۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۲:۵۴
جرعه‌ای از نهج البلاغه ۳۹/ متقین اهل فضیلت‌ها هستند

«وَ مَشْیُهُمُ التَّوَاضُعُ» راه رفتن متقین از روی تواضع و فروتنی است. «غَضُّوا أَبْصَارَهُمْ عَمَّا حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ» این‌ها از هر چه که خدا حرام کرده، چشم‌شان را می‌پوشانند «وَ وَقَفُوا أَسْمَاعَهُمْ عَلَی الْعِلْمِ النَّافِعِ لَهُمْ» گوش‌هایشان را وقف کرده‌اند به علم‌هایی که برای آن‌ها نفع دارد.

خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ابنا:

رهبر شهید انقلاب اسلامی در اولین روز سال گذشته در دیدار با هزاران نفر از قشرهای مختلف مردم، با اشاره به شکست دشمنان در دور کردن مردم از معنویات، ایام نخست امسال را متعلق به امیرالمؤمنین یعنی قله رفیع عدالت، تقوا و گذشت خواندند و گفتند: ملت ایران و ملت های مسلمان برای استفاده از درس‌های حضرت علی(ع) به عنوان برترین انسان‌ها بعد از پیامبر(ص)، به نهج‌البلاغه مراجعه کنند و فعالان عرصه فرهنگی به مطالعه و آموزش این کتاب عظیم توجه ویژه داشته باشند.

توصیه شهید حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به توجه و استفاده بیشتر از نهج‌البلاغه در حالی صورت می‌گیرد که ایران و جهان اسلام خصوصا جوامع پیرو اهل‌بیت(ع) شرایط خطیر و حساسی را پشت سر می‌گذارنند.

با توجه به تأکیدات رهبر شهید، خبرگزاری ابنا امسال اهتمام ویژه‌ای به نشر آموزه‌های نهج البلاغه دارد. از این رو حجت الاسلام و المسلمین «محمد نمازی» استاد حوزه و پژوهشگر نهج‌البلاغه در سلسله ویدیوهایی به تشریح جایگاه و معارف نهج البلاغه می‌پردازد.

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین

ادامه‌ی خطبه‌ی مهم متقین، خطبه‌ی 193؛

«فَقَسَمَ بَیْنَهُمْ مَعَایِشَهُمْ وَ وَضَعَهُمْ مِنَ الدُّنْیَا مَوَاضِعَهُمْ» خداوند معیشت و روزی هر کسی را تقسیم کرد و در جایگاه خودش قرار داد. بله، خدا مخلوقش را آفریده، روزی‌اش را هم داده اما گاهی ظالمان و سرکشان مانع رزق بقیه می‌شوند. لذا حکم جهاد داریم، حکم نهی از منکر داریم و حکم اصلی، زندگی کردن تحت امر ولیّ خدا است. اگر این‌ها به‌هم بخورد، این قسمت‌ها هم به‌هم می‌خورد. می‌بینید که یکی خیلی پولدار و ثروتمند و یکی خیلی فقیر است. در حالی که نظم عالم این نبوده است، اگر دین با تمام دستوراتش پیاده شود فقیری نمی‌ماند، همان‌طور که در ظهور امام زمان(عج) هم روایتی داریم که همین‌طور است، کسی می‌خواهد کمک کند و کسی نیست که آن کمک را بپذیرد.

«فَالْمُتَّقُونَ فِیهَا هُمْ أَهْلُ الْفَضَائِلِ» متقین چه کسانی هستند؟ اهل فضیلت‌ها. چیزهایی است که باعث برتری انسان بر دیگران می‌شود، یعنی فضیلت هست. «مَنْطِقُهُمُ الصَّوَابُ» حرف زدن و گویش این‌ها به‌جا و درست است و در واقع به نشانه می‌زنند. به هدف اصابت می‌کند، درست برخورد می‌کند، هم به وقت است و هم حرف درست است. «وَ مَلْبَسُهُمُ الِاقْتِصَادُ» پوشش این‌ها هم میانه‌روی است. در مورد پوشش گفته‌اند که هم نحوه‌ی لباس پوشیدن است و یا عام‌تر از آن کلاً سبک زندگی‌شان اقتصاد است و افراط و تفریط نیست. «وَ مَشْیُهُمُ التَّوَاضُعُ» راه رفتن این‌ها از روی تواضع و فروتنی است. «غَضُّوا أَبْصَارَهُمْ عَمَّا حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ» این‌ها از هر چه که خدا حرام کرده، چشم‌شان را می‌پوشانند «وَ وَقَفُوا أَسْمَاعَهُمْ عَلَی الْعِلْمِ النَّافِعِ لَهُمْ» گوش‌هایشان را وقف کرده‌اند به علم‌هایی که برای آن‌ها نفع دارد.

عزیزان چه علمی نافع‌تر از همین علمی که از آقا امیرالمؤمنین(ع) در نهج البلاغه به ما رسیده است؟ پیامبر(ص) فرمودند: «أَنَا مَدِینَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِیٌّ بَابُهَا» من شهر علم هستم، در جای دیگر فرمودند که من شهر حکمت هستم و علی(ع) باب آن است. بارها هم گفته‌ایم که ما به عنوان یک حکومت دینی باید از آقا امیرالمؤمنین(ع) الگو بگیریم، تنها امام معصومی که علی‌رغم تمام ظلم‌ها و بی‌وفایی‌ها، 4 سال و چند ماه حکومت کردند. این الگو در برابر بشریت است. علم نافع همین فرمایشات و قرآن و روایات است.

این‌ها چه کردند؟ «وَقَفُوا أَسْمَاعَهُمْ» گویی گوش‌شان را وقف این کار کرده‌اند، نه چیز دیگر و نه چیزهایی که نه تنها فایده ندارد، بلکه ضرر هم دارد. از وحی بریده است، انسان را نمی‌شناسند و خدایی ناکرده شهوات را به جای رشد و تعالی مسلط بر انسان می‌کنند.

اهل تقوا چطور هستند؟ «نُزِّلَتْ أَنْفُسُهُمْ مِنْهُمْ فِی الْبَلَاءِ کَالَّتِی نُزِّلَتْ فِی الرَّخَاءِ»، می‌فرماید: این‌ها در آسایش و سختی، حال‌شان یک طور است. این صفت کمی نیست. در بلا حال شخص همان آرامش و همان ثباتی باشد که در آسایش است. این به خاطر این است که تکیه‌ی این‌ها به خدا است و تقوا را رعایت کرده‌اند، حریم خدا را رعایت کرده‌اند.

«وَ لَوْ لَا الْأَجَلُ الَّذِی کَتَبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ لَمْ تَسْتَقِرَّ أَرْوَاحُهُمْ فِی أَجْسَادِهِمْ طَرْفَةَ عَیْنٍ» متقین به مقامی رسیده‌اند که اگر عمرشان و اجل‌شان مقدر نبود، ارواح‌شان در یک چشم برهم زدنی در اجسادشان، یعنی در بدن‌شان نمی‌ماند. چرا؟ «شَوْقاً إِلَی الثَّوَابِ وَ خَوْفاً مِنَ الْعِقَابِ» این‌ها می‌دانستند که در عالم چه خبر است. به ثواب‌های الهی شوق و از عقاب خدا خوف داشتند.

همه‌ی این حالات نتیجه‌ی معرفت‌های آن‌ها است. چه معرفتی؟ همان معرفت توحیدی که ان‌شاءالله در جلسه‌ی بعد خدمت عزیزان تقدیم خواهد شد.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

...................................
پایان پیام/ 167

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha