاکستان قرار داده است. امروز موضوعاتی مانند اتصال منطقهای، کریدورهای اقتصادی و تولید دانش بومی در آسیا اهمیت روزافزونی یافتهاند.
ظرفیت همکاری در هوش مصنوعی، اقلیم و مطالعات راهبردی
دکتر وقاص گفت: در چنین شرایطی، دانشگاههای ایران و پاکستان میتوانند در حوزههایی مانند پژوهشهای سیاستگذاری، فناوری، هوش مصنوعی، تغییرات اقلیمی، امنیت آب، تجارت منطقهای و مطالعات راهبردی همکاریهای عمیقتری داشته باشند.
وی افزود: در جهان امروز، دیپلماسی اقتصادی به یکی از ابزارهای مهم روابط بینالملل تبدیل شده و دانشگاهها دیگر صرفاً مراکز آموزشی نیستند؛ بلکه به سکوهایی برای تولید قدرت نرم، تعاملات فکری و تقویت ارتباطات میان ملتها بدل شدهاند.
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: همکاری مؤثر میان دانشگاهیان ایران و پاکستان میتواند نهتنها به توسعه آموزش و پژوهش کمک کند، بلکه در تقویت صلح منطقهای، افزایش درک متقابل و شکلگیری اعتماد راهبردی بلندمدت میان دو ملت نیز نقشآفرین باشد.
خط لوله گاز، فناوری و مطالعات تمدنی؛ فرصتهای مغفول
دکتر وقاص در ادامه اظهار داشت: به باور من، هنوز فرصتهای مهم و استفادهنشدهای برای همکاری میان دانشگاهها و مراکز پژوهشی ایران و پاکستان وجود دارد. هر دو کشور در منطقهای راهبردی قرار دارند و با چالشهای مشترک بسیاری مواجهاند؛ مسئلهای که زمینه مناسبی برای همکاری علمی و اقتصادی ایجاد میکند.
وی توضیح داد: یکی از مهمترین زمینهها، مطالعات انرژی و اتصال منطقهای است؛ بهویژه پژوهش درباره خط لوله گاز ایران ـ پاکستان، کریدورهای تجاری و آینده همگرایی منطقهای در آسیا.
او افزود: علاوه بر این، دو کشور میتوانند در زمینههای تغییرات اقلیمی، مدیریت منابع آب، امنیت غذایی و سایر مسائل مشترک منطقهای همکاری کنند؛ موضوعاتی که نیازمند تلاشهای مشترک فکری است، نه رویکردهای منفرد ملی.
وی خاطرنشان کرد: حوزه فناوری و نوآوری علمی نیز از دیگر عرصههای مهم همکاری است. دانشگاههای ایران با وجود تحریمها، در زمینههایی مانند نانوفناوری، پزشکی و زیستفناوری پیشرفتهای قابل توجهی داشتهاند و مؤسسات پاکستانی میتوانند از طریق تبادلات علمی و پروژههای مشترک پژوهشی از این ظرفیت بهرهمند شوند.
دیپلماسی علمی، بخشی از سیاست خارجی است
دکتر وقاص ادامه داد: جمعیت جوان پاکستان و گسترش بخش آموزش عالی این کشور نیز فرصت مناسبی برای طراحی برنامههای مشترک مانند تبادل دانشجو، مراکز آموزش زبان و پلتفرمهای دیجیتال پژوهشی فراهم کرده است.
وی افزود: همچنین در حوزههایی نظیر مطالعات اسلامی، ادبیات فارسی و اردو، دیپلماسی فرهنگی و مطالعات تمدنی نیز ظرفیتهای بزرگی وجود دارد؛ زیرا دو جامعه از پیوندهای تاریخی و فکری عمیقی برخوردارند.
این استاد دانشگاه در بیان چالشها تصریح کرد: با وجود این فرصتها، موانعی همچنان بر سر راه تعاملات مؤثر علمی وجود دارد. یکی از مهمترین مشکلات، ضعف ارتباطات نهادی میان دانشگاههاست؛ بهگونهای که بسیاری از همکاریها صرفاً نمادین و محدود به کنفرانسها باقی مانده و کمتر به پروژههای بلندمدت پژوهشی منجر شدهاند.
وی گفت: بروکراسی اداری، دشواریهای صدور ویزا، کمبود بودجههای پژوهشی و ضعف در تحرک علمی نیز از عوامل کاهش تعاملات مؤثر هستند. افزون بر این، تنشهای ژئوپلیتیکی منطقه و تحریمهای بینالمللی علیه ایران نیز بهطور غیرمستقیم بر همکاریهای آموزشی و پژوهشی تأثیر گذاشته است.
لزوم تأسیس مراکز مطالعات ایران و پاکستان
دکتر وقاص تأکید کرد: برای عبور از این موانع، دولتها و نهادهای علمی دو کشور باید رویکردی راهبردی و نهادی اتخاذ کنند.
وی پیشنهاد داد: افزایش گرنتهای مشترک پژوهشی، گسترش برنامههای تبادل فرهنگی و بورسیههای تحصیلی، تأسیس مراکز دائمی مطالعات ایران و پاکستان در دانشگاهها، توسعه پلتفرمهای دیجیتال برای برگزاری سمینارهای آنلاین و پروژههای مجازی، تسهیل روند صدور ویزا برای دانشگاهیان و حمایت از انتشار مقالات علمی دوزبانه، از جمله اقدامات ضروری در این مسیر است.
دانشیار دانشگاه منهاج لاهور خاطرنشان کرد: مهمتر از همه، دو طرف باید بپذیرند که دیپلماسی علمی از سیاست خارجی جدا نیست، بلکه بخشی اساسی از فرآیند اعتمادسازی بلندمدت، تقویت ثبات منطقهای و دستیابی به استقلال فکری در جهانی چندقطبی است.
همزیستی شیعه و سنی در پاکستان؛ واقعیتی فراتر از روایتهای رسانهای
دکتر وقاص، استاد دانشگاه لاهور، در ادامه گفتوگوی خود با خبرگزاری ابنا درباره وضعیت روابط شیعه و سنی در پاکستان و تأثیر آن بر همگرایی اسلامی اظهار داشت: روابط میان جوامع شیعه و سنی در پاکستان دارای ابعاد پیچیدهای است، اما باید توجه داشت که همزیستی مسالمتآمیز و هویت مشترک اسلامی، بهمراتب قویتر از شکافهایی است که معمولاً در روایتهای سیاسی یا رسانهای برجسته میشود.
وی افزود: پاکستان جامعهای متنوع از مسلمانان است که پیروان مکاتب مختلف اسلامی دههها در کنار یکدیگر زندگی کردهاند و در زندگی روزمره، سنتهای دینی، فضاهای اجتماعی، الگوهای فرهنگی و هویت ملی مشترک داشتهاند.
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: تعامل، همکاری و ارتباط متقابل میان شیعه و سنی همچنان در محیطهای آموزشی، نهادهای دینی، اجتماعات مذهبی، محلهای کار و حتی بسترهای سیاسی ادامه دارد و این مسئله نشاندهنده پیوندهای عمیق تاریخی و اجتماعی در جامعه پاکستان است.
تنشهای فرقهای بیشتر ریشه سیاسی دارد تا اعتقادی
دکتر وقاص تصریح کرد: البته نمیتوان انکار کرد که در دورههای مختلف تاریخ پاکستان، تنشهای فرقهای نیز بروز کرده است؛ بهویژه در نتیجه قطبیسازی سیاسی، رقابتهای ژئوپلیتیکی منطقهای، گسترش ایدئولوژیهای افراطی و فعالیت گروههای تندرو.
وی ادامه داد: در بسیاری از موارد، فرقهگرایی بیش از آنکه ناشی از اختلافات واقعی کلامی و اعتقادی باشد، محصول بهرهبرداریهای سیاسی و تأثیرگذاری عوامل بیرونی بوده است.
او افزود: این تنشها گاه بر همبستگی اجتماعی اثر منفی گذاشته و فضای بیاعتمادی ایجاد کرده است؛ با این حال، جامعه گسترده پاکستان در مجموع خشونتهای فرقهای را رد کرده و همچنان از وحدت، مدارا و همزیستی مسالمتآمیز میان مکاتب مختلف اسلامی حمایت میکند.
گفتوگو؛ کلید وحدت اسلامی
دکتر وقاص با اشاره به تحولات سالهای اخیر گفت: آگاهی در میان علما، رهبران مذهبی و نهادهای مدنی نسبت به اهمیت گفتوگوی بینمذهبی و وحدت اسلامی افزایش یافته است.
وی افزود: بسیاری از علمای شیعه و سنی بر ارزشهای مشترکی همچون صلح، احترام متقابل، عدالت و منافع جمعی جهان اسلام تأکید دارند.
این استاد دانشگاه اظهار داشت: دانشگاهها و رسانهها نیز میتوانند نقش سازندهای در ترویج گفتوگوهای متوازن، مقابله با روایتهای نفرتپراکن و تقویت تعاملات فکری ایفا کنند؛ بهجای آنکه به قطبیسازی احساسی دامن بزنند.
وی تأکید کرد: از نگاه من، نزدیکی میان مکاتب اسلامی تنها یک ضرورت دینی نیست، بلکه در شرایط کنونی جهان یک نیاز راهبردی برای امت اسلامی محسوب میشود.
پاکستان میتواند الگوی همزیستی اسلامی باشد
دکتر وقاص خاطرنشان کرد: در دورانی که جوامع مسلمان با چالشهایی همچون بیثباتی سیاسی، اسلامهراسی، مشکلات اقتصادی و فشارهای خارجی مواجهاند، وحدت داخلی اهمیتی دوچندان پیدا میکند.
وی افزود: پاکستان به دلیل تنوع سنتهای اسلامی و جایگاه راهبردی خود، ظرفیت آن را دارد که به الگویی برای همزیستی بینمذهبی تبدیل شود؛ مشروط بر آنکه گفتوگو، آموزش و رهبری مسئولانه بیش از پیش تقویت شود.
او تصریح کرد: آینده جوامع اسلامی نه در برجستهسازی اختلافات، بلکه در تقویت فرهنگ احترام متقابل، فهم فکری و پیشرفت جمعی رقم خواهد خورد.
ایران و پاکستان میتوانند الگوی همگرایی برای جهان اسلام باشند
دکتر وقاص در ادامه با اشاره به روابط مردمی میان شیعه و سنی در ایران و پاکستان گفت: ارتباطات مردمی میان جوامع شیعه و سنی در دو کشور میتواند الگویی مهم از همزیستی و انسجام اجتماعی برای سایر جوامع اسلامی ارائه کند؛ بهویژه در زمانی که جهان اسلام با شکافهای سیاسی و قطبیسازی فرقهای مواجه است.
وی افزود: با وجود تفاوتهایی در تفسیرهای مذهبی و تجربههای تاریخی، جوامع دو کشور نشان دادهاند که سنتهای متنوع اسلامی میتوانند در چارچوب ارزشهای مشترک فرهنگی، احترام دینی و تعامل اجتماعی در کنار یکدیگر ادامه حیات دهند.
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: در ایران و پاکستان، مردم عادی غالباً از طریق تجارت، آموزش، روابط خانوادگی و تبادلات فرهنگی ارتباطاتی فراتر از مرزبندیهای فرقهای برقرار میکنند و همین پیوندهای اجتماعی موجب میشود هویت مشترک اسلامی قویتر از شکافهای مذهبی باقی بماند.
وی ادامه داد: پاکستان نمونهای قابل توجه است؛ زیرا پیروان مکاتب گوناگون اسلامی در چارچوب یک ساختار ملی مشترک زیستهاند. ایران نیز از طریق نهادهای علمی، گفتوگوهای منطقهای و دیپلماسی فرهنگی، تعامل فعالی با جوامع مختلف اسلامی داشته است.
وحدت پایدار با مدیریت اختلافات محقق میشود
دکتر وقاص تصریح کرد: تعامل میان علما، دانشجویان و نخبگان دو کشور به تقویت درک متقابل و کاهش سوءبرداشتها کمک کرده است. همچنین اجتماعات مذهبی، تبادلات دانشگاهی و بسترهای گفتوگوی بینمذهبی، فضاهایی برای اولویت یافتن همکاری بهجای تقابل ایجاد کردهاند.
وی افزود: البته همچنان چالشهایی نظیر تنشهای فرقهای، سوءاستفاده سیاسی از هویتهای مذهبی، روایتهای افراطی و رقابتهای ژئوپلیتیکی وجود دارد که میتواند بر انسجام اجتماعی اثر منفی بگذارد.
او تأکید کرد: با این حال، این چالشها نباید واقعیت اصلی را تحتالشعاع قرار دهد؛ واقعیت این است که اکثریت شیعیان و اهل سنت در هر دو کشور از همزیستی مسالمتآمیز حمایت کرده و خشونت را رد میکنند.
دکتر وقاص خاطرنشان کرد: تجربه ایران و پاکستان درس مهمی برای جهان اسلام دارد؛ وحدت پایدار نه با حذف اختلافات، بلکه با مدیریت صحیح تنوع از طریق گفتوگو، احترام متقابل و ساختارهای اجتماعی فراگیر حاصل میشود.
وی گفت: امروز جهان اسلام بیش از رقابتهای فرقهای، به بلوغ فکری و همکاری جمعی نیاز دارد. اگر دانشگاهها، نهادهای دینی، رسانهها و سازمانهای مدنی در دو کشور به ترویج فهم متقابل ادامه دهند، ایران و پاکستان میتوانند سهم بزرگی در شکلگیری الگویی گستردهتر از همبستگی اسلامی، ثبات منطقهای و انسجام اجتماعی ایفا کنند.
محبت اهلبیت(ع) در میان اهلسنت پاکستان؛ پیوندی عمیق با هویت دینی جامعه
دکتر وقاص، دانشیار دانشگاه منهاج لاهور، در ادامه درباره جایگاه محبت اهلبیت(ع) در جامعه پاکستان اظهار داشت: عشق، احترام و ارادت به اهلبیت علیهمالسلام جایگاهی بسیار عمیق، احساسی و ریشهدار در قلب مسلمانان اهلسنت پاکستان دارد.
وی افزود: در جامعه پاکستان تقریباً هر خانواده مسلمان خود را به نحوی با پیامبر اکرم(ص) و خاندان مطهر ایشان پیوندخورده میداند و همه مکاتب اسلامی، در سطوح مختلف، در ارزشهای معنوی و فرهنگی مرتبط با محبت اهلبیت(ع) سهیم هستند.
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: با نزدیک شدن ماه محرم، این دلبستگی بیش از پیش نمایان میشود؛ از طریق مجالس مذهبی، شعر و مرثیه، دستههای عزاداری، فعالیتهای خیریه و یادبودهای مرتبط با قیام امام حسین علیهالسلام و فاجعه کربلا.
پیام کربلا فراتر از مرزبندیهای مذهبی است
دکتر وقاص تصریح کرد: برای بسیاری از اهلسنت پاکستان، پیام کربلا نماد ارزشهای جهانشمولی همچون عدالت، ایثار، صبر، کرامت انسانی و مقاومت در برابر ظلم است.
وی ادامه داد: در طول تاریخ، محبت اهلبیت(ع) همواره بخش جداییناپذیر فرهنگ دینی مسلمانان جنوب آسیا بوده است. علمای اهلسنت، سنتهای صوفیانه، شاعران مذهبی و جریانهای معنوی منطقه همواره بر احترام و ارادت به خاندان پیامبر(ص) تأکید کردهاند.
او افزود: این میراث معنوی نهتنها بر شعائر دینی، بلکه بر منش اخلاقی و عاطفی جامعه نیز اثر گذاشته است.
دکتر وقاص گفت: در سطح اجتماعی نیز این سرمایه معنوی به تقویت ارزشهایی همچون همدردی، ایثار، سخاوت و همبستگی در جامعه پاکستان کمک کرده است. آموزههای برخاسته از کربلا، شجاعت اخلاقی و عدالتخواهی را تقویت میکند و همچنان الهامبخش فعالان مذهبی، فکری و اجتماعی است.
محبت اهلبیت(ع) باید عامل وحدت باشد
وی تأکید کرد: مهم آن است که این محبت مشترک نسبت به اهلبیت(ع)، بهجای آنکه زمینهساز اختلاف شود، به منبعی برای وحدت تبدیل گردد.
این استاد دانشگاه افزود: پیام امام حسین(ع) دارای بُعدی جهانی و انسانی است و میتواند در تقویت همگرایی و احترام متقابل میان جوامع مختلف اسلامی نقشی مؤثر ایفا کند.
وی خاطرنشان کرد: از نگاه من، ارادت به اهلبیت(ع) در پاکستان بازتابدهنده ریشههای عمیق تمدنی و معنوی جامعه مسلمان این منطقه است. این مسئله نشان میدهد که با وجود برخی اختلافات کلامی، پیوند عاطفی جمعی با خاندان پیامبر(ص) همچنان بسیار نیرومند است.
دکتر وقاص در پایان این بخش گفت: اگر این میراث مشترک با حکمت، اعتدال و نگاه وحدتمحور تقویت شود، میتواند انسجام اجتماعی، فهم بینمذهبی و روح وحدت اسلامی را در پاکستان و فراتر از آن بیش از پیش تقویت کند.
راهپیمایی اربعین؛ تجلی وحدت، همبستگی و هویت مشترک امت اسلامی
دکتر وقاص در ادامه با اشاره به نقش راهپیمایی اربعین در همگرایی مسلمانان اظهار داشت: محبت اهلبیت(ع) یکی از نیرومندترین پیوندهای عاطفی و معنوی در سراسر جهان اسلام است و اجتماعات عظیمی مانند اربعین نشان میدهد که این محبت مشترک چگونه میتواند به منبعی قدرتمند برای وحدت، همبستگی و هویت جمعی مسلمانان تبدیل شود.
وی افزود: هر سال میلیونها نفر از کشورهای مختلف، با زبانها، فرهنگها و مذاهب گوناگون در مراسم اربعین شرکت میکنند؛ حضوری که صرفاً یک سفر زیارتی نیست، بلکه نمادی از کرامت انسانی، ایثار و مقاومت در برابر ظلم است.
اربعین مرزهای قومی و مذهبی را کمرنگ میکند
این استاد دانشگاه تصریح کرد: آنچه اربعین را به پدیدهای ویژه تبدیل میکند، ایجاد فضایی است که در آن تفاوتهای قومی، فرقهای و ملی در برابر احساس تعلق به امت اسلامی کمرنگ میشود.
وی ادامه داد: این جلوههای ارادت به اهلبیت(ع) در تقویت وحدت مسلمانان نقش مهمی دارد؛ زیرا توجهها را به ارزشهای مشترک معطوف میسازد، نه به اختلافات مورد مناقشه.
دکتر وقاص خاطرنشان کرد: پیام امام حسین(ع) و واقعه کربلا حامل اصول جهانشمولی مانند عدالت، صبر، شجاعت اخلاقی، فداکاری و ایستادگی در برابر ظلم است؛ ارزشهایی که نهتنها برای همه مذاهب اسلامی، بلکه حتی برای غیرمسلمانان نیز الهامبخش است.
اربعین؛ بستری برای گفتوگو و همزیستی
وی افزود: از این رو، اربعین فراتر از یک مراسم مذهبی صرف است و به بستری برای پیوند معنوی، همکاری اجتماعی و وحدت عاطفی فراتر از مرزهای ملی و فرقهای تبدیل شده است.
این استاد دانشگاه گفت: در سطح اجتماعی و فکری، فرهنگ خدمترسانی در اربعین ارزشهایی همچون مهماننوازی، ایثار، مدارا و همزیستی مسالمتآمیز را ترویج میکند. برای نمونه، میلیونها زائر بدون هیچ تبعیضی مورد خدمترسانی داوطلبانه قرار میگیرند؛ امری که بازتاب روشن ارزشهای انسانی و سخاوت در اسلام است.
وی ادامه داد: این روحیه میتواند الهامبخش گفتوگوی گستردهتر میان جوامع مسلمان باشد و آنان را به تمرکز بر همکاری بهجای تقابل تشویق کند.
جهان اسلام بیش از هر زمان به بسترهای وحدت نیاز دارد
دکتر وقاص با بیان اینکه حفظ وحدت برای جهان اسلام یک ضرورت است، تأکید کرد: در شرایط کنونی جهان که قطبیسازی و عدمتحمل در بسیاری از مناطق رو به افزایش است، امت اسلامی بیش از هر زمان دیگری به بسترهایی نیاز دارد که وحدت را بر اساس ارزشهای اخلاقی و معنوی مشترک تقویت کنند.
وی گفت: محبت اهلبیت(ع) ظرفیت آن را دارد که یکی از مهمترین نیروهای وحدتآفرین در جهان اسلام باشد، مشروط بر آنکه با رویکردی فراگیر، حکیمانه و مبتنی بر احترام متقابل دنبال شود.
دانشیار دانشگاه منهاج لاهور در پایان خاطرنشان کرد: چنین اجتماعات دینی میتوانند افزون بر تقویت وحدت اسلامی، به تحکیم همگرایی منطقهای، توسعه گفتوگوی فکری و شکلگیری نظمی اجتماعی مبتنی بر صلح و همزیستی در جهان اسلام کمک کنند.
نظر شما