به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ توقف پخش تلویزیون تمدن در کابل، آن هم در آستانه تاسوعا و عاشورا، بار دیگر این پرسش را پیش کشیده است که طالبان با نهادهای رسانهای، مذهبی و فرهنگی وابسته به جامعه شیعه افغانستان چه نسبتی برقرار کرده است.
طالبان این اقدام را با ادعای وابستگی این رسانه به حزب حرکت اسلامی و استفاده از زمین دولتی توجیه میکند؛ اما نبود حکم نهایی علنی، تفهیم نشدن روشن اتهام به مسئولان تمدن، رد این اتهام از سوی مدیران رسانه و همزمانی این تصمیم با محدودیتهای گستردهتر بر مراسم محرم، این پرونده را به یکی از مهمترین آزمونهای طالبان در حوزه آزادی رسانه، حقوق مذهبی و شفافیت قضایی تبدیل کرده است. در پی این رخداد، سعید ابوالحسنی در یادداشتی اختصاصی به بررسی ابعاد حقوقی، رسانهای و مذهبی این پرونده پرداخته است.
تعطیلی تلویزیون تمدن را نمیتوان تنها در قالب یک اختلاف اداری درباره ملکیت زمین یا مجوز رسانهای توضیح داد. این رخداد در زمانی اتفاق افتاد که شیعیان افغانستان، مانند هر سال، خود را برای برگزاری مراسم محرم، تاسوعا و عاشورا آماده میکردند؛ ایامی که در حافظه مذهبی و اجتماعی آنان جایگاهی بنیادین دارد. تمدن در چنین فضایی، صرفاً یک شبکه تلویزیونی خصوصی نبود، بلکه یکی از معدود رسانههایی بود که در سالهای پس از بازگشت طالبان، همچنان برنامههای مذهبی شیعه، مباحث دینی، تحلیل سیاسی و محتوای فرهنگی مرتبط با جامعه شیعه را پخش میکرد.
اتهام اصلی چیست؟
طالبان میگوید توقف فعالیت تمدن به دلیل وابستگی آن به حزب حرکت اسلامی افغانستان و استفاده از زمین «غصبشده» دولتی صورت گرفته است. این روایت، در ظاهر پرونده را در محدوده حقوقی و اداری نگه میدارد؛ اما پرسش اصلی از همینجا آغاز میشود: اگر موضوع واقعاً یک پرونده حقوقی است، چرا حکم نهایی محکمه بهصورت شفاف و علنی منتشر نشده است؟ چرا جزئیات دعوا، اسناد مالکیت، مسیر رسیدگی قضایی، حق دفاع و مبنای قانونی اقدام طالبان در دسترس افکار عمومی قرار نگرفته است؟ در هر پرونده حقوقی، اصل بر روشن بودن اتهام، امکان دفاع، صدور حکم قابل استناد و اجرای تصمیم از مسیر نهادهای قضایی است؛ اما آنچه در پرونده تمدن دیده شد، بیش از آنکه شبیه اجرای حکم محکمه باشد، به اقدام ناگهانی نیروهای طالبان، توقف نشرات و بسته شدن دفتر رسانه شباهت داشت.
مسئله دوم، اتهام «حزبی بودن» تمدن است. طالبان باید توضیح دهد که دقیقاً بر اساس کدام سند، معیار و تعریف حقوقی، این رسانه را متعلق به حزب حرکت اسلامی میداند. آیا پیشینه سیاسی مؤسس برای اثبات وابستگی فعلی یک رسانه کافی است؟ آیا ساختار حقوقی، منابع مالی، محتوای رسانهای، ترکیب مدیریت یا اسناد ثبت رسمی تمدن نشان میدهد که این رسانه اکنون ابزار فعالیت حزبی بوده است؟ اگر چنین اسنادی وجود دارد، چرا منتشر نشده و در یک روند شفاف در اختیار افکار عمومی قرار نگرفته است؟
پیشینه آیتالله محمدآصف محسنی در حزب حرکت اسلامی افغانستان بخشی از تاریخ سیاسی شیعیان افغانستان است؛ اما همین پیشینه بهتنهایی نمیتواند مبنای تعطیلی یک رسانه باشد. مسئولان تمدن تأکید کردهاند که این رسانه پس از استعفای آقای محسنی از فعالیت حزبی ایجاد شده و وابستگی تشکیلاتی به حزب حرکت اسلامی ندارد. محمدجواد محسنی نیز در واکنش به ادعای طالبان گفته است که تلویزیون تمدن و نهادهای مرتبط با آن پس از استعفای محمدآصف محسنی از حزب در سال ۱۳۸۴ تأسیس شدهاند و از طالبان خواسته بود هیأتی بیطرف برای بررسی اسناد این نهادها تعیین کند. اگر طالبان این ادعا را نمیپذیرد، باید با سند روشن نشان دهد که تمدن امروز، نه در گذشته، بلکه در وضعیت فعلی، رسانهای حزبی است.
همزمانی یک اتفاق یا یک برنامه؟
در این میان، همزمانی اقدام طالبان با محرم به این پرونده معنای حساستری بخشیده است. اگر طالبان پرونده تمدن را صرفاً حقوقی میداند، این پرسش همچنان باقی است که چرا اجرای عملی آن درست در ایامی انجام شد که جامعه شیعه بیش از هر زمان دیگر به رسانههای مذهبی و فرهنگی خود نیاز دارد؟ محرم فقط یک مناسبت مذهبی نیست؛ بخشی از حضور اجتماعی شیعیان در فضای عمومی افغانستان است. پوشش مراسم عزاداری، پخش سخنرانیها، برنامههای معرفتی و بازتاب مراسم مذهبی، برای جامعهای که در سالهای اخیر با محدودیتهای فزاینده روبهرو بوده، اهمیت ویژه دارد. بنابراین توقف پخش تلویزیون تمدن در چنین زمانی، حتی اگر با عنوان اداری توجیه شود، در ذهن جامعه شیعه معنایی فراتر از یک اقدام فنی یا حقوقی پیدا میکند.
این رخداد همزمان با گزارشهایی درباره محدودیتهای تازه بر مراسم محرم رخ داد. در روزهای اخیر، منابع رسانهای از جمعآوری یا پایین کشیدن پرچمها و نمادهای عزاداری در کابل، غزنی، هرات و برخی مناطق دیگر خبر دادهاند. گزارشهایی نیز درباره بازداشت شماری از شهروندان به دلیل برافراشتن پرچمهای محرم منتشر شد.
شورای علمای شیعه افغانستان نیز از طالبان خواست محدودیتهای مربوط به ایام محرم را رفع کند، پخش تلویزیون تمدن از سر گرفته شود و محدودیتها بر مراکز مذهبی و آموزشی شیعی پایان یابد. این همزمانی، پرونده تمدن را به بخشی از یک تصویر بزرگتر تبدیل میکند: تصویری که در آن رسانه، مذهب، مناسک عمومی و نهادهای شیعی همزمان زیر فشار قرار میگیرند.
ابهام در تفهیم اتهام
مسئله مهم دیگر، ابهام در تفهیم اتهام است. وقتی مسئولان یک رسانه میگویند اتهام روشن و رسمی به آنان گفته نشده، معنای آن این است که امکان دفاع مؤثر از آنان گرفته شده است. در چنین وضعیتی، رسانه نمیداند دقیقاً باید در برابر کدام اتهام، کدام سند و کدام تصمیم حقوقی از خود دفاع کند. این ابهام، خود به ابزار فشار تبدیل میشود. شفاف نبودن اتهام، هم رسانه را در وضعیت فرسایشی قرار میدهد و هم جامعه مخاطب را در بیاعتمادی نگه میدارد. اگر طالبان واقعاً معتقد است تمدن تخلف حقوقی یا اداری داشته، اعلام صریح اتهام و انتشار مستندات، به نفع خود طالبان نیز هست؛ اما خودداری از شفافسازی، این گمان را تقویت میکند که مسئله فقط دعوای زمین یا وابستگی حزبی نیست.
سابقهی طالبان در نسبت با رسانهی شیعیان
پرونده تمدن را باید در کنار پرونده تلویزیون راه فردا نیز دید. راه فردا، رسانهای که با محمد محقق و جامعه هزاره پیوند سیاسی و اجتماعی داشت، پیشتر با دخالت طالبان متوقف شد و بعداً با مجوز تازه و تغییر در وضعیت جواز فعالیت خود را از سر گرفت. گزارشهایی وجود دارد که نشان میدهد توقف راه فردا پس از اظهارات محمد محقق درباره تنشهای طالبان و پاکستان رخ داد و نهادهای حامی رسانهها خواستار بازگشایی آن شدند. این تجربه، سناریوی مهمی را درباره تمدن نیز مطرح میکند: آیا هدف طالبان تعطیلی کامل رسانه است، یا تغییر کنترل، تغییر جواز، تغییر مدیریت و مهار سیاست نشراتی آن؟
اگر هدف فقط اجرای قانون بود، روند قضایی شفاف باید محور تصمیم قرار میگرفت. اما اگر هدف کنترل رسانه باشد، پرونده حقوقی میتواند به پوششی برای تغییر مالکیت، تغییر مدیریت یا تحمیل سیاست نشراتی جدید تبدیل شود. تجربه راه فردا نشان داد که طالبان ممکن است یک رسانه را نه برای حذف کامل، بلکه برای خارج کردن آن از کنترل صاحبان پیشین و بازگرداندن آن در قالبی قابل مدیریتتر تحت فشار قرار دهد. در چنین چارچوبی، سرنوشت احتمالی تمدن میتواند یکی از سه مسیر باشد:
- بسته ماندن طولانیمدت
- بازگشایی مشروط با محدودیتهای شدید
- بازگشت به پخش پس از تغییر در ساختار جواز، مدیریت یا خط پخش.
تحلیل در چهارچوب الگوی رفتاری طالبان
اما اهمیت تمدن فقط در سرنوشت یک شبکه خلاصه نمیشود. تمدن برای بسیاری از شیعیان افغانستان نماد یک حضور رسانهای مستقل بود؛ رسانهای که هم محتوای مذهبی داشت، هم برنامههای سیاسی و اجتماعی تولید میکرد و هم به بخشی از حافظه رسانهای جامعه هزاره و شیعه تبدیل شده بود. کمیته حفاظت از خبرنگاران نیز این شبکه را یکی از معدود رسانههای مستقل باقیمانده در افغانستان دانسته که برنامههای مذهبی شیعه پخش میکرد. همین ویژگی، تمدن را از یک شبکه معمولی به نهادی حساس در مناسبات طالبان و جامعه شیعه تبدیل میکند.
از سوی دیگر، برخورد طالبان با تمدن در ادامه روند گستردهتر فشار بر رسانههای مستقل افغانستان قرار میگیرد. در سالهای پس از بازگشت طالبان، رسانهها با سانسور، خودسانسوری، مهاجرت خبرنگاران، محدودیت بر کار زنان خبرنگار، فشار امنیتی و تعطیلی یا تغییر خط پخش روبهرو بودهاند. اما وقتی این فشار بر رسانهای اعمال میشود که با جامعه شیعه و برنامههای مذهبی شیعیان پیوند دارد، موضوع از سطح آزادی رسانه فراتر میرود و به مسئله حقوق اقلیت مذهبی نیز تبدیل میشود.
در کنار این موارد، باید به جایگاه فقه جعفری و مناسک شیعی در افغانستان زیر حاکمیت طالبان توجه کرد. گزارشهایی درباره احضار روحانیان شیعه، محدودیت بر برخی آیینها، فشار بر برنامههای محرم، برخورد با نمادهای عزاداری و ابهام در جایگاه مذهب جعفری منتشر شده است. در چنین وضعیتی، بستن یا محدود کردن رسانهای مانند تمدن میتواند حلقه دیگری از زنجیره کوچکسازی فضای عمومی شیعیان باشد؛ فضایی که از مسجد و حسینیه تا رسانه و دانشگاه امتداد دارد.
پرسش آخر این است که پس از راه فردا و تمدن، نوبت کدام رسانه یا نهاد شیعی خواهد بود؟ پاسخ قطعی به این پرسش روشن نیست، اما روند موجود نگرانکننده است. اگر معیارهای طالبان برای حزبی دانستن نهادها روشن نباشد، اگر سابقه سیاسی مؤسسان بهانه برخورد با نهادهای فعلی شود، اگر دعوای زمین بدون حکم علنی به تعطیلی رسانه بینجامد و اگر اقدامات حساس درست در ایام مذهبی شیعیان اجرا شود، هیچ رسانه، مرکز آموزشی، نهاد مذهبی یا مجموعه فرهنگی شیعی احساس امنیت نخواهد کرد.
توصیهای به طالبان
طالبان برای کاستن از نگرانیها باید چند اقدام روشن انجام دهد:
- حکم و اسناد پرونده تمدن را علنی کند
- اتهام دقیق را به مسئولان رسانه تفهیم کند
- امکان دفاع حقوقی مستقل را فراهم سازد
- میان سابقه سیاسی مؤسس و وضعیت فعلی رسانه تفکیک قائل شود
- درباره علت اجرای تصمیم در ایام محرم توضیح دهد.
بدون این شفافیت، تعطیلی تمدن در افکار عمومی نه بهعنوان یک پرونده حقوقی، بلکه بهعنوان بخشی از روند محدودسازی صدای رسانهای و مذهبی شیعیان افغانستان فهمیده خواهد شد.
تمدن در محرم خاموش شد؛ اما پرسشی که این خاموشی برجا گذاشته، روشنتر از همیشه است: آیا طالبان آماده پذیرش حضور مستقل شیعیان در رسانه، مذهب و فرهنگ عمومی افغانستان است، یا میخواهد این حضور را از مسیر پروندههای مبهم، اتهامهای اداری و فشارهای تدریجی به حاشیه براند؟ پاسخ این پرسش، فقط سرنوشت تلویزیون تمدن را تعیین نمیکند؛ بلکه نشان میدهد آینده نهادهای شیعی افغانستان در ساختار قدرت طالبان به کدام سمت میرود.
.................
پایان پیام/
نظر شما