۳۱ تیر ۱۴۰۵ - ۱۳:۴۳
حماسه بی‌پایان یک مکتب؛ چگونه آرمان شیعه، از یک گفتمان تحت تعقیب، به تمدنی جهانی و بی‌بدیل در عصر کنونی تبدیل شد؟

تصور کنید بذری را که در شوره‌زاری کاشته شود، زیر پای قدرتمندان لگدمال شود، از آسمان بر آن آتش ببارد، اما نه تنها از بین نرود، که به جنگلی انبوه و تناور بدل شود؛ جنگلی که طوفان‌های سهمگین تاریخ، ریشه‌هایش را در اعماق زمین محکم‌تر کند و سایه‌سارش را بر سر مستضعفان عالم بگستراند. این، سرگذشت شگفتانگیز مکتبی است که امروز به اذعان تحلیلگران شرقی و غربی، در «قوی‌ترین حالت تاریخی خود از صدر اسلام تا کنون» قرار گرفته است. این تنها یک تحلیل سیاسی نیست؛ روایت یک معجزه‌ی مستمر الهی است که در دل شب‌های تار اختناق، طلوع کرده و امروز، خورشید آن از شرق ایران اسلامی، سرزمین‌های دور و نزدیک را روشن کرده است. برای فهم این ابرقدرت معنوی، باید از کوچه‌های مدینه سفر را آغاز کنیم و به بلوارهای جهان امروز برسیم.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: برای درک عمق و وسعت اقتدار امروز شیعه، لازم است نگاهی به مسیر پرفراز و نشیب تاریخی آن بیندازیم. از صدر اسلام، هسته اولیه تشیع در کنار پیامبر اکرم (ص) و در شهر مدینه شکل گرفت. این دوره، دوران کاشت بذر ایمان و معرفت بود، اما دایره حکومت نبوی محدود به همان جغرافیای مدینه و دل‌های آماده مردم آن بود. پس از رحلت جانسوز پیامبر (ص)، ورق تاریخ برگشت و مسیری که بنا به نص صریح غدیر، به خانه وحی ختم می‌شد، دچار انحراف گردید.

 بخش اول: بهار کوتاه و زمستان طولانی؛ کالبدشناسی یک رنج تاریخی

 برای آنکه عظمت امروز تشیع را درک کنیم، باید ابتدا عمق فاجعه‌ای که بر آن گذشت را بفهمیم. تشیع، نه یک فرقه، که جوهره اسلام محمدی (ص) بود که در غدیر خم به وصایت علوی (ع) گره خورد. هسته اولیه آن در مدینه، در همان حکومت نبوی که شما اشاره کردید، شکل گرفت؛ حکومتی که نمونه کوچکی از مدینه فاضله بود، اما جغرافیای سیاسی‌اش از حصار شهر مدینه فراتر نرفت. این بذر در همان زمان کاشته شد، اما هنوز به نهالی تبدیل نشده بود که طوفان سقیفه وزید.

 پس از رحلت پیامبر (ص)، «زمستان طولانی شیعه» آغاز شد. ۲۵ سال خانه‌نشینی امیرالمؤمنین (ع) تنها یک سکوت سیاسی نبود، بلکه راهبردی برای حفظ کیان اسلام از فروپاشی کامل بود. حکومت کوتاه و سراسر مصیبت ایشان، یک استثنا در تاریخ شیعه بود که نشان داد اگر حکومت به دست معصوم باشد، عدالت چه معنایی دارد. اما این بهار، به سرعت با خزان بنی‌امیه و بنی‌عباس جایگزین شد. امامان معصوم (ع)، نسل‌ها در محاصره خفقان، زندان‌ها، تبعیدها و مسمومیت‌های خاموش زندگی کردند. شیعیان به جرم محبت به اهل بیت، مهدورالدم بودند؛ خانه‌هایشان ویران، اموالشان مصادره و زبانشان از بیان حق بریده شده بود. این اقلیت تحت ستم، قرن‌ها در حالت تقیه زیستند؛ حالتی که از دید دشمن ضعف، اما از منظر الهی، رحمی امن برای تکثیر سلول‌های مقاومت بود. این رنج تاریخی، DNA مقاومت را در کالبد شیعه نهادینه کرد.

 بخش دوم: از غیبت تا حضور؛ معماری فقاهت برای یک تمدن انتظار

 دوران غیبت امام عصر (عج) می‌توانست به یأس و نابودی بینجامد، اما اینجا بود که نبوغ مکتب تشیع خود را نشان داد. شیعه به جای فروپاشی، وارد فاز "انتظار پویا و سازنده" شد. علمای ربانی، پرچم‌دارانی شدند که کشتی شیعه را از میان طوفان‌ها عبور دادند. از شیخ مفید و شیخ طوسی تا علامه حلی و شهیدین، شبکه‌ای از فقاهت تنیده شد که نه تنها دین را حفظ کرد، بلکه مدل حکمرانی در عصر غیبت را به صورت تئوریک پایه‌ریزی نمود. این، یک انقلاب فکری بود: تبدیل شدن از یک مکتب مظلوم و گوشه‌نشین، به یک نظام فکری منسجم و دارای دکترین حکومتی. کتاب‌هایی که در این قرون نوشته شد، در حقیقت نقشه راهی بود که قرن‌ها بعد در ایران اسلامی از روی آن، تمدنی نوین بنا شد. این دوره، اثبات کرد که شیعه می‌تواند بدون امام حاضر، زنده بماند، رشد کند و طرحی برای اداره جهان داشته باشد.

 بخش سوم: نقطه جوش تاریخ؛ انفجار نور از قلب ایران

 و سپس، انقلاب اسلامی ایران به وقوع پیوست؛ واقع‌ه‌ای که معادلات جهانی را نه در حد یک کودتا یا شورش، که در مقیاس یک «زلزله تمدنی» دگرگون کرد. آیت‌الله خمینی (ره)، این نظریه فقاهتی متراکم چندین قرنی را از لا به لای متون به صحنه جامعه آورد. او ثابت کرد «ولایت فقیه» یک ایده ذهنی نیست، بلکه کارآمدترین مدل برای مقابله با مدرنیته منحط غرب و شرق است. این، لحظه "انفجار نور" بود. برای اولین بار، یک فقیه بر ۹۰ میلیون نفر حکومت را به دست گرفت و پرچم «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» را بر قله‌های سیاست جهانی به اهتزاز درآورد. قدرت شیعه دیگر قائم به فرد نبود؛ قائم به یک «نظام» بود. ایران اسلامی به مثابه یک پایگاه عظیم نظامی، علمی، فرهنگی و رسانه‌ای برای تشیع درآمد. این حکومت فراگیر، آرزوی ۱۴۰۰ ساله شیعه را محقق کرد و ثابت کرد که اسلام می‌تواند در دنیای مدرن، حرف اول را بزند.

 بخش چهارم: رهبری در طوفان؛ چگونه آیت‌الله خامنه‌ای شیعه را به یک ابرقدرت ترکیبی تبدیل کرد؟

 پس از امام، این آیت‌الله خامنه‌ای بود که راهبری این کشتی در میان سهمگین‌ترین امواج تاریخ را بر عهده گرفت. اگر امام بنیان‌گذار بود، ایشان معمار گسترش و تعمیق این تمدن است. دشمنی که پس از فروپاشی شوروی خود را یکه‌تاز جهان می‌دید، تمام حجم تسلیحات نظامی، جنگ‌های نیابتی، عملیات‌های روانی، تحریم‌های فلج‌کننده و بزرگترین امپراتوری رسانه‌ای تاریخ را علیه ایران شیعی به کار گرفت. هدف، تکرار سناریوی فروپاشی آسان سایر ملت‌ها بود. اما رهبری حکیمانه، جنس دیگری از قدرت را به نمایش گذاشت: «قدرت نرم و سخت هوشمند».

 تحت این رهبری، شیعه به جای دفاع صرف، به یک قدرت تهاجمی در عرصه گفتمان تبدیل شد. موشک‌های نقطه‌زن، پهپادهای راهبردی و فناوری هسته‌ای، تنها یک روی سکه‌اند. روی دیگر، تبدیل شدن «گفتمان مقاومت» به الگوی مبارزه برای ملت‌هاست. یک جمعیت ۹۰ میلیونی تحت شدیدترین فشارها، نه تنها از هم نپاشید، که ضعیف نشد، بلکه قوی‌تر نیز شد. هر تحریم، یک فرصت برای خودکفایی شد؛ هر تهدید نظامی، بهان‌ه‌ای برای یک دستاورد موشکی غافلگیرکننده؛ و هر جنگ رسانه‌ای، تمرینی برای سواد رسانه‌ای ملت. ایشان مدیریت کرد که فشار بیرونی به انسجام درونی بدل شود و این، دقیقاً نقطه اوج رهبری استراتژیک است.

 بخش پنجم: جهانیشدن تشیع؛ امت واحده‌ای که از عراق تا نیجریه گسترده شده است

 قدرت امروز شیعه، به مرزهای ایران ختم نمی‌شود. نظریه «صدور انقلاب» به یک پدیده عینی در جهان تبدیل شده است. امروز به رهبری آیت‌الله خامنه‌ای، یک «امت واحده» شکل گرفته که اجزای آن به‌طور هماهنگ عمل می‌کنند. حزب‌الله لبنان به یک قدرت بازدارنده در برابر صهیونیسم تبدیل شده که ارتش شکست‌ناپذیر اسرائیل را به شکست کشاند. حشد شعبی در عراق، مدافع حرم و حافظ تمامیت ارضی این کشور است. انصارالله یمن، با پشتوانه فکری شیعه، معادلات دریایی جهان را به هم ریخته و رژیم صهیونیستی را در تنگنای ژئواکونومیک قرار داده است. فاطمیون و زینبیون در افغانستان و پاکستان، نه تنها مدافع حرم، که احیاگر روح حماسی تشیع در منطقه خود شده‌اند. و شگفت‌انگیزتر، جنبش اسلامی نیجریه به رهبری شیخ زکزاکی است که در قلب آفریقا، عشق به حسین (ع) را زنده کرده است. این شبکه جهانی، دیگر یک اقلیت ترسو و پنهان نیست، یک جبهه متحد، مقتدر و پیشرو است که نظم تحمیلی غرب را به چالش کشیده است.

 بخش ششم: رویش‌های پس از شهادت؛ جاودانگی یک تفکر

 و اما تازه‌ترین و خیره‌کننده‌ترین فصل این قدرت‌نمایی، رویدادهای پس از شهادت سرداران بزرگ مقاومت است. دشمن به خیال باطل خود، با حذف فیزیکی فرماندهان، می‌تواند ستون فقرات این جبهه را بشکند. اما ما امروز شاهد پدیده‌ای به نام «رویش‌های انقلاب» هستیم. شهادت حاج قاسم سلیمانی، به جای پایان دادن به مکتب او، میلیون‌ها حاج قاسم در ایران و جهان آفرید. شهید رئیسی و همراهانش، نمونه‌ای از نسل جدید مدیران تراز انقلاب بودند که خستگی‌ناپذیری و خدمت‌گزاری را به اوج رساندند. نسل چهارم و پنجم انقلاب، مؤمن‌تر، انقلابی‌تر، آگاه‌تر و مسلط‌تر به فناوری‌های نوین از نسل‌های پیشین هستند. آنها با سلاح علم، در عرصه‌های هسته‌ای، هوش مصنوعی، نانو و بیوتکنولوژی، و با سلاح ایمان در میدان‌های نبرد نرم و سخت، پرچم این اقتدار را بر دوش می‌کشند. شهادت، پایان راه نیست؛ آبیاری شجره طیبه‌ای است که وعده الهی به آن تعلق گرفته است. این رویش‌ها، تضمین قطعی برای استمرار قدرتمندی شیعه در قرن‌های آینده است.

 طلوع از افق ظهور

 امروز، بدون شک، شیعه در قوی‌ترین حالت خود از زمان خلقت تا کنون قرار دارد. قدرتی که دیگر نه در کوچه‌های تنگ مدینه، که در بلوارهای جهان و عرصه‌های بین‌المللی جولان می‌دهد. این قدرت، از یک ملک و حکومت محدود فراتر رفته و به یک «تمدن» در حال گسترش تبدیل شده است؛ تمدنی که بر شانه‌های ایمان، خون شهیدان و عقلانیت انقلابی بنا شده است. دشمنانی که روزی برای تشیع تهدید بودند، امروز خود از این گفتمان احساس تهدید می‌کنند. مسیر پرفراز و نشیب تاریخ شیعه، از غربت و مظلومیت محض، به اقتدار و پیشوایی جهانی رسیده است. این، تنها یک پیروزی سیاسی نیست، تحقق وعده الهی و طلوع گفتمانی است که جهان را برای خورشید بزرگ ظهور حضرت مهدی (عج) مهیا می‌کند. آن روز، این قدرت نسبی امروز، به قدرتی مطلق در سایه حکومت عدل الهی متصل خواهد شد.

 زهرا صالحی فر، کارشناس ارشد قرآن و حدیث، کارشناسی ارشد مدیریت رسانه دانشگاه باقرالعلوم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha