به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ پس از تأکید حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای بر «خونخواهی رهبر شهید» و توصیف ایشان بهعنوان «رهبر آزادگان جهان»، ابعاد مختلف این مفهوم در محافل علمی و حوزوی مورد توجه قرار گرفته است. یکی از مهمترین پرسشها در این زمینه آن است که خونخواهی در اندیشه شیعه چه مفهومی دارد و نسبت آن با فرهنگ عاشورا، انتظار و مبارزه با جریانهای ظلم و استکبار چیست؟
حجتالاسلام والمسلمین زهیر بلندقامتپور، استاد حوزه و دانشگاه و پژوهشگر فلسفه، در گفتوگو با خبرگزاری ابنا، با تبیین مبانی اعتقادی این موضوع، خونخواهی را مفهومی فراتر از مجازات عاملان مستقیم جنایت دانسته و با استناد به آموزههای عاشورا و سیره اهلبیت(ع)، بر ضرورت مقابله با جریانهای فکری و سیاسی مولد ظلم تأکید میکند. وی همچنین با تبیین مفهوم «حق و باطل» در تاریخ تشیع، معتقد است که خونخواهی رهبر شهید، رسالتی محدود به شیعیان یا مسلمانان نیست، بلکه همه آزادیخواهان جهان را مخاطب خود قرار میدهد.
حجتالاسلام والمسلمین بلندقامتپور در تبیین نسبت «خونخواهی رهبر شهید» با فرهنگ عاشورا، اظهار داشت: برای فهم صحیح این مسئله، ابتدا باید مفهوم خونخواهی در حادثه عاشورا و جایگاه آن در معارف شیعه مورد توجه قرار گیرد؛ زیرا این مفهوم صرفاً به مجازات عاملان مستقیم یک جنایت محدود نمیشود، بلکه ابعاد عمیقتری دارد.
خونخواهی عاشورا؛ فراتر از مجازات قاتلان
وی با اشاره به اینکه پس از واقعه عاشورا، مختار ثقفی قاتلان امام حسین(ع) را به سزای اعمالشان رساند، افزود: با وجود این، مسئله خونخواهی سیدالشهدا(ع) پایان نیافت و در روایات اهلبیت(ع) نیز این موضوع همچنان استمرار یافته است؛ تا آنجا که حضرت ولیعصر(عج) به عنوان «منتقم خون سیدالشهدا» معرفی شدهاند و در دعای ندبه نیز بر این حقیقت تأکید شده است.
بلندقامتپور ادامه داد: این پرسش مطرح میشود که وقتی عاملان مستقیم جنایت عاشورا به سزای اعمال خود رسیدهاند و قرنها از آن واقعه گذشته است، انتقام حضرت ولیعصر(عج) از چه چیزی خواهد بود؟ پاسخ این است که باید میان «افراد» و «جریان» تفاوت قائل شد؛ زیرا اگرچه اشخاص از میان میروند، اما اندیشه و جریانی که زمینهساز آن جنایت بوده است، میتواند در طول تاریخ استمرار یابد.
مقابله با جریان فکریِ مولد ظلم
این استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه در عاشورا تنها با چند فرد مواجه نیستیم، بلکه با یک جریان فکری و سیاسی روبهرو هستیم، تصریح کرد: آنچه باید مورد مقابله قرار گیرد، اندیشهای است که برای دستیابی به منافع دنیوی، حتی از به شهادت رساندن امام معصوم(ع) نیز ابایی ندارد؛ اندیشهای که ممکن است در هر عصر و سرزمینی با چهرهها و مصادیق جدید بازتولید شود.
وی خاطرنشان کرد: بر همین اساس، انتقام حضرت ولیعصر(عج) صرفاً متوجه افراد نیست، بلکه متوجه همان تفکر و جریانی است که فاجعه عاشورا را رقم زد. از این منظر، مؤمنان نیز وظیفه دارند در برابر چنین جریان و تفکری ایستادگی کنند و اجازه تکرار آن را ندهند.
خونخواهی رهبر شهید؛ دو بُعد مکمل
بلندقامتپور با تطبیق این مبنا بر مسئله «خونخواهی رهبر شهید» گفت: در این موضوع نیز یک بُعد، مجازات عاملان مستقیم ترور است، اما بُعد مهمتر، مقابله با اندیشه و جریانی است که زمینه چنین جنایتی را فراهم کرده و آن را توجیه میکند. به گفته وی، تا زمانی که این تفکر باقی باشد، امکان تکرار چنین جنایتهایی نیز وجود خواهد داشت.
وی تأکید کرد: از این رو، تحقق کامل خونخواهی تنها با مجازات عاملان جنایت محقق نمیشود، بلکه مستلزم مقابله با ریشههای فکری و سیاسی آن و در نهایت تحقق آرمان آزادی قدس است.
حق و باطل؛ محور مشترک همه جبهههای مقاومت
این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه، با اشاره به بخش دیگری از پیام حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای درباره «خونخواهی رهبر آزادگان جهان» اظهار داشت: این تعبیر را باید در بستر تاریخ تشیع و سیره اهلبیت(ع) تحلیل کرد؛ زیرا اهلبیت(ع) همواره تلاش داشتند نزاعها به عنوان اختلاف میان شیعه و سنی یا نزاعهای مذهبی معرفی نشود، بلکه معیار اصلی، تقابل «حق و باطل» باشد.
وی افزود: در منطق اهلبیت(ع)، امام حسین(ع) نماد جبهه حق و یزید نماد جبهه باطل است؛ ازاینرو هر کس حقیقتطلب باشد، در جبهه امام حسین(ع) قرار میگیرد و هر کس در مسیر باطل حرکت کند، در سوی مقابل خواهد ایستاد؛ فارغ از اینکه به چه مذهب یا قومیتی تعلق داشته باشد.
سکوت امام حسین(ع) برای حفظ مرزبندی حق و باطل
بلندقامتپور با استناد به ماجرای تشییع و دفن امام حسن مجتبی(ع)، این واقعه را نمونهای از راهبرد اهلبیت(ع) در جلوگیری از تبدیل نزاع حق و باطل به اختلافات خانوادگی یا مذهبی دانست و گفت: با وجود آنکه گروهی مانع دفن پیکر مطهر امام حسن(ع) در کنار پیامبر اکرم(ص) شدند و حتی تابوت آن حضرت هدف تیر قرار گرفت، امام حسین(ع) از ورود به درگیری نظامی خودداری کردند.
وی تصریح کرد: اگر امام حسین(ع) در آن مقطع دست به شمشیر میبردند، اصل مسئله به نزاع میان خاندان پیامبر(ص) و همسر پیامبر(ص) تقلیل پیدا میکرد؛ در حالی که هدف اهلبیت(ع) آن بود که جامعه، ریشه اصلی اختلاف را که همان تقابل حق و باطل است، به درستی تشخیص دهد.
جذب حقیقتطلبان، نه تشدید اختلافات مذهبی
این پژوهشگر فلسفه ادامه داد: همین رویکرد را میتوان در نحوه مواجهه امام حسین(ع) با شخصیتهایی همچون زهیر مشاهده کرد؛ فردی که پیشینه متفاوتی داشت، اما هنگامی که حقیقت را شناخت، به سپاه امام حسین(ع) پیوست. این مسئله نشان میدهد که دعوت اهلبیت(ع) بر محور حقیقت است، نه مرزبندیهای فرقهای.
بلندقامتپور تأکید کرد: از نگاه اهلبیت(ع)، نزاع اصلی هرگز نزاع میان شیعه و سنی نبوده است، بلکه همواره نبرد میان حق و باطل مطرح بوده و هر انسان حقیقتجویی میتواند در جبهه حق قرار گیرد.
تقابل با استکبار؛ نبرد مظلومان و ظالمان
وی با تعمیم این مبنا به شرایط امروز جهان اظهار داشت: تقابل جمهوری اسلامی ایران با آمریکا نیز نباید صرفاً یک اختلاف سیاسی میان دو کشور یا نزاعی میان شیعیان و آمریکا تلقی شود، بلکه این رویارویی، تقابل جبهه سلطه با ملتهای تحت ستم جهان است.
بلندقامتپور افزود: شواهد تاریخی نیز نشان میدهد کشورهایی که حتی ادعای همراهی با جمهوری اسلامی یا شعارهای ضدآمریکایی نداشتهاند، در مقاطع مختلف با فشارهای آمریکا مواجه شدهاند؛ از این رو، مسئله اصلی از نگاه وی، سیاست سلطهطلبانه و زورگویی نظام سلطه نسبت به ملتهاست، نه صرفاً اختلاف با ایران یا مسلمانان.
خونخواهی رهبر شهید؛ مسئولیتی برای همه آزادگان جهان
این استاد حوزه و دانشگاه در پایان گفت: از آنجا که «رهبر شهید» در خط مقدم مقابله با ظلم و استکبار قرار داشت، خونخواهی او نیز مأموریتی محدود به شیعیان یا حتی مسلمانان نیست، بلکه همه آزادیخواهان جهان که خود را در جبهه مقابله با ظلم میدانند، در این مسئولیت سهیم هستند.
وی خاطرنشان کرد: خونخواهی رهبر شهید، افزون بر مجازات عاملان مستقیم ترور، مستلزم مقابله با جریانها، اندیشهها و ساختارهایی است که زمینه شکلگیری چنین جنایتهایی را فراهم میکنند و تا زمانی که این جریانها پابرجا باشند، مبارزه با آنها ادامه خواهد داشت.
..........................
پایان پیام
نظر شما