به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ هنوز مدت زیادی از اعلام تصمیم نیروهای مسلح یمن برای بستن تنگه بابالمندب به روی کشتیرانی سعودی نگذشته بود که قیمت نفت بار دیگر روند صعودی به خود گرفت و قیمت نفت خام برنت طی روزهای گذشته از ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کرد، هرچند اندکی بعد به پایینتر از این سطح بازگشت.
براساس گزارش روزنامه «الاخبار» لبنان، بیشتر کارشناسان نفت و گزارشهای مراکز پژوهشی بینالمللی پیشبینی میکنند که قیمت نفت در دوره آینده ممکن است از مرزهای جدیدی عبور کند، بهویژه اگر واشنگتن تصمیم بگیرد جنگ خود در منطقه را تشدید کند. مجموعهای از تحولات نشان میدهد که چنین سناریویی چندان دور از ذهن نیست که مهمترین آنها عبارتاند از:
احتمال هدف قرار دادن تأسیسات انرژی ایران از سوی آمریکا
در چنین شرایطی، ایران نیز احتمالاً در واکنش، تأسیسات مشابه در منطقه را هدف قرار خواهد داد. تأسیساتی که بخش قابلتوجهی از آنها توسط شرکتهای نفتی آمریکایی سرمایهگذاری و اداره میشوند.
ورود تنگه بابالمندب به خط مقدم درگیری
اگر یمنیها در مرحله کنونی تنها نفتکشهای سعودی را هدف قرار دهند، در صورت حملات نظامی آمریکا به شهرهای یمن، احتمال بسته شدن کامل این تنگه وجود دارد. چنین اقدامی در هر دو حالت میتواند صادرات نفت عربستان را که از مسیر بابالمندب عبور میکند و حجم آن بیش از چهار میلیون بشکه در روز برآورد میشود، متوقف کند و زنجیره تأمین را در یکی از مهمترین مسیرهای دریایی جهان مختل سازد.
مجبور شدن کشورهای جهان به استفاده از ذخایر راهبردی و تجاری
بسیاری از کشورها برای جبران کاهش عرضه، ناچار خواهند شد از ذخایر نفتی خود استفاده کنند. اقدامی که این ذخایر را با خطر جدی مواجه خواهد کرد.
اگرچه بر اساس دادههای آژانس بینالمللی انرژی، ذخایر جهانی نفت در ماه گذشته برای نخستین بار طی چهار ماه حدود ۲۱ میلیون بشکه افزایش یافته است، اما جبران آثار بزرگترین برداشت از ذخایر در تاریخ که در سهماهه دوم سال جاری میلادی به حدود پنج میلیون بشکه در روز رسید، معمولاً به زمان زیادی نیاز دارد و مستلزم افزایش و تثبیت جریان نفت به بازارهای جهانی است.
این روند با نزدیک شدن به فصل زمستان پیچیدهتر نیز خواهد شد. حال تصور کنید جنگ ادامه پیدا کند و به بدترین سناریوی ممکن برای اقتصاد جهانی گسترش یابد.
سه سناریو
امروز دیگر خود جنگ بزرگترین تهدید برای اقتصاد جهانی نیست، بلکه خطر اصلی، احتمال گسترش آن به حمله علیه تأسیسات انرژی است. تحولی که میتواند اقتصاد جهان را وارد دورهای از رکود تورمی گسترده کند، امنیت غذایی صدها میلیون نفر را به خطر بیندازد و میلیونها فرصت شغلی را از بین ببرد. کشورهای عربی نیز طبیعتاً بیشترین آسیب را از چنین شرایطی خواهد دید.
در این چارچوب، بیشتر پیشبینیهای اقتصاددانان و مؤسسات بینالمللی درباره آینده اقتصاد جهان بر سه سناریو متمرکز است:
سناریوی نخست؛ ادامه جنگ بدون هدف قرار دادن تأسیسات انرژی
در این سناریو، آمریکا دامنه اهداف خود را گسترش نمیدهد و همچنان تأسیسات انرژی و زیرساختهای مرتبط با آن را از حملات گسترده دور نگه میدارد. ایران نیز در واکنش، پاسخی متناسب ارائه خواهد کرد، مشابه آنچه از زمان آغاز جنگ در فوریه گذشته رخ داده است.
در چنین شرایطی، اقتصاد جهانی با پیامدهایی مواجه خواهد شد که تفاوت چندانی با وضعیت کنونی ندارد. از جمله این پیامدها، افزایش نرخ تورم، کاهش فرصت دستیابی به رشد اقتصادی مناسب، افزایش اقدامات مربوط به صرفهجویی در مصرف نفت و برداشت کنترلشده از ذخایر نفتی است.
سناریوی دوم؛ حمله به تأسیسات انرژی ایران
در این سناریو، دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا، تهدیدهای خود را عملی کرده و تأسیسات انرژی ایران را هدف قرار میدهد و خسارتهای سنگینی به آنها وارد میکند. تهران نیز در واکنش، حملاتی مشابه و متناسب انجام خواهد داد.
در چنین شرایطی، قیمت نفت و گاز بهشدت افزایش خواهد یافت و بر اساس برخی برآوردها، قیمت هر بشکه نفت ممکن است از ۱۵۰ دلار آن هم برای مدتی نهچندان کوتاه عبور کند، زیرا بازسازی و احیای تأسیسات آسیبدیده به زمان و هزینه زیادی نیاز خواهد داشت.
شاید همین مسئله باعث شده است که چین، بنا بر برخی گزارشها، خرید نفت خام روسیه از منطقه خاور دور را با سرعت بیشتری افزایش دهد.
سناریوی سوم؛ جنگ فراگیر و فاجعهبار
سناریوی سوم که برای جهان فاجعهبار خواهد بود، بر گسترش جنگ در منطقه و تبدیل آن به یک درگیری تمامعیار استوار است. جنگی که اقتصادهای منطقه را نابود کرده و آن را به گوی آتشی تبدیل میکند که میتواند تمام دستاوردهای توسعهای انباشتهشده طی دههها را از بین ببرد و اقتصاد جهانی را نیز با بحرانی عمیق مواجه کند.
بحران پیشبینیشده تنها به اختلال در عرضه نفت و گاز برای سالها یا تخلیه ذخایر راهبردی و تجاری کشورها محدود نخواهد شد، بلکه منطقهای راهبردی را از نقشه سرمایهگذاری، تجارت و فرصتهای شغلی خارج خواهد کرد.
علاوه بر این، فروپاشی صلح و امنیت جهانی نیز میتواند پیامدهای گستردهای برای اقتصاد تمام کشورهای جهان به همراه داشته باشد.
پروژههای جایگزین با پرسشهای متعدد
اما درباره مسیرهای جایگزین که اکنون برای کاهش یا حذف وابستگی به تنگه هرمز مطرح میشوند، چه میتوان گفت؟
پیش از بررسی میزان امکان اجرای این پروژهها و تحقق هدف اعلامشده آنها، باید میان طرحها و چشماندازهای آینده که همچنان در حال بررسی و بحث هستند و واقعیت کنونی تمایز قائل شد.
تا زمانی که این مسیرهای جایگزین در حال حاضر آماده بهرهبرداری نیستند، تنگه هرمز در کنار بابالمندب برای سالهای آینده همچنان نقش تعیینکنندهای در صادرات نفت، گاز و محصولات پتروشیمی منطقه خلیج فارس خواهد داشت.
تنها استثنا در این زمینه، بخشی از صادرات نفت عراق است که در حال حاضر از طریق خط لوله به بندر جیهان ترکیه و همچنین بهوسیله نفتکشهای زمینی از طریق بندر بانیاس سوریه صادر میشود.
ایده پروژههای جایگزین که از سوی آمریکا تبلیغ و حمایت میشوند، بر ایجاد شبکهای گسترده از خطوط لوله استوار است که کشورهای خلیج فارس را به اردن، سوریه، لبنان و ترکیه متصل کند تا مسیرهای جدیدی برای انتقال انرژی ایجاد شود. مسیرهایی که بسته به نتایج و توافقهای حاصل از جنگ کنونی، بتوانند جایگزین یا مکمل تنگه هرمز باشند.
با این حال، این پروژهها پرسشهای متعددی را مطرح میکنند. از جمله هزینههای بالای اجرای آنها، منابع تأمین مالی، تأثیر آنها بر درآمد کشورهای صادرکننده، هزینههایی که کشورهای مسیر عبور صادرات دریافت خواهند کرد و توجیه اقتصادی این پروژهها بهویژه زمانی که حملونقل نیازمند استفاده از چند مسیر مختلف، از خطوط لوله گرفته تا کشتیها، باشد.
مهمتر از همه، ترکیب بازارهای هدف نیز ممکن است تغییر کند. همانطور که مشخص است، بازارهای آسیایی مقصد اصلی بخش عمده نفت صادراتی خلیج فارس هستند، اما با ایجاد مسیرهای جایگزین جدید، احتمالاً بازارهای اروپایی به مقصد اصلی این صادرات تبدیل خواهند شد.
تمام این عوامل باعث میشود پروژههای پیشنهادی در صورت بازگشت کشتیرانی به وضعیت عادی در تنگههای هرمز و بابالمندب با آزمونی دشوار مواجه شوند. آزمونی که از نظر هزینه، عوارض، زمان انتقال و بازارهای هدف اهمیت خواهد داشت.
نمونه مشابه این وضعیت را میتوان در زمانی مشاهده کرد که کشتیها در جریان جنگ غزه مجبور شدند از تنگه بابالمندب عبور نکنند و مسیر خود را به سمت دماغه امید نیک تغییر دهند. اما به محض بازگشت آرامش به تنگه، کشتیها بهسرعت مسیر خود را تغییر دادند تا بار دیگر از این مسیر عبور کنند.
از همین رو، یکی از کارشناسان حوزه انرژی ترجیح میدهد پروژههای جدید مطرحشده را برنامههایی برای تنوعبخشی» به مسیرهای انتقال انرژی و نه طرحهایی برای حذف مسیرهای تاریخی و اقتصادی مانند تنگههای هرمز و بابالمندب بداند.
..............................
پایان پیام/ ۲۶۸
نظر شما