۳۱ تیر ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۲
جرعه‌ای از نهج البلاغه ۴۶/ شکر واقعی در رعایت تقوا است

آدم باتقوا دیگر چه می‌کند؟ «یَعْفُو عَمَّنْ ظَلَمَهُ» کسی که به او ظلمی کرده را می‌بخشد. یعنی تا جایی که می‌شود اهل بخشش است.

خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ابنا:

رهبر شهید انقلاب اسلامی در اولین روز سال گذشته در دیدار با هزاران نفر از قشرهای مختلف مردم، با اشاره به شکست دشمنان در دور کردن مردم از معنویات، ایام نخست امسال را متعلق به امیرالمؤمنین یعنی قله رفیع عدالت، تقوا و گذشت خواندند و گفتند: ملت ایران و ملت های مسلمان برای استفاده از درس‌های حضرت علی(ع) به عنوان برترین انسان‌ها بعد از پیامبر(ص)، به نهج‌البلاغه مراجعه کنند و فعالان عرصه فرهنگی به مطالعه و آموزش این کتاب عظیم توجه ویژه داشته باشند.

توصیه شهید حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به توجه و استفاده بیشتر از نهج‌البلاغه در حالی صورت می‌گیرد که ایران و جهان اسلام خصوصا جوامع پیرو اهل‌بیت(ع) شرایط خطیر و حساسی را پشت سر می‌گذارنند.

با توجه به تأکیدات رهبر شهید، خبرگزاری ابنا امسال اهتمام ویژه‌ای به نشر آموزه‌های نهج البلاغه دارد. از این رو حجت الاسلام و المسلمین «محمد نمازی» استاد حوزه و پژوهشگر نهج‌البلاغه در سلسله ویدیوهایی به تشریح جایگاه و معارف نهج البلاغه می‌پردازد.

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین

ادامه‌ی خطبه‌ی متقین، خطبه‌ای که یکی از اصحاب آقا امیرالمؤمنین(ع)، همّام اصرار کرد تا خود حضرت وصف متقین را در آن جمع بیان کند.

مؤمن چه صفت دیگری دارد؟ «إِنْ کَانَ فِی الْغَافِلِینَ کُتِبَ فِی الذَّاکِرِینَ»، گاهی ممکن است انسان در یک جمع غافلانه‌ای باشد، نباید هم‌رنگ جماعت باشد. اهل تقوا اگر در غافلین هم باشد جزء ذاکرین نوشته می‌شود. یاد خدا، یاد آخرت، یاد مرگ، یاد اهل بیت(ع)، این یادها هم از خود نهج البلاغه است که خدمت‌تان می‌گویم، نباید غافل باشد.

«وَ إِنْ کَانَ فِی الذَّاکِرِینَ لَمْ یُکْتَبْ مِنَ الْغَافِلِینَ» اگر بین ذاکران هم باشد، این‌طور نیست که آن یکی غافل باشد. گاهی این‌طور می‌شود که انسان در جمع خوبانی است ولی به خاطر غفلت‌هایش جزء آن‌ها نوشته نمی‌شود. میان متقین و بسیجیان هست، اما خدای ناکرده رفتاری دارد که از آن لیست حذف شده است.

آدم باتقوا دیگر چه می‌کند؟ «یَعْفُو عَمَّنْ ظَلَمَهُ» کسی که به او ظلمی کرده را می‌بخشد. یعنی تا جایی که می‌شود اهل بخشش است. ظلم به دیگران و ظلم به دین خدا را نمی‌گوید، کسی حالا ظلم کرده است. در همین خطبه‌های نهج البلاغه دارد که «اقْدَمُوا عَلَی اللَّهِ مَظْلُومِینَ وَ لَا تَقْدَمُوا عَلَیْهِ ظَالِمِینَ» در برابر خدا این‌طور قدم بگذارید، اگر قرار باشد یکی از این دو باشید، شما ظالم نباشید، مظلوم باشید. این به معنای ظلم‌پذیری نیست، اگر کسی تمام نهج البلاغه را بخواند متوجه می‌شود که منظور حضرت چیست. گاهی مخیّر بین این دو تا چیز هستیم که یا ظالم و یا مظلوم باشیم، حضرت می‌فرماید: تو ظالم نباش که حساب و کتاب در آنجا سخت است.

«یَعْفُو عَمَّنْ ظَلَمَهُ وَ یُعْطِی مَنْ حَرَمَهُ» به کسی که او را محروم کرده، عطا می‌کند. در احادیث قدسی داریم که به کسی که به شما خوبی کرده، خوبی می‌کنید، به کسی که به شما عطا کرده، عطا می‌کنید، به دیدن کسی می‌روید که به دیدن شما آمده است. این‌که تماماً معامله است، پس به خاطر خدا چه کردید؟ به کسی عطا کردید که به شما عطا نکرده است؟ به سراغ کسی رفته‌اید که از شما قطع کرده است؟ اینجا می‌فرماید که آدم باتقوا «یُعْطِی مَنْ حَرَمَهُ» به کسی که او را محروم کرده، عطا می‌کند. «وَ یَصِلُ مَنْ قَطَعَهُ» اهل وصلت و دیدار با کسی است که از او قطع کرده است. این‌ها بین خوبان و مؤمنین است. با دشمن که نباید وصل باشیم، این مشخص است. حضرت ارتباطات اجتماعی‌اش را بیان می‌فرماید.

«بَعِیداً فُحْشُهُ»، حضرت می‌فرماید که فحش اصلاً از او بعید است. معنای اصلی فحش به معنای از حد گذشتن است. مثل خطای فاحش که می‌گویند که به معنای خطای زیاد است. خود فحش هم چون از آداب می‌گذرد و حریم را رد می‌کند، فحش می‌گویند. «بَعِیداً فُحْشُهُ» فحش از شخص متقی دور است.

«لَیِّناً قَوْلُهُ»، گفتیم که مؤمن و متقین نرم هستند، رفتارشان هم دارای انعطاف است، برنامه‌ریزی‌اش هم همین‌طور است. اینجا می‌فرماید که گفتارش هم نرم است. «غَائِباً مُنْکَرُهُ حَاضِراً مَعْرُوفُهُ»، یک منکر داریم، یک معروف داریم. آدم متقی طوری است که گویی منکر از او غایب است و اصلاً دیده نمی‌شود. «حَاضِراً مَعْرُوفُهُ»، به کارهای خیر و کارهایی که به خوبی شناخته شده است، «عَرَفَ»، معروف می‌گویند. همه‌ی این کارها حاضر است و از او دیده می‌شود. «مُقْبِلًا خَیْرُهُ» خیرش از او به دیگران روی آورده است، «مُدْبِراً شَرُّهُ» شر او به دیگران نمی‌رسد، «فِی الزَّلَازِلِ وَقُورٌ» در اتفاقات و تزلزلاتی که در زندگی دنیا پیش می‌آید، او نه تنها وقار دارد، بلکه خیلی وقار دارد. وقور از صیغه‌ی مبالغه است. چرا؟ چون با خدا است. چرا؟ چون آرامش دارد. «وَ فِی الْمَکَارِهِ صَبُورٌ» در سختی‌های روزگار هم نه تنها صابر است، بلکه صبور است و خیلی صبر می‌کند. «وَ فِی الرَّخَاءِ شَکُورٌ» در آسایش هم خیلی اهل شکر و سپاس است. در روایت داریم که نعمت اگر شکر نشود مثل گناهی است که از آن استغفار نشود. در یکی از خطبه‌ها هم داریم که شکر واقعی در واقع همان رعایت تقوا است.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

...............................
پایان پیام/ 167

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha