۱۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۰
جرعه‌ای از نهج البلاغه ۴۲/ حلم و بردباری ثمره‌ی علم است

«وَ أَمَّا النَّهَارَ فَحُلَمَاءُ عُلَمَاءُ» متقین در روز جزء حلیمان و جزء اهل علم هستند. در این روایات و مخصوصاً در این خطبه علم و حِلم در کنار هم خیلی به کار رفته است، گویی حلم و بردباری ثمره‌ی علم است. معنایش این است که جاهل زود از کوره در می‌رود و تحمل مشکلات یا رفتارهای بد را ندارد.

خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ابنا:

رهبر شهید انقلاب اسلامی در اولین روز سال گذشته در دیدار با هزاران نفر از قشرهای مختلف مردم، با اشاره به شکست دشمنان در دور کردن مردم از معنویات، ایام نخست امسال را متعلق به امیرالمؤمنین یعنی قله رفیع عدالت، تقوا و گذشت خواندند و گفتند: ملت ایران و ملت های مسلمان برای استفاده از درس‌های حضرت علی(ع) به عنوان برترین انسان‌ها بعد از پیامبر(ص)، به نهج‌البلاغه مراجعه کنند و فعالان عرصه فرهنگی به مطالعه و آموزش این کتاب عظیم توجه ویژه داشته باشند.

توصیه شهید حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به توجه و استفاده بیشتر از نهج‌البلاغه در حالی صورت می‌گیرد که ایران و جهان اسلام خصوصا جوامع پیرو اهل‌بیت(ع) شرایط خطیر و حساسی را پشت سر می‌گذارنند.

با توجه به تأکیدات رهبر شهید، خبرگزاری ابنا امسال اهتمام ویژه‌ای به نشر آموزه‌های نهج البلاغه دارد. از این رو حجت الاسلام و المسلمین «محمد نمازی» استاد حوزه و پژوهشگر نهج‌البلاغه در سلسله ویدیوهایی به تشریح جایگاه و معارف نهج البلاغه می‌پردازد.

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین

ادامه‌ی خطبه‌ی متقین، خطبه‌ی 193 نهج البلاغه، این‌که متقین روزشان را چطور سپری می‌کنند؟ «وَ أَمَّا النَّهَارَ فَحُلَمَاءُ عُلَمَاءُ» این‌ها در روز جزء حلیمان و جزء اهل علم هستند. در این روایات و مخصوصاً در این خطبه علم و حِلم در کنار هم خیلی به کار رفته است، گویی حلم و بردباری ثمره‌ی علم است. معنایش این است که جاهل زود از کوره در می‌رود و تحمل مشکلات یا رفتارهای بد را ندارد.

«فَحُلَمَاءُ عُلَمَاءُ أَبْرَارٌ أَتْقِیَاءُ» متقین کیستند؟ در واقع اهل کار نیک و بِرّ هستند، اتقیاء باز هم یک تأکیدی است که این‌ها تقوا را در همه‌ی اعمال روزانه‌شان حفظ می‌کنند. شاید شب کمتر فضای معصیت و یا مواجهه با انسان‌های دیگر باشد ولی روز که عرصه‌ی فعالیت است، اینجا تأکیدی است که هم اهل برّ هستند و هم حواس‌شان به آن تقوا هست.

«قَدْ بَرَاهُمُ الْخَوْفُ بَرْیَ الْقِدَاحِ» متقین مثل تیر تراشیده هستند، به خاطر عبادت و به دلیل همان حزن که به خاطر بندگی دارند. «یَنْظُرُ إِلَیْهِمُ النَّاظِرُ» وقتی ناظری این‌ها را می‌بیند، «فَیَحْسَبُهُمْ مَرْضَی» فکر می‌کند که این‌ها بیمار هستند، «وَ مَا بِالْقَوْمِ مِنْ مَرَضٍ» اما بیمار نیستند، «وَ یَقُولُ لَقَدْ خُولِطُوا» گوینده‌ای از مردم می‌گوید که گویی این‌ها قاطی کرده‌اند و آشفته‌عقل هستند. بله، اهل دنیا به متقین این‌طور نگاه می‌کنند. به جای این‌که خودشان را زیر سؤال ببرند، متقین و اولیاء خدا را زیر سؤال می‌برند، می‌گویند که چرا این‌ها مثل ما نیستند؟ حتماً عقل‌شان آشفته است. حضرت می‌فرماید: بله، از یک جهت آشفته است «وَ لَقَدْ خَالَطَهُمْ أَمْرٌ عَظِیمٌ» یک امر عظیمی باعث شده که متقین این‌طور باشند. «لَا یَرْضَوْنَ مِنْ أَعْمَالِهِمُ الْقَلِیلَ» اعمال کم‌شان آن‌ها را راضی نکرده که بگویند ما چهار رکعت نماز خواندیم، یک ماه روزه گرفتیم و دو تا کار خیر کردیم، «وَ لَا یَسْتَکْثِرُونَ الْکَثِیرَ» تازه اگر عمل زیادی هم انجام دهند، آن را در برابر خدا زیاد نمی‌شمرند. همین نهج البلاغه می‌فرماید: با این‌که فرشتگان دائم در بندگی و عبادت هستند، یا در رکوع و یا در سجود هستند، اگر عظمت خدا را درست درک کنند اعمال‌شان را حساب نمی‌کنند، یعنی باز هم می‌دانند که حق خدا را رعایت نکرده‌اند و بندگی را ادا نکرده‌اند.

«فَهُمْ لِأَنْفُسِهِمْ مُتَّهِمُونَ» متقین نزد خودشان متهم هستند. یعنی خودشان، خودشان را زیر سؤال می‌برند، «وَ مِنْ أَعْمَالِهِمْ مُشْفِقُونَ» از اعمالی که انجام داده‌اند در ترس هستند. چرا؟ مبادا کم باشد، مبادا قبول نشده باشد، مبادا موجب تقرب ما نشده باشد.

در حکمت 136 همین نهج البلاغه داریم: «الصَّلَاةُ قُرْبَانُ کُلِّ تَقِیٍّ»، نه «قربان کل أحد»، نماز باعث تقرب هر آدم باتقوایی است، نه هر شخصی. کسی که تقوا را در غیرنماز هم رعایت می‌کند، نمازش هم نماز است و باعث قرب می شود، در واقع ملاقات با خدا است.

متقین دیگر چطور هستند؟ «إِذَا زُکِّیَ أَحَدٌ مِنْهُمْ خَافَ مِمَّا یُقَالُ لَهُ» یکی از این‌ها تعریف کند، از آن تعریف می‌ترسند، یعنی سریع جوّگیر نمی‌شوند که بگویند: عجب آدمی هستیم. دچار عُجب و غرور نمی‌شوند، فریب نمی‌خورند. «فَیَقُولُ أَنَا عْلَمُ بِنَفْسِی مِنْ غَیْرِی»، من خودم را از دیگران بهتر می‌شناسم، «وَ رَبِّی أَعْلَمُ بِی مِنِّی بِنَفْسِی» خدا هم که من را از خودم بهتر می‌شناسد. این‌ها گناهان‌شان را به مردم نمی‌گویند، پرده‌دری نمی‌کنند، آن پرده‌ای که خدای ستار العیوب کشیده است. به جای آن چه می‌گویند: «اللَّهُمَّ لا تُؤَاخِذْنِی بِمَا یَقُولُونَ» خدایا، من را به خاطر آنچه که می‌گویند مؤاخذه نکن، «وَ اجْعَلْنِی أَفْضَلَ مِمَّا یَظُنُّونَ» خدایا، من را بهتر از آن که فکر می‌کنند قرار بده، «وَ اغْفِرْ لِی مَا لَا یَعْلَمُونَ» چیزهایی هم که نمی‌دانند ببخش. ببینید یک آدم باتقوا چقدر زرنگ است، هم آن پرده‌پوشی خدا را حفظ می‌کند و هم می‌گوید: خدایا، هر چه این‌ها فکر می‌کنند و گمان خوب دارند، من را از آن هم بهتر قرار بده.

علامت متقین باز هم ادامه دارد که ان‌شاءالله در جلسه‌ی بعد تقدیم عزیزان خواهد شد.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

.................................
پایان پیام/ 167

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha