به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ جنگ میان ایران و آمریکا، تنها یک رویارویی نظامی میان دو کشور نیست؛ بلکه میتواند پیامدهای گستردهای برای آرایش امنیتی و سیاسی خاورمیانه، آینده حضور نظامی آمریکا در منطقه و روابط تهران با کشورهای عربی خلیج فارس به همراه داشته باشد. در شرایطی که ادامه درگیری، معادلات پیشین امنیتی منطقه را با پرسشهای جدی مواجه کرده، جایگاه پایگاههای نظامی آمریکا، میزان اتکای کشورهای منطقه به حمایت واشنگتن و آینده ائتلافهای موجود بیش از گذشته در کانون توجه قرار گرفته است.
همزمان، فشارهای اقتصادی و تحریمها بار دیگر به یکی از ابزارهای اصلی آمریکا برای اعمال فشار بر ایران تبدیل شدهاند؛ ابزاری که در کنار تحولات میدانی جنگ، میتواند بر اقتصاد منطقه و حتی مناسبات اقتصادی بینالمللی تأثیر بگذارد. از سوی دیگر، تحولات اخیر این پرسش را مطرح کرده است که آیا موازنه قدرت در منطقه در حال تغییر است و آیا کشورهای خلیج فارس در حال حرکت به سمت ترتیبات امنیتی مستقلتر و روابط متفاوتی با ایران هستند؟
در چنین شرایطی، بررسی پیامدهای جنگ بر نفوذ آمریکا در منطقه، آینده پایگاههای نظامی این کشور، روابط ایران و کشورهای خلیج فارس، وضعیت ائتلافهای منطقهای و میزان اثرگذاری تحریمهای اقتصادی، تصویری روشنتر از معادلاتی ارائه میدهد که ممکن است پس از پایان این درگیری شکل بگیرد.
در همین راستا «طلال عتریس»، استاد دانشگاه لبنان و مدیرکل مرکز مطالعات استراتژیک بیروت، در گفتوگو با خبرگزاری ابنا به تشریح ابعاد مختلف پرونده جنگ میان ایران و آمریکا و ادعای «دونالد ترامپ»، رئیسجمهور آمریکا، درباره اعمال سختترین فشار اقتصادی علیه ایران پرداخته است.
انتقال تجهیزات آمریکا؛ نشانه سردرگمی واشنگتن در برابر ایران
این استاد مطالعات استراتژیک اظهار داشت: انتقال نیروهای آمریکایی، تجهیزات نظامی، رادارها و سایر سیستمهای حیاتی از برخی کشورهای خلیج فارس به اردن، نشاندهنده تشویش و سردرگمی در ارزیابی ماهیت درگیری با جمهوری اسلامی است. این سردرگمی در ارزیابی، به موضوع بحث بسیاری از کارشناسان آمریکایی تبدیل شده است؛ کارشناسانی که از فقدان اهداف مشخص، عدم دستیابی به نتایج و نبود یک برنامه مشخص یا چندمرحلهای سخن میگویند.
عتریس افزود: انتقال نیروها به اردن پس از آن صورت گرفت که ایالات متحده از پاسخ قوی ایران به پایگاههای واقع در قطر، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین، کویت و نقاط دیگر غافلگیر شد.
وی گفت: ایالات متحده معتقد بود انتقال این داراییهای نظامی به اردن شاید از ایران پنهان بماند یا اینکه ایران به این پایگاهها در اردن حمله نکند، اما عکس این موضوع اتفاق افتاد. این امر نشان میدهد که تجربه این نیروها و کشتهشدن سربازان آمریکایی، تأثیر منفی بر رئیسجمهور آمریکا گذاشته و همچنین برنامههای آمریکا در این زمینه را مختل و مبهم کرده است.
اکنون مشخص نیست که برنامه آمریکا درباره ادامه حضور نیروهایش در کشورهای خلیج فارس یا اردن چیست. آیا آنها بهطور کامل عقبنشینی خواهند کرد؟ آیا این پایگاهها دوباره بازسازی خواهند شد؟ این کار زمان زیادی طول خواهد کشید.
پایگاههای آمریکا و آغاز تغییر معادلات امنیتی خلیج فارس
استاد دانشگاه لبنان تأکید کرد: بنابراین، باید گفت که این اقدام نشاندهنده عقبنشینی، خروج و فقدان برنامهریزی آشکار درباره ماهیت پاسخ ایران و همچنین محاسبه اشتباه درباره آن است. البته، این اقدام موضع ایران را که در حمله به پایگاهها در اردن پیشدستی کرد، تقویت و همچنین موقعیت آمریکا را در توازن قدرت میان دو طرف، یعنی ایالات متحده و ایران، نسبتاً تضعیف میکند.
وی ادامه داد: بدون تردید، گزارشها درباره پایگاههای آمریکایی در خاورمیانه بهطور کلی و بهویژه در کشورهای خلیج فارس، وارد مرحلهای جدید و، صادقانه بگویم، وضعیتی اجتنابناپذیر شدهاند.
عتریس گفت: این پایگاهها که در اصل برای محافظت از کشورهای خلیج فارس تأسیس شدهاند، در تحقق هدف خود ناکارآمد بودهاند؛ بلکه از خود و اسرائیل دفاع کردهاند. به عبارت دیگر، موشکها برای رهگیری موشکهای ایرانی که اسرائیل را هدف قرار میدهند، پرتاب شدند. من معتقدم که این مرحله به پایان رسیده است. ایالات متحده در حال اذعان به این واقعیت است که بازسازی این پایگاهها به زمان قابلتوجه و میلیاردها دلار بودجه نیاز دارد. خود کشورهای خلیج فارس نیز بهطور آشکار از عدم نیاز به تمدید مجوز پایگاههای آمریکایی سخن گفتهاند.
وی تصریح کرد: بیانیه سهجانبه مکه نیز پیامی مبنی بر این است که این کشورها در برابر هرگونه تجاوزی، به دفاع از خود متکی خواهند بود. گویی آنها از موضوع حفاظت آمریکا از منطقه عبور کرده و به اصل اتکا به حفاظت از خود رسیدهاند.
این استاد دانشگاه لبنان گفت: این موضوع همچنین راه را برای بحث و گفتوگو میان این کشورها و ایران باز خواهد کرد و چهبسا این گفتوگو از پیش آغاز شده باشد؛ چراکه ایران خود را بهعنوان یک قدرت منطقهای که قادر به ایستادگی در برابر ایالات متحده و خنثیکردن اهداف جنگی آمریکا است، ثابت کرده و اکنون به قدرتی تبدیل شده است که تفاهم و همکاری با آن در چارچوب معاهدات امنیتی و عدم تجاوز به منافع مشترک، امکانپذیر است. من معتقدم که این بحث امروز جدیتر شده است.
پایان ائتلافهای ضدایرانی و کاهش نفوذ آمریکا
وی تأکید کرد: دوران ائتلافهای خلیج فارس و آمریکا علیه ایران، یا ائتلافهای خلیج فارس و اسرائیل علیه ایران، به پایان رسیده است. به نظر میرسد مرحله بعدی شاهد همکاری ایران و کشورهای خلیج فارس باشد و ایالات متحده کمنفوذترین بازیگر در منطقه خواهد بود.
عتریس ادامه داد: متحدان ایالات متحده به دلیل شکست آمریکا در دستیابی به اهدافش علیه ایران، دچار سرخوردگی شدهاند. این وضعیت به دلیل تناقض و تغییر اهداف رئیسجمهور ایالات متحده است. او یکبار میخواهد رژیم را سرنگون کند و بار دیگر به دنبال بازگشایی تنگه هرمز است؛ یکبار از نابودی موشکها سخن میگوید و بار دیگر میخواهد برنامه هستهای را برچیند.
وی افزود: این کشورها نمیدانند ایالات متحده چه میخواهد. این متحدان، بدون هیچگونه حمایتی از سوی آمریکا، در برابر حملات موشکی ایران به پایگاههای نظامی ایالات متحده آسیبپذیر شدهاند. متحدان آمریکا در خارج از منطقه، از جمله برخی کشورهای اروپایی، ژاپن و کره جنوبی نیز کمکی ارائه نمیدهند. آنها نمیخواهند در بازگشایی اجباری تنگه هرمز شرکت کنند و نمیخواهند در جنگی مشارکت داشته باشند که در آغاز آن نقشی نداشتهاند. بنابراین، اگر مسیر کلی ایالات متحده را از زمان آغاز جنگ علیه ایران در چند ماه پیش بررسی کنیم، روند کلی، کاهش نفوذ آمریکا و کاهش اعتماد متحدان به ایالات متحده را نشان میدهد.
این استاد دانشگاه لبنان تأکید کرد: در واقع، این کشورها که از ابتدا از جنگ و شرکت در آن امتناع کردهاند، اکنون برای فرار از فشار آمریکا تلاش میکنند. ایالات متحده امروز تقریباً بدون متحد یا بدون متحدان کلیدی است؛ البته به استثنای متحد اسرائیلی خود که آن هم با انزوای بینالمللی روبهرو است. همه این موارد نشاندهنده سناریویی است که پیش از جنگ با ایران پیشبینی نشده بود.
وی ادامه داد: قطعاً برای ایالات متحده دشوار است که افول و فرسایش نفوذ سیاسی خود را بپذیرد و به پایان حضور نظامی خود در منطقه اعتراف کند؛ بلکه با تمام توان، همراه با رژیم صهیونیستی و هر کشوری در منطقه که بتواند فشار وارد کند، تلاش میکند تا از تحقق نفوذ جدید ایران در منطقه جلوگیری کند. ایالات متحده نمیتواند بهراحتی بپذیرد که ایران در تنگه هرمز دست بالا را داشته باشد یا به قدرتی منطقهای تبدیل شود که کشورهای منطقه به دنبال همکاری و تفاهم با آن باشند.
مقاومت ایران و تلاش برای تبدیل دستاورد نظامی به پیروزی سیاسی
عتریس گفت: این موضوع سادهای نیست. این به معنای اذعان به آغاز شمارش معکوس برای پایان نفوذ و هژمونی آمریکا است؛ نفوذی که در این جنگ ضربه سختی خورده است. ایران روی گذر زمان حساب کرده است تا این پایداری را به یک پیروزی سیاسی تبدیل کند. این کشور معتقد است که زمان نه به نفع ترامپ است و نه به نفع ایالات متحده. در عین حال، ایران تلاش میکند کانالهای ارتباطی با کشورهای منطقه را باز کند و زمینه را برای ایجاد ترتیبات مشترک با آنها فراهم سازد.
وی تصریح کرد: از این نظر، این یک پیروزی سیاسی است. علاوه بر این، ایران اکنون محور مقاومت را بهعنوان بخش جداییناپذیر امنیت ملی خود میبیند، مشروط بر اینکه بتواند از این محور محافظت کند. پس ایران بدون شک به یک پیروزی سیاسی دست خواهد یافت. این یک اتفاق غیرمنتظره است و ایالات متحده را مجبور میکند تا هر راهی را برای جلوگیری از تبدیل این مقاومت به یک پیروزی سیاسی بررسی کند.
تحریمها؛ آخرین ابزار واشنگتن برای مهار ایران
استاد دانشگاه لبنان درباره ادعای ترامپ برای اعمال فشار اقتصادی شدید علیه ایران تأکید کرد: تحریمها علیه ایران موضوع جدیدی نیستند. ایران از زمان انقلاب تحت تحریمها زندگی کرده است. به یاد دارم که اوباما، رئیسجمهور پیشین آمریکا، نیز بستهای از تحریمها را علیه ایران وضع کرد و در آن زمان اظهار داشت که این تحریمها از جمله شدیدترین تحریمهای قابل تصور هستند. با وجود این، ایران توانست این تحریمها را که کماهمیت نیستند و به مردم آسیب میرسانند و بر واردات، تجارت، فروش نفت و فعالیتهای مشابه تأثیر منفی میگذارند، تحمل کند. اما این موضوع در رویارویی فعلی میان ایالات متحده و ایران به چه معناست؟
وی ادامه داد: بازگشت به تحریمها و محاصره اقتصادی به معنای شکست اقدام نظامی و ناتوانی در ازسرگیری خصومتها برای حمله به ایران، مطیعکردن آن یا وادارکردنش به تسلیم طبق خواست ترامپ است. همچنین، تحریمها، صرفنظر از شدت آنها، برای تأثیرگذاری بر جنبههای اقتصادی، تجاری و سایر جنبههای زندگی، به زمان طولانی نیاز دارند.
عتریس گفت: ایران، همانطور که بهخوبی شناخته شده است، در مقابله با تحریمها و یافتن راههایی برای دورزدن آنها تجربه کسب کرده است. علاوه بر این، سایر کشورهای جهان نیز با جلوگیری از معامله با ایران، تحت تأثیر منفی قرار خواهند گرفت. این بدان معناست که این کشورها نیز بهطور کامل از چنین تحریمهایی پیروی نخواهند کرد. بنابراین، تحریمها آثار منفی بر همه طرفها دارند. اگر به این موارد، بستهشدن تنگه هرمز و تنگه بابالمندب را نیز اضافه کنیم، قطعاً اقتصاد جهانی نیز احساس نگرانی خواهد کرد و تحت تأثیر منفی قرار خواهد گرفت. این فقط ایران نخواهد بود که تحت تأثیر تحریمها قرار میگیرد، آنگونه که ترامپ میخواهد؛ بلکه دامنه این تأثیرات گسترش خواهد یافت.
وی در پایان افزود: تا زمانی که ایران توان مقاومت در برابر فشار را داشته باشد و با بستن تنگه هرمز و کاهش صادرات نفت، کود، گاز و سایر محصولات، تمام جهان را وادار به پرداخت هزینه کند، تحریمهای اقتصادی، بهرغم هزینههایشان، به آنچه ترامپ میخواهد، یعنی وادارکردن ایران به پذیرش خواستههایش، دست نخواهند یافت. ایران اکنون به تحقق یک پیروزی سیاسی و تغییر معادلات منطقهای از طریق ایجاد ائتلافهای جدید در منطقه بسیار نزدیک است. ایالات متحده در تلاش است تا با اعمال تحریمهای اقتصادی از این امر جلوگیری کند، اما من معتقدم که امور دیگر کاملاً در دست ایالات متحده نیست.
..........................
پایان پیام
نظر شما