به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ در بخش قبلی این نوشته، موضوع انتقام در آیات قرآنی و منابع شیعی همچنین شهادت آیتالله العظمی، علامه سیدعلی خامنهای، بهعنوان بینظیرترین جنایت در تاریخ اسلام و تشییع تبیین شد و بیان شد که «منتقم» صفت خداوند است و اگر کسی به «اذن الله» و در محدوده شرعی و براساس دستورات الهی، خود را مامور به انتقام گرفتن از شخصی یا گروهی بداند، بهعنوان عامل اجرای دستور خداوند و یک مجاهد فیسبیلالله شناخته میشود و اگر در این راه کشته شود، شهید محسوب میشود.
در نگاه فقهی نیز در هنگام قتل شخصی، تنها کسانی که حق خونخواهی او را دارند و به اصصلاح «ولی دم» شناخته میشوند که قبل از قتل با مقتول رابطه ولایی داشتند یا بعد از قتل، این رابطه ولایی ایجاد شده باشد، بهعنوان نمونه هنگام قتل یک فرزند، پدر مقتول -که ولی او بوده - و فرزندان او- که تحت ولایت او بودند - «اولیاء دم» شناخته میشوند و همراه با آنان نیز مادر مقتول که بهعنوان ولی اخلاقی او شناخته میشود و بعد از قتل او، بهعنوان یکی از اولیاء دم شناخته میشود، با هم میتوانند بهعنوان خونخواهان او، اقدام کنند که همین موضوع در اصطلاحات فقهی بهعنوان طبقه دوم و طبقه سوم متقول نیز قابل تعمیم است. باید توجه داشت که استفاده از عبارت «اولیای دم» که برگرفته از معنای «ولایت» است، متفاوت از معنای «وارث» است و نباید «اولیای دم» را با «وراث» یکسان دانست. همانگونه که اگر فرزندی، پدر خویش را به قتل برساند، ولو آنکه زمانی تحت ولایت او بوده، هم از ارث محروم شده و هم رابطه ولایی او با پدر منتفی میشود.
از سوی دیگر نباید فراموش شود که در اندیشه دینی، «ولایت» تنها و انحصارا در اختیار خداوند است و اگر به وجود دیگری، عناوینی مانند «اولیاء الهی» یا «اولیاء دم» یا «ولی فرزند» یا موارد مشابه گفته میشود، صرفا براساس حدود اختیارات و ولایتی که خداوند اعطا کرده است، «حق ولایت» او موثر است، مثلا پیامبر اکرم(ص) یا ائمه معصومین(ع)، بر جان و مال هر مومنی ولایت دارند ولی دیگر اولیاء او، مثلا پدر یک شخص، اینگونه ولایتی بر او ندارد.
براین اساس باید گفت براساس متون دینی از جمله برخی عبارتهای زیارت عاشورا، انسانها، هم «رابطه خونی معنوی» با امام خویش دارند؛ همانگونه که در عبارتی از زیارت عاشورا که عبارت «طلب ثاری؛ طلب خون من» آمده است ، طلب خون خویش را میکند و هم «رابطه ولایی» با امام حسین(ع) دارند و «طلب ثارکم، طلب خون آنها» از خداوند میکند، روشن است که اگر یک رابطه حقیقی و واقعی بر بستر ولایت الهی در این میان وجود نداشت، «طلب ثار» و خونخواهی همه شیعیان، به جز سادات، از قاتلان امام حسین(ع) معنا نداشت، در روایت دیگری، رسول خدا(ص) میفرمایند: «انا و علی ابواه هذه الامه، من و علی (ع) پدران این امت هستیم»، روشن است که همه امت اسلام، مگر گروهی که از سادات شناخته میشوند، رابطه خونی مستقیم با حضرات ندارند اما از آن جهت که از «رابطه ولایی» با این حضرات و دیگر ائمه(ع) دارند، بهعنوان «فرزندان معنوی» ایشان شناخته شده و حق خونخواهی فرزندان از قاتل پدر یک حق اثبات شده دینی است.
با این مقدمه باید گفت اگر شخصی، در هر نقطهای از جهان، آیتالله العظمی شهید سیدعلی خامنهای را بهعنوان جانشین امام زمان(عج) و «ولی خویش» پذیرفته بود و با این وجود شریف «رابطه ولایی» ایجاد کرده بود، میتواند و باید خود را «خونخواه ولی خویش» بداند و همانگونه که به اذن الله، تحت ولایت این ولی خدا قرار گرفته بود، هماکنون نیز در حدود شرعی تعیین شده از سوی خداوند، باید خونخواه او باشد و هر نوع اقدام مشروع را برای احقاق حق خویش انجام دهد.
در بخشهای بعدی این نوشته، ابعاد این خونخواهی بیان خواهد شد.
سید علیاصغر حسینی/ ابنا
...........
پایان پیام
نظر شما