۱۲ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۹
جرعه‌ای از نهج البلاغه ۴۸/ توصیه‌های امیرالمومنین(ع) به کمیل بن زیاد

چرا دسته‌ی سوم این‌طور هستند؟ «لَمْ یَسْتَضِیئُوا بِنُورِ الْعِلْمِ» از نور علم بهره‌ای نبردند و روشنایی نگرفتند. «وَ لَمْ یَلْجَئُوا إِلَی رُکْنٍ وَثِیقٍ» و به پناه یا جایگاه استواری پناه نبرده‌اند.

خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ابنا:

رهبر شهید انقلاب اسلامی در اولین روز سال گذشته در دیدار با هزاران نفر از قشرهای مختلف مردم، با اشاره به شکست دشمنان در دور کردن مردم از معنویات، ایام نخست امسال را متعلق به امیرالمؤمنین یعنی قله رفیع عدالت، تقوا و گذشت خواندند و گفتند: ملت ایران و ملت های مسلمان برای استفاده از درس‌های حضرت علی(ع) به عنوان برترین انسان‌ها بعد از پیامبر(ص)، به نهج‌البلاغه مراجعه کنند و فعالان عرصه فرهنگی به مطالعه و آموزش این کتاب عظیم توجه ویژه داشته باشند.

توصیه شهید حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به توجه و استفاده بیشتر از نهج‌البلاغه در حالی صورت می‌گیرد که ایران و جهان اسلام خصوصا جوامع پیرو اهل‌بیت(ع) شرایط خطیر و حساسی را پشت سر می‌گذارنند.

با توجه به تأکیدات رهبر شهید، خبرگزاری ابنا اهتمام ویژه‌ای به نشر آموزه‌های نهج البلاغه دارد. از این رو حجت الاسلام و المسلمین «محمد نمازی» استاد حوزه و پژوهشگر نهج‌البلاغه در سلسله ویدیوهایی به تشریح جایگاه و معارف نهج البلاغه می‌پردازد.

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

حکمت بسیار مهم 147، فرمایشات حضرت علی(ع) به کمیل بن زیاد است که توصیه‌های حضرت به ایشان بسیار مهم است که بخشی از آن در اینجا آمده است؛ بیشتر از آن در کتاب‌هایی مثل تمام نهج البلاغه، مستدرک نهج البلاغه و تحف العقول آمده که ان‌شاءالله عزیزان حتماً ببینند. در اینجا می‌فرماید: «قَالَ کُمَیْلُ بْنُ زِیَادٍ أَخَذَ بِیَدِی أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ» حضرت دست من را گرفت، «فَأَخْرَجَنِی إِلَی الْجَبَّانِ» من را به صحرا برد، «فَلَمَّا أَصْحَرَ تَنَفَّسَ الصُّعَدَاءَ» وقتی حضرت به آن صحرا رسید، یک نفس عمیقی همراه با اندوه کشید، «ثُمَّ قَالَ یَا کُمَیْلَ بْنَ زِیَادٍ» ای کمیل، «إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ أَوْعِیَةٌ» این قلب‌ها به سانِ ظرف‌هایی هستند که «فَخَیْرُهَا أَوْعَاهَا» بهترین‌شان آن باظرفیت‌ترین‌شان است. «فَاحْفَظْ عَنِّی مَا أَقُولُ لَک‏» هر چه می‌گویم را حفظ کن و در خودت نگه دار. «النَّاسُ ثَلَاثَةٌ فَعَالِمٌ رَبَّانِیٌّ وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَی سَبِیلِ نَجَاةٍ وَ هَمَجٌ رَعَاعٌ» مردم سه دسته هستند، یا عالم ربانی است و یا متعلّم و شاگردی در راه نجات است و یا این‌که «هَمَجٌ رَعَاعٌ». «هَمَجٌ رَعَاعٌ» پشه‌های ریزی هستند که ثباتی ندارند؛ حشرات ریزی که روی حیوانات می‌نشینند و با تکان خوردن آن چهارپا یا حیوان از جای خود بلند می‌شوند و هیچ ثباتی ندارند. حضرت می‌فرمایند: دسته‌ی سوم «أَتْبَاعُ کُلِّ نَاعِقٍ» ـ در بعضی از نسخه‌ها «صائح» است ـ این‌ها دنباله‌روی هر فریاد و به دنبال هر صیحه‌ای هستند. «یَمِیلُونَ مَعَ کُلِّ رِیحٍ» حزب باد هستند و با هر بادی به این طرف و آن طرف می‌روند.

چرا دسته‌ی سوم این‌طور هستند؟ «لَمْ یَسْتَضِیئُوا بِنُورِ الْعِلْمِ» از نور علم بهره‌ای نبردند و روشنایی نگرفتند. «وَ لَمْ یَلْجَئُوا إِلَی رُکْنٍ وَثِیقٍ» و به پناه یا جایگاه استواری پناه نبرده‌اند.

«عَالِمٌ رَبَّانِیٌّ»، دسته‌ی اول هستند. گرچه ما برای احترام به بزرگان و علمای دینی‌مان عالم ربانی می‌گوییم، اما در لسان روایات، منظور اهل بیت عصمت و طهارت(ع) هستند. در پایان همین حکمت دارد که «ظَاهِراً مَشْهُوراً وَ إِمَّا خَائِفاً مَغْمُوراً» بعضی از این‌ها ظاهر و مشهور هستند و بعضی خائف هستند. در روایت داریم که امام زمان(عج) خائف است؛ «خوفاً من القتل» قبل از ظهور یکی از دلایل این است که اگر حضرت بیایند، چون زمانش نرسیده و حاکمان ظلم و جور هستند، حضرت را می‌کشند. همین الان هم در کشورهای اسلامی رصد می‌کنند که اسم چه کسی مهدی است؟ بررسی می‌کنند که امام زمان(عج) نباشد. «مَغْمُوراً» به معنای همان پنهان است. لذا عالم ربانی همان اهل بیت عصمت و طهارت(ع) هستند.

دسته‌ی دوم شاگردانی هستند که مسیر نجات را طی می‌کنند. هر کسی غیر از اهل بیت(ع)، شاگرد اهل بیت(ع) است. بله، شاگرد اول‌هایی داریم، مثل سید بن طاووس‌ها، علامه حلی‌ها، مقدس اردبیلی‌ها، حضرت امام، مقام معظم رهبری، بهاءالدینی‌ها، بهجت‌ها، همه‌ی این‌ها شاگرد هستند، عالم ربانی و آن عالمی که علمش را از ربّ گرفته و منسوب به ربّ است، همین اهل بیت عصمت و طهارت(ع) هستند. در زیارت آل یس هم «وَ ربانیّ آیاته» می‌خوانیم. یا آنجا می‌فرماید: «علمٌ مصبوب»، علمی که دفعتاً خدا به این امام یا عالم ربانی داده است.

دسته‌ی سوم کسانی هستند که شاگرد اهل بیت(ع) نیستند، در کلاس اهل بیت(ع) غایب هستند. تعبیر حضرت را ببینید، مثل مگس‌ها یا حشرات ریزی هستند که «یَمِیلُونَ مَعَ کُلِّ رِیحٍ» با هر بادی به این طرف و آن طرف می‌روند، «لَمْ یَسْتَضِیئُوا بِنُورِ الْعِلْمِ».

در نامه‌ی 45 خواندیم که هر مأمومی، امامی دارد که «یَقْتَدِی بِهِ وَ یَسْتَضِی‏ءُ بِنُورِ عِلْمِهِ» به او اقتدا می‌کند و از نور علمش بهره می‌برد.

دسته‌ی سوم کسانی هستند که از نور علم که در واقع همین نور علمی است که نزد آقا امیرالمؤمنین(ع) است بهره‌ای ندارند و به این جایگاه استوار هم پناه نبرده‌اند. برای این‌که به داد این قشر سوم برسیم، باید نهج البلاغه را گسترش دهیم.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

..............................

پایان پیام/ 167

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha