۱۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۵
از تلگرام تا پایگاه‌های نظامی؛ الگوی جدید ایران برای نفوذ اطلاعاتی به رژیم صهیونیستی

بر اساس آمار منتشرشده از سوی شاباک و رسانه‌های رژیم صهیونیستی، تعداد پرونده‌های مرتبط با جاسوسی برای ایران طی دو سال گذشته به شکل قابل توجهی افزایش یافته است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ دیگر رویارویی اطلاعاتی میان ایران و رژیم صهیونیستی تنها به ترور دانشمندان، حمله به تأسیسات هسته‌ای و تبادل حملات سایبری محدود نمی‌شود. از زمان آغاز جنگ غزه، تهران میدان نبرد را به درون جامعه رژیم صهیونیستی نیز گسترش داده و با استفاده از الگویی کم‌هزینه برای جذب نیرو، عملیات اطلاعاتی خود را پیش می‌برد. الگویی که از یک پیام در تلگرام یا یک پیشنهاد شغلی جعلی آغاز می‌شود و سپس به‌تدریج از عکاسی از یک خیابان یا نصب یک پوستر به زیر نظر گرفتن مقام‌های رژیم صهیونیستی و جمع‌آوری اطلاعات از پایگاه‌های نظامی و سامانه‌های پدافند هوایی می‌رسد.

براساس گزارش پایگاه خبری «الجزیره نت»، اهمیت این پدیده در آن است که ایران لزوماً به دنبال جذب یک جاسوس حرفه‌ای در جایگاهی حساس نیست، بلکه با شمار زیادی از شهروندان رژیم صهیونیستی ارتباط برقرار می‌کند و با وجود شکست بخش عمده‌ای از این تلاش‌ها، امیدوار است تعداد اندکی از آنان حاضر شوند از انجام مأموریت‌های نمادین به جاسوسی واقعی روی آورند. به این ترتیب، مشکلات مالی، شکاف‌های اجتماعی و انگیزه‌های ایدئولوژیک به کانال‌هایی برای نفوذ اطلاعاتی تبدیل می‌شوند که خطر آن‌ها دست‌کمی از نفوذهای فنی و سایبری ندارد.

آمار منتشرشده از سوی سازمان امنیت داخلی رژیم صهیونیستی(شاباک) در ۳۱ دسامبر ۲۰۲۴، دقیق‌ترین نقطه آغاز برای بررسی این روند به شمار می‌رود. این نهاد اعلام کرد که ۱۳ پرونده مهم جاسوسی را کشف کرده و علیه ۲۷ شهروند صهیونیست، کیفرخواست صادر شده است. همچنین شمار بازداشت‌شدگان مرتبط با جاسوسی برای ایران در مقایسه با سال ۲۰۲۳ حدود ۴۰۰ درصد افزایش یافته است. در حوزه سایبری نیز دستگاه‌های امنیتی رژیم صهیونیستی از میان هزاران حمله، حدود ۷۰۰ حمله را خنثی کردند؛ حملاتی که حجم آن‌ها نسبت به سال‌های قبل پنج برابر شده بود.

در ۲۰ مه ۲۰۲۵، «نیتسان شاپیرا»، خبرنگار امور ارتش و امنیت شبکه ۱۲ رژیم صهیونیستی، نوشت که این آمار به ۳۴ متهم در ۱۹ پرونده افزایش یافته است. او به نقل از یک منبع امنیتی تأکید کرد که این موضوع دیگر صرفاً شیطنت یا اقدامات پراکنده نیست، بلکه به تهدیدی مستقیم تبدیل شده است. زیرا گردانندگان ایرانی تلاش می‌کنند افراد جذب‌شده را از جمع‌آوری اطلاعات و تصویربرداری به مشارکت در آماده‌سازی عملیات ترور در داخل رژیم صهیونیستی، سوق دهند.

کمتر از یک ماه بعد، «افرات فورشر»، خبرنگار پلیس وبگاه «واللا»، در گزارشی که ۱۲ ژوئن ۲۰۲۵ منتشر شد، از وجود ۲۲ پرونده و ۳۹ بازداشت‌شده خبر داد. وی افزود که نهادهای امنیتی رژیم صهیونیستی احتمال می‌دهند پرونده‌های دیگری نیز وجود داشته باشد که هنوز کشف نشده‌اند. به گفته او، انگیزه مالی مهم‌ترین عامل مشترک میان متهمان بوده و هم‌زمان تلاش برای جذب نوجوانان از طریق شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های سرگرمی نیز افزایش یافته است.

تا ششم اکتبر ۲۰۲۵، «امیر بوخبوط»، خبرنگار و تحلیلگر نظامی و امنیتی وبگاه «واللا»، شمار پرونده‌ها را به ۳۰ مورد و تعداد متهمان را به ۴۶ نفر رساند. او به نقل از یک منبع امنیتی نوشت که روزانه ده‌ها تلاش برای جذب شهروندان صهیونیست، انجام می‌شود و فعالیت ایران مرزهای مذهبی، قومی، جغرافیایی و اجتماعی را درنوردیده است.

در گزارشی که «رون کریسی» در روزنامه «یدیعوت آحرونوت» در ۲۷ دسامبر ۲۰۲۵ منتشر کرد، تعداد پرونده‌های علنی به ۳۵ مورد رسید. کمتر از دو هفته بعد، «گیلعاد کوهن»، خبرنگار قضایی و امور قدس این روزنامه، در ۹ ژانویه ۲۰۲۶ نوشت که تاکنون ۳۵ کیفرخواست علیه ۵۴ متهم صادر شده، در حالی که تنها یک پرونده به صدور حکم قطعی منجر شده است. او به نقل از یکی از افسران واحد تحقیقات بین‌المللی گفت که تقریباً هیچ هفته‌ای بدون بازداشت یک متهم جدید سپری نمی‌شود.

با این حال، این آمار نهایی نیست. شاباک در پنجم فوریه ۲۰۲۶ از بازداشت دو جوان اهل منطقه قدس خبر داد که از طریق کیف پول‌های دیجیتال پول دریافت کرده بودند. سپس در ماه مارس نیز پرونده یک نیروی ذخیره سامانه گنبد آهنین فاش شد. بنابراین می‌توان گفت تعداد پرونده‌ها از آمار پایان سال ۲۰۲۵ فراتر رفته است، هرچند هنوز آمار رسمی و تجمیعی جدیدی منتشر نشده است.

از تلگرام تا پایگاه‌های نظامی؛ الگوی جدید ایران برای نفوذ اطلاعاتی به رژیم صهیونیستی

شیوه تدریجی جذب

«امیر بوخبوط» روش ایران را الگوی تدریجی توصیف می‌کند. در این شیوه، از فرد هدف در همان پیام نخست خواسته نمی‌شود که اسرار نظامی را تحویل دهد، بلکه ابتدا مأموریتی ساده و در ازای دریافت پول مانند عکاسی از یک ساختمان عمومی، نوشتن یک شعار، خرید تلفن همراه و سیم‌کارت یا جابه‌جایی یک بسته، به او پیشنهاد می‌شود.

پس از آنکه میزان همکاری و آمادگی فرد سنجیده شد، مأموریت‌ها به‌تدریج حساس‌تر می‌شوند. از زیر نظر گرفتن خانه یک مقام مسئول گرفته تا تصویربرداری از پایگاه‌های نظامی، جمع‌آوری مختصات جغرافیایی یا یافتن فردی که آمادگی اجرای یک عملیات را داشته باشد.

این روند تدریجی به فرد جذب‌شده اجازه می‌دهد در ابتدا اقدامات خود را صرفاً یک کار ساده و بی‌ضرر تلقی کند، اما به‌مرور وابستگی او به مسئول عملیات و همچنین وابستگی مالی‌اش افزایش می‌یابد. این شیوه همچنین به ایران امکان می‌دهد با هزینه‌ای اندک ده‌ها نفر را آزمایش کند و سپس منابع بیشتری را صرف افرادی کند که مطیع‌تر هستند یا به اطلاعات امنیتی دسترسی دارند.

پرونده‌های مختلف نشان‌دهنده تفاوت قابل توجه مبالغ پرداختی است. در پرونده دو سرباز اهل منطقه «کریوت»، یکی از آن‌ها در ازای ارائه اطلاعات مربوط به سامانه گنبد آهنین ۲۵۰۰ دلار دریافت کرد، در حالی که همدست او تنها ۵۰ دلار گرفت. در پرونده‌های دیگر نیز حدود ۵۰۰ دلار بیت‌کوین برای انجام هر مأموریت پرداخت شده است. همچنین، بر اساس گزارش «یدیعوت آحرونوت»، یک زوج ساکن شهر «لد» در مدت همکاری خود حدود ۲۶ هزار دلار دریافت کردند. این اختلاف مبالغ نشان می‌دهد میزان پرداخت، به حساسیت اطلاعات و آمادگی فرد برای ورود به مراحل بالاتر عملیات بستگی داشته است؛ موضوعی که شبکه ۱۲ رژیم صهیونیستی نیز بر آن تأکید کرده است.

نفوذ به مراکز نظامی

به نوشته رسانه‌های رژیم صهیونیستی، خطرناک‌ترین تحول در این روند، گذار ایران از اتکا به اطلاعات در دسترس عموم به دسترسی به اطلاعاتی است که در اختیار افرادی با موقعیت شغلی حساس قرار دارد.

در ۲۱ اکتبر ۲۰۲۴، سازمان امنیت داخلی رژیم صهیونیستی(شاباک) از متلاشی شدن شبکه‌ای متشکل از هفت شهروند صهیونیست در حیفا و شمال اراضی اشغالی خبر داد که صدها مأموریت مرتبط با پایگاه‌های نظامی و تأسیسات انرژی را انجام داده بودند. شاباک اعلام کرد بخشی از اطلاعاتی که این افراد منتقل کرده بودند، می‌توانست به ایران در اجرای حملات موشکی دقیق‌تر کمک کند.

در ۲۰ مارس ۲۰۲۶، «برهانو تگنیا»، خبرنگار امور جنایی شبکه ۱۲ رژیم صهیونیستی از پرونده «راز کوهن» پرده برداشت. نیروی ذخیره‌ای که در سامانه دفاع موشکی گنبد آهنین خدمت کرده بود. بر اساس کیفرخواست، کوهن مختصات دقیق پایگاه‌های نظامی، اسامی مسئولان برخی سمت‌ها و اطلاعات مربوط به سامانه گنبد آهنین را در اختیار طرف ایرانی قرار داده و در مقابل حدود ۱۵۰۰ دلار به‌صورت ارز دیجیتال دریافت کرده بود. اهمیت این پرونده در آن است که متهم صرفاً یک عکاس یا ناظر بیرونی نبود، بلکه به واسطه خدمت نظامی خود به یکی از مهم‌ترین سامانه‌های دفاعی رژیم صهیونیستی دسترسی داشت.

شاباک همچنین در ۲۰ مه ۲۰۲۵ از چند پرونده دیگر خبر داد که در آن‌ها مأموریت‌هایی برای جمع‌آوری اطلاعات درباره مقر موساد، تأسیسات انرژی، بندر حیفا، پایگاه‌های نیروی هوایی و حتی شهرکی که «یسرائیل کاتس» وزیر دفاع رژیم صهیونیستی در آن سکونت دارد، تعریف شده بود.

این اهداف نشان می‌دهد ایران هم‌زمان چند هدف را دنبال می‌کند. ایجاد یک بانک اطلاعاتی بلندمدت، بررسی سازوکارهای حفاظتی و امنیتی، و جمع‌آوری داده‌هایی که در صورت وقوع یک درگیری نظامی گسترده‌تر، قابل استفاده باشند.

از تلگرام تا پایگاه‌های نظامی؛ الگوی جدید ایران برای نفوذ اطلاعاتی به رژیم صهیونیستی

پیشینه‌های متفاوت

پرونده‌های مربوط به شهروندان صهیونیست که به همکاری با دستگاه اطلاعاتی ایران متهم شده‌اند، نشان می‌دهد الگوی اجتماعی واحدی برای این افراد وجود ندارد.

در میان متهمان، یهودیان و عرب‌ها، مهاجران جمهوری‌های سابق شوروی، ساکنان قدس، یهودیان حریدی، نظامیان شاغل و نیروهای ذخیره دیده می‌شوند.

آنچه بیش از هر چیز در این پرونده‌ها مشترک است، آسیب‌پذیری فردی افراد از بدهی و مشکلات مالی گرفته تا تمایل به کسب درآمد سریع، احساس به حاشیه رانده شدن یا انگیزه‌های ایدئولوژیک علیه دولت رژیم صهیونیستی است. بر اساس گزارش‌های صهیونیستی، ایران این شکاف‌ها را ایجاد نکرده، بلکه جامعه رژیم صهیونیستی را مجموعه‌ای از نقاط ضعف می‌بیند و در هر قشر به دنبال افرادی می‌گردد که آمادگی بیشتری برای پذیرش ریسک و همکاری داشته باشند.

ابعاد مذهبی و سیاسی نیز در برخی پرونده‌ها قابل توجه است. اگرچه انگیزه مالی در بیشتر موارد عامل اصلی بوده، اما در میان متهمان، افرادی از جریان‌های ضدصهیونیستی حریدی نیز دیده می‌شوند و برخی دیگر همکاری خود را نوعی اعتراض سیاسی یا موضع‌گیری ایدئولوژیک توجیه کرده‌اند.

ترکیب جاسوسی انسانی با نفوذ سایبری

جذب منابع انسانی تنها بخشی از راهبرد ایران است و در کنار آن، عملیات سایبری و جنگ شناختی نیز دنبال می‌شود.

در ۲۹ مه ۲۰۲۵، شاباک اعلام کرد ۸۵ حمله فیشینگ (سرقت اطلاعات) منتسب به ایران را که مقام‌های امنیتی، سیاستمداران، دانشگاهیان و خبرنگاران رژیم صهیونیستی را هدف قرار داده بود، خنثی کرده است.

از تلگرام تا پایگاه‌های نظامی؛ الگوی جدید ایران برای نفوذ اطلاعاتی به رژیم صهیونیستی

همچنین در ۱۱ فوریه ۲۰۲۶، شاباک و مرکز ملی سایبری رژیم صهیونیستی از صدها تلاش برای نفوذ به حساب‌های گوگل و پیام‌رسان‌های متعلق به مسئولان، نظامیان و کارکنان صنایع دفاعی طی یک سال خبر دادند.

هدف این حملات صرفاً سرقت اسناد محرمانه نیست، بلکه جمع‌آوری اطلاعاتی مانند نشانی‌ها، ارتباطات شخصی، عادت‌های روزانه و مکان‌های تردد افراد است؛ داده‌هایی که می‌توان آن‌ها را با اطلاعات به‌دست‌آمده از منابع انسانی تلفیق و در عملیات باج‌گیری، جذب نیرو یا طراحی حملات مورد استفاده قرار داد.

شبکه‌های اجتماعی؛ ابزار تعمیق شکاف‌ها

هم‌زمان با جذب مستقیم افراد، ایران از شبکه‌های اجتماعی نیز برای تشدید شکاف‌های داخلی جامعه رژیم صهیونیستی و ایجاد بستری مناسب‌تر برای نفوذ استفاده می‌کند.

مطالعه‌ای که «عنبال اورباز» پژوهشگر پیشین مؤسسه مطالعات امنیت ملی رژیم صهیونیستی و «داوید سیمان طوف» افسر سابق اطلاعات نظامی این رژیم، انجام داده‌اند، نشان می‌دهد شبکه‌های نفوذ ایران نه به‌طور ثابت از جریان راست و نه از جریان چپ حمایت می‌کنند و هدف اصلی آن‌ها تعمیق اختلافات اجتماعی و تضعیف انسجام داخلی رژیم صهیونیستی است.

در پژوهشی که نسخه انگلیسی آن توسط «مؤسسه مطالعات روش‌شناسی اطلاعات» منتشر شد، هفت شبکه نفوذ ایرانی که بین اکتبر ۲۰۲۳ تا مه ۲۰۲۴ فعالیت داشته‌اند، شناسایی شده‌اند.

این پژوهش نتیجه می‌گیرد که این شبکه‌ها از موضوعاتی مانند پرونده اسرا، تلفات انسانی، کاهش اعتماد عمومی به دولت و نهادهای امنیتی بهره گرفته‌اند و همچنین نشان می‌دهد عملیات تأثیرگذاری دیجیتال با جمع‌آوری اطلاعات، جذب نیرو و هدایت میدانی کاملاً در هم تنیده است؛ به‌گونه‌ای که از همان زیرساخت‌های دیجیتال هم برای انتشار پیام‌های تبلیغاتی و هم برای ارتباط مستقیم با شهروندان صهیونیست و سوق دادن آن‌ها به انجام مأموریت استفاده می‌شود.

در تحلیلی که «دنی سیترینوویچ» و «داوید سیمان طوف» در ۲۱ ژوئیه ۲۰۲۵ منتشر کردند نیز آمده است که ایران از عملیات طوفان الاقصی در هفتم اکتبر ۲۰۲۳ به بعد، هم‌زمان با تشدید عملیات رسانه‌ای علیه جامعه رژیم صهیونیستی، تلاش‌های خود را برای جذب شهروندان این رژیم به منظور جاسوسی، انجام مأموریت‌های میدانی و کمک به تهران در شرایط جنگی افزایش داده است.

از تلگرام تا پایگاه‌های نظامی؛ الگوی جدید ایران برای نفوذ اطلاعاتی به رژیم صهیونیستی

برتری دفاعی

تعداد بالای بازداشت‌ها نشان می‌دهد که رژیم صهیونیستی از توان قابل توجهی در رهگیری ارتباطات، ردیابی کیف‌پول‌های دیجیتال و هماهنگی میان شاباک، پلیس و اطلاعات نظامی برخوردار است. اما همین آمار، واقعیتی دیگر را نیز آشکار می‌کند که حجم تلاش‌ها برای جذب نیرو بسیار گسترده است و در بسیاری از موارد، بازداشت افراد پس از انجام بخشی از مأموریت‌ها و انتقال اطلاعات صورت می‌گیرد.

ایران نیز می‌تواند به‌سرعت عامل لورفته را جایگزین کند. زیرا ایجاد یک حساب کاربری جدید و ارسال صدها پیام برای افراد مختلف، به زیرساخت عملیاتی پیچیده‌ای نیاز ندارد. از همین رو، برتری اسرائیل بیشتر جنبه دفاعی دارد. به این معنا که اگرچه موفق می‌شود بسیاری از شبکه‌ها را شناسایی و متلاشی کند، اما قادر نیست از همه ارتباطات جلوگیری کند یا از همان ابتدا تشخیص دهد کدام یک از افراد جذب‌شده در آینده به منبعی با دسترسی نظامی تبدیل خواهد شد.

در جمع‌بندی، ایران توانسته است جاسوسی علیه رژیم صهیونیستی را از یک عملیات پیچیده و محدود به نخبگان، به فعالیتی تبدیل کند که از طریق تلفن همراه و ارزهای دیجیتال نیز قابل انجام است. هرچند تهران هنوز موفق به نفوذی تعیین‌کننده در ساختار امنیتی رژیم صهیونیستی نشده، اما نشان داده است که برتری فناوری، به‌تنهایی برای بستن شکاف‌های انسانی کافی نیست.

به باور گزارش‌های صهیونیستی، خطر عمیق‌تر در ترکیب سه مؤلفه جذب منابع انسانی، نفوذ سایبری و عملیات روانی، نهفته است. ترکیبی که جامعه رژیم صهیونیستی را با همه شکاف‌ها، تضادها و آسیب‌پذیری‌هایش به یکی از اصلی‌ترین جبهه‌های جنگ اطلاعاتی تبدیل کرده است.

..............................

پایان پیام/ ۲۶۸

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha